سه شنبه، ۵خرداد ۱۳۸۳

نقد معماري ........

و ادامه آن .....

معماري بدوي :

در نواحي بدوي هر كسي قادر است تا خانه اش را بسازد و جوابگوي نياز هاي مردم . اقليم . بوسيله مهارت هاي صنعتي و مصالح در دسترس و چندين فرم مشخص صورت ميپذيرد . اين فرمها در مقاطع زماني طولاني و بدوت تغيير باقي ميمانند .  حالت تجسم يافته مفاهيم مهم اجتماعي محسوب  ميشوند و به آساني و توسط  همگان فهميده ميشوند .

معماري بومي :

در معماري بومي .  خانه ها توسط بنايان و بر اساس مدلهاي توسعه يافته و داراي معاني مشخص ساخته ميشود . اغلب  اين مدلها بر اساس اوضاع  اقتصادي و شرايط آب و  هوايي ان ناحيه خاص شكل ميگيرند . بنابر  اين معماري بومي يك معماري مورد قبول اجتماع و  تصوير گر ايده آلهاي جامعه  است .  معماري بومي در شمايل قرن بيستمي خود آرزو دارد با هويت و نقش اجتماعي خود ارتباطات سنتي و شرايط بازار تطابق يابد .

معماري  نمادين :

بر خلاف معماري بومي و بدوي .  معماري  نمادين قصد دارد تا تاثير گذار باشد و ارتباط عميقي با  مفاهيم زيبايي شناسانه دارد . معماري  نمادين علاوه بر تامين اهداف عملكردي خود بيانگر نئوريهاي انتزاعي و عناصر آرمان گرايانه است .بواسطه نياز تمامي آن ها به مفاهيم ارتباط مشترك . مدلهايي شبيه به مدلهاي معماري بدوي وبومي پديد آمده  است . بعضي مدلها همچون معابد يوناني . اهرام مصر . كليساها و يا خانه هاي پالاديو از ارتباط مفهومي و تكنولوژي  هاي مشتركي استفاده ميكنند . و معماري  نمادين به مثابه موسيقي دربرگيرنده تركيب استادانه تضاد ميان قطعات مرتبط است . 

فرهنگ و  معنا : 

مهم ترين نياز براي يك فرهنگ . توسعه و تكميل يك دنياي منظم است كه بر پايه  اثرات متقابل و تضاد هاي پر معنا قرار گرفته است . ارتباط غير كلامي به منظور حذف موارد غير قابل بيان و درك توسط كلام مورد استفاده قرار ميگيرد . معماري به جنبه هايي از زندگي كه قادر به بيان و درك توسط كلام مورد استفاده قرار ميگيرد . معماري به جنبه هايي از زندگي كه قادر به بيان توسط كلمات نيستند . معنا ميبخشد . معماري هاي خاص ميتواند به بخشهاي مختلف اجتماع مانند كليسا و حكومت هويت بخشد . بيان نقش هنر ها ورزش يا تكنولوژي و موقعيت فرد در جامعه بستگي دارد .

برنامه و سايت :

معماري به سه سري  از نيرو  ها پاسخ ميگويد : نيرو  هاي سايت . برنامه عملكردي و فرهنگ  غالب . تكنولوژي مورد استفاده . تكنولوژي در دسترس از فرهنگ  است

ادراك و هويت :

مردم به  منظور  درك محيط به يك تصوير واضح از پيرامون خود نياز دارند يكساني نحوه علامت گذاري راهها و نواحي در تمامي دنيا مبين اين مطلب است كويين لينچ سه  عامل هويت زمينه  فضايي و معني را عناصر تشكيل دهنده يك تصوير محيطي ميداند .

حركت :

در ميان اجزاي معماري حركت يك نيروي داراي متفاوت با ساير نيرو  ها ست . استاديوم هاي ورزشي از يكسو بهترين ديد ممكن را براي تماشاگر و از سوي ديگر ورودي ها و  خروجي هاي سريع . راحت و  خالي  از خطر را براي رفت و امد مهيا ميكند .

چشم انداز ها :

چشم  انداز هاي يكسان  نيروي مهمي را باري معمار فراهم مياسزند . او ميتواند با بهره برداري از حضور نيرو ها وشهر ها و ساختمانها را سازماندهي كند .

ساختار و هندسه :

ميتوان ساختار را به عنوان بخشي از سيستم بيان مفاهيم فرهنگي محسوب نمود يا وسيله اي كه قادر است احساساتي مانند پويايي يا ايستايي را در بنا ايجاد كند و بيان پوياي ساختار با به نمايش گذاردن نيرو هاي كششي و فشاري و با قرار گيري اجزاي ريتميك _ كه بخشي از هندسه بنا را شكل ميدهد _ امكان پذير ميگردد .  هندسه  عامل تركيب بندي معماري و ارتباط دهنده قسمت هاي مختلف ساختمان با يكيديگر است ...

با همين موضوع

نظرات

نظر شما

  • لطفا در مورد موضوع و در صورت امکان فارسي بنويسيد، ممنون!
  • اگر نظر خصوصي‌ و يا غير مرتبط به موضوع داريد، لطف کنيد و از فرم تماس استفاده کنيد، ممنون!




مرا به خاطر داشته باش؟

(استفاده از html مجاز مي باشد)