" طراحي در كنار ميدان امام ( نقش جهان ) در اصفهان "
دانشكده معماري اوكلاهما . ژاپن
طراحي يك هتل و مركز تجاري در بافت واقع در جبعه جنوب غربي ميدان نقش جهان به عنوان موضوع طراحي معماري براي دانشجويان سال پنجم در نظر گرفته شده است ...
از نكات جالب در روند آموزشي اين طرح درست كردن يك ماكت نسبتا دقيق و بزرگ به ابعاد تقريا 3*5 متر از ميدان نقش جهان است كه دانشجويان در طول ترم توسط آن به شناخت فضايي بهتري دست يافته اند و هر كدام از آن ها نيز ماكت نهايي خود را در محوطه مورد نظر در روي ماكت قرار دادند تا ارزشيابي نسبتا بهتري از كار خود بدست اوردند .
مفهوم طراحانه اي كه دانشجويان باري كار خود در نظر گرفته اند . غالبا ياد آور نكته اي است كه در توضيح برنامه به آن اشاره شده است : " قرار دادن فضايي جديد در كنار بافت قديم "
يك نكته بسيار جالب و قابل مشاهده در عموم طرح ها اين است كه دانشجويان فضاهايي را طراحي كرده اند كه غالبا قابل اجرا هستند . در حالي كه در بعضي از مراكز آموزشي معماري ايران به نظر ميرسد كه تمايل شديدي به انجام كارهاي فانتزي و غير قابل اجرا وجود دارد ...
با هم نمونه هاي كارهاي دانشجويان را نگاه ميكنيم ...
براي اطلاعات بيشتر به اينجا مراجعه كنيد :
http://129.15.93.21/arch/5595iran/final.html
http://arch.ou.edu/arch/5595iran/week92.html
نقد معماري ........
و ادامه آن .....
معماري بدوي :
در نواحي بدوي هر كسي قادر است تا خانه اش را بسازد و جوابگوي نياز هاي مردم . اقليم . بوسيله مهارت هاي صنعتي و مصالح در دسترس و چندين فرم مشخص صورت ميپذيرد . اين فرمها در مقاطع زماني طولاني و بدوت تغيير باقي ميمانند . حالت تجسم يافته مفاهيم مهم اجتماعي محسوب ميشوند و به آساني و توسط همگان فهميده ميشوند .
معماري بومي :
در معماري بومي . خانه ها توسط بنايان و بر اساس مدلهاي توسعه يافته و داراي معاني مشخص ساخته ميشود . اغلب اين مدلها بر اساس اوضاع اقتصادي و شرايط آب و هوايي ان ناحيه خاص شكل ميگيرند . بنابر اين معماري بومي يك معماري مورد قبول اجتماع و تصوير گر ايده آلهاي جامعه است . معماري بومي در شمايل قرن بيستمي خود آرزو دارد با هويت و نقش اجتماعي خود ارتباطات سنتي و شرايط بازار تطابق يابد .
معماري نمادين :
بر خلاف معماري بومي و بدوي . معماري نمادين قصد دارد تا تاثير گذار باشد و ارتباط عميقي با مفاهيم زيبايي شناسانه دارد . معماري نمادين علاوه بر تامين اهداف عملكردي خود بيانگر نئوريهاي انتزاعي و عناصر آرمان گرايانه است .بواسطه نياز تمامي آن ها به مفاهيم ارتباط مشترك . مدلهايي شبيه به مدلهاي معماري بدوي وبومي پديد آمده است . بعضي مدلها همچون معابد يوناني . اهرام مصر . كليساها و يا خانه هاي پالاديو از ارتباط مفهومي و تكنولوژي هاي مشتركي استفاده ميكنند . و معماري نمادين به مثابه موسيقي دربرگيرنده تركيب استادانه تضاد ميان قطعات مرتبط است .
فرهنگ و معنا :
مهم ترين نياز براي يك فرهنگ . توسعه و تكميل يك دنياي منظم است كه بر پايه اثرات متقابل و تضاد هاي پر معنا قرار گرفته است . ارتباط غير كلامي به منظور حذف موارد غير قابل بيان و درك توسط كلام مورد استفاده قرار ميگيرد . معماري به جنبه هايي از زندگي كه قادر به بيان و درك توسط كلام مورد استفاده قرار ميگيرد . معماري به جنبه هايي از زندگي كه قادر به بيان توسط كلمات نيستند . معنا ميبخشد . معماري هاي خاص ميتواند به بخشهاي مختلف اجتماع مانند كليسا و حكومت هويت بخشد . بيان نقش هنر ها ورزش يا تكنولوژي و موقعيت فرد در جامعه بستگي دارد .
برنامه و سايت :
معماري به سه سري از نيرو ها پاسخ ميگويد : نيرو هاي سايت . برنامه عملكردي و فرهنگ غالب . تكنولوژي مورد استفاده . تكنولوژي در دسترس از فرهنگ است
ادراك و هويت :
مردم به منظور درك محيط به يك تصوير واضح از پيرامون خود نياز دارند يكساني نحوه علامت گذاري راهها و نواحي در تمامي دنيا مبين اين مطلب است كويين لينچ سه عامل هويت زمينه فضايي و معني را عناصر تشكيل دهنده يك تصوير محيطي ميداند .
حركت :
در ميان اجزاي معماري حركت يك نيروي داراي متفاوت با ساير نيرو ها ست . استاديوم هاي ورزشي از يكسو بهترين ديد ممكن را براي تماشاگر و از سوي ديگر ورودي ها و خروجي هاي سريع . راحت و خالي از خطر را براي رفت و امد مهيا ميكند .
چشم انداز ها :
چشم انداز هاي يكسان نيروي مهمي را باري معمار فراهم مياسزند . او ميتواند با بهره برداري از حضور نيرو ها وشهر ها و ساختمانها را سازماندهي كند .
ساختار و هندسه :
ميتوان ساختار را به عنوان بخشي از سيستم بيان مفاهيم فرهنگي محسوب نمود يا وسيله اي كه قادر است احساساتي مانند پويايي يا ايستايي را در بنا ايجاد كند و بيان پوياي ساختار با به نمايش گذاردن نيرو هاي كششي و فشاري و با قرار گيري اجزاي ريتميك _ كه بخشي از هندسه بنا را شكل ميدهد _ امكان پذير ميگردد . هندسه عامل تركيب بندي معماري و ارتباط دهنده قسمت هاي مختلف ساختمان با يكيديگر است ...
نقد در معماري
اگر بخواهيم معماري را نقد كنيم.... شايد اين موارد بدرد ما بخورد .. با هم ميخونيم ..
نيرو ها :
هر يك از پديده هاي طبيعي و ساختمانها ميتوانند به صورت نيرو ديده ميشوند . اين نيرو ها از نظر شدت جاذبه و دافعه با يكديگر متفاوتند . به عنوان مثال يك كوه . يك تپه . يك جريان سريع رود و يك رودخانه پرپيچ و خم و با صلابت با يكديگر متفاوتند . معماري را ميتوان حاصل فعل و انفعال سه سري نيرو دانست : نيروهاي سايت . نيروي برنامه و نيروي فرهنگ غالب .
استعداد مكان
توجه به استعداد مكان به معناي توجه به روح آن مكان است . صفات لحظه اي و پايداري كه آن مكان را منحصر به فرد ميسازد . بهترين نمونه هاي اين روح را تسخير و به صورت كيفيت هاي ذاتي درون چشم انداز يا فرهنگ ارائه ميكنند .
طبيعت و هنر
جان برگر بيان ميكند كه هنر جواب سازمان يافته اي است كه به ديد اجمالي ما از طبيعت مرتبط است . وقتي پس از گذشتن زمستان و بهار و تابستان از راه ميرسد . اين تضاد است كه زيبا به نظر ميرسد . و احساسات مارا كنترل ميكند . هنر امكاني براي پايدار ساختن تجارب زيبايي شناسانه زود گذر است .
شعر
شعر را ميتوان در قالب مشخصي براي بيان تفكر يا احساسات به حساب آورد . يك توصيف شاعرانه خيالي و احساسي است و با نثر كه قصد روشن ساختن موضوع مشخصي دارد . متفاوت است . در معماري ابعاد شعر به صورت نظم دربرگيرنده زندگي و كارمعنا مي يابد . معماري تنها تاييد زندگي نيست . بلكه قصد غني ساختن ان را دارد .
معني در عمل
كولين ست جان ويلسون اصرار دارد كه معماري بايد عملكرد را به نماد بدل سازد . معماري بايد به يك مفهوم كار آمد درون فرهنگي بدل شود . و در راه تحقق اين هدف بكوشد . ساختمانها بايد علاوه بر براورده ساختن نياز هاي عملكردي خود داراي مفهوم باشند و به وضوح ارتباط برقرار سازند .
ماده و معنا
مصالح مورد استفاده در ساختمان ها مفاهيم روانشناسانه عميقي دارند . استفاده گسترده از سنگ در دوره هاي مختلف . حالت نمادين ساختمانهاي عمومي را افزايش داده است . سنگ به عنوان ماده طبيعي در درون چشم انداز جاي ميگيرد . آجر به بنا مقياس انساني ميدهد . و به واسطه ارازني و سهولت توليد از زمان تمدن بابل برياس اختن بناهاي عمومي و خانه ها مورد استفاده قرار گرفته بوده است . آجر بر خلاف بتن مسلح داراي رويه ناهموار و خشن . يك ماده دوست داشتني است . اين رفتار خشن در بهره گيري از فولاد و شيشه نيز وجود دارد . شيشه اينه اي و شيشه هاي رنگي در بعضي موارد احساس يك پوسته غير قابل نفوذ را القا ميكند كه شايد براي اهداف طراحي مناسب نباشد . شيشه نماد مهم قرن بيستم و معادلي براي سنگ در تمدنهاي قبلي به شمار ميايد .
بقيه موارد نقد را به مرور در اينجا خواهم نوشت ... . پونه
حمام در نسل سوم ...... حمام دو چهره ..!!
سيد محمود آيت اللهي موسوي متولد 1328در شهر كرمان كه از مهندسان معمار شناخته شده در كشور آلمان است . يكي از همين ايراني هايي است كه هيچ گاه نميتواند از وطن دل بكند . او سالها در برلين زندگي كرده و البته آدم موفق هم بوده است . رشته تحصيلي او معماري و شهر سازي است و تحصيلاتش را در كشور ايران , آلمان , و انگلستان به انجام رسانده است . مهندس موسوي با رخ دادن فاجعه ملي بم . پس از 27 سال به سرعت به ايران امده و داوطلبانه باري بازسازي شهر بم به مسوولان كشور مراجعه نموده است . طرح او براي توسعه شهر پتسدام در سال 97 به عنوان طرح برگزيده اعلام شد و مهندس موسوي به دنبال ان است كه بتواند اين طرح را براي بازسازي شهر بم نيز به كار گيرد . او مي گويد : حالا ميخواهم به ايران برگردم و از تمام تجربه ها و اندوخته هايم در كشور خودم استفاده كنم .
اولين اختراع به ثبت رسيده من . طراحي حمام دو چهره است . تا اوايل قرن بيستم . اروپايي ها در اتاق نشيمن حمام ميكردند . در بهترين حالت وان سياري بود كه به عنوان حمام در اتاق نشيم استفاده ميشد . در اوايل قرن بيستم وان از حمام جدا شد و بدين ترتيب نسل دوم حمام اغاز شد كه هنوز هم در اروپا رايج است .. طرح من را ميتوان نسل سوم حمام ناميد . اجزاي مهم آن عبارتند از : وان مدوري كه نيمي از آن در فضاي حمام و نيم ديگر آن در اتاق نشيمن است و با يك ديوار شيشه اي مات كه شكل نيم استوانه است و بين حمام و اتاق نشيمن حايل است . اين حايل به آساني قابل چرخش است . اگر روبه حمام قرار گيرد ما حوض آب يا فواره در گوشه اتاق نشيمن يا هال منزل داريم . كه ياد اور معماري سنتي ايران . در قالب نو است و اگر اين نيم استوانه شيشه اي سمت اتاق نشيمن يا هال قرار گيرد . وان گردي در حمام داريم كه كاملا سمت نشيمن مسدود و غير قابل رويت است ...
اين حوض عمل تهويه هوا را انجام ميدهد . غبار هوا را جذب ميكند . در اثر تبخير و باعث خنكي و چرخش هوا در تابستان ميشود . به جز الهام طرح حوض در وسط نشيمن از معماري سنتي ايران . تمام وسايل به كار رفته در اين طرح ساخت ايران و ايراني است .
به مرور با كارهاي مهندس موسوي بيشتر آشنا خواهيم شد ......
نوشته شده توسط پونه
معماري منظر ......
تمايز طبيعت در معناي عام از طبيعت در معناي خاص
تا به پايان رسيدن جنبش رمانتي سيسم مفهوم طبيعت در معناي خاص كلمه به ويژه مفهوم زيبايي طبيعي . تحت تاثير افكار ارسطويي و افلاطوني بود . اين مفهوم در ارتباط تنگاتنگ با عقيده اي بود كه هماهنگي را وحدت الهام شده بين عالم صغير و عالم كبير , و انسان را جزيي كامل در اين وحدت ميدانست . متقاعب آن . ماشيني كردن تصور جهان منجر به دركي علمي از طبيعت شد . اين امر ديگر خود را به مفاهيم كيفي محدود نميكند . بلكه مفاهيم كمي را كه مربوط به تعاريف مختلفي از زيبايي شناسي اند . برتر ميداند . به هر حل دهنيت ادم هنوز تحت تاثير تعريفي است كه مكتب رمانتي سيسم از جلوه هاي ايده ال و بكر طبيعت براي انسان منبع مواد اوليه به شمار ميرود . درك رمانتيك انسان از طبيعت اور را وادار ميكند تا در پي جلوه هاي بكر طبيعي باشد و در واقع با دخالت خود اين بهشت گمشده را به مخاطره اندازد .
در طول تاريخ , طبيعت به معناي خاص كلمه , به مفهومي نمادين و با تنوع موضوعي روز به روز در حال افزاي شبدل شده . و به هر حال امروزه هنوز اختلاف ذاتي بين قطب هاي متضاد حل نشده است ولي آنها كماكان در كنار هم قرار دارند . در قالب جامعه چند قطبي كنوني . و در برابر پيشينه پيچيده تاريخي آن . هر فردي تعريف خود را از طبيعت بدست ميدهد . اين مفهوم ايستا نيست و تحت تاثير آنچه در جامعه رخ ميدهد ( مثلا انچه از طريق تبليغات القا ميشود , قرار دارد و با معيار هاي فرهنگي در ارتباط است . بنابر اين معناي واقعي مفهوم معاصر هنر حاصل جمع اين تعاريف شخصي است و در نتيجه ارائه تعريف مشخصي از طبيعن در معناي خاص ناممكن به نظر ميرسد – در حقيقت ممكن است چنين تعريفي اصلا وجود نداشته باشد .
با وجود همه اينها . مفهوم طبيعت نقش مهمي را در ايدئولوژي ايفا ميكند . و ميتواند باينگر هر دو ديدگاه اصلاح طلبانه و محافظه كارانه در جامعه باشد . استفاده از فراخوان روسو براي بازگشت به طبيعت در جهت تو