نقد معماري ........
و ادامه آن .....
معماري بدوي :
در نواحي بدوي هر كسي قادر است تا خانه اش را بسازد و جوابگوي نياز هاي مردم . اقليم . بوسيله مهارت هاي صنعتي و مصالح در دسترس و چندين فرم مشخص صورت ميپذيرد . اين فرمها در مقاطع زماني طولاني و بدوت تغيير باقي ميمانند . حالت تجسم يافته مفاهيم مهم اجتماعي محسوب ميشوند و به آساني و توسط همگان فهميده ميشوند .
معماري بومي :
در معماري بومي . خانه ها توسط بنايان و بر اساس مدلهاي توسعه يافته و داراي معاني مشخص ساخته ميشود . اغلب اين مدلها بر اساس اوضاع اقتصادي و شرايط آب و هوايي ان ناحيه خاص شكل ميگيرند . بنابر اين معماري بومي يك معماري مورد قبول اجتماع و تصوير گر ايده آلهاي جامعه است . معماري بومي در شمايل قرن بيستمي خود آرزو دارد با هويت و نقش اجتماعي خود ارتباطات سنتي و شرايط بازار تطابق يابد .
معماري نمادين :
بر خلاف معماري بومي و بدوي . معماري نمادين قصد دارد تا تاثير گذار باشد و ارتباط عميقي با مفاهيم زيبايي شناسانه دارد . معماري نمادين علاوه بر تامين اهداف عملكردي خود بيانگر نئوريهاي انتزاعي و عناصر آرمان گرايانه است .بواسطه نياز تمامي آن ها به مفاهيم ارتباط مشترك . مدلهايي شبيه به مدلهاي معماري بدوي وبومي پديد آمده است . بعضي مدلها همچون معابد يوناني . اهرام مصر . كليساها و يا خانه هاي پالاديو از ارتباط مفهومي و تكنولوژي هاي مشتركي استفاده ميكنند . و معماري نمادين به مثابه موسيقي دربرگيرنده تركيب استادانه تضاد ميان قطعات مرتبط است .
فرهنگ و معنا :
مهم ترين نياز براي يك فرهنگ . توسعه و تكميل يك دنياي منظم است كه بر پايه اثرات متقابل و تضاد هاي پر معنا قرار گرفته است . ارتباط غير كلامي به منظور حذف موارد غير قابل بيان و درك توسط كلام مورد استفاده قرار ميگيرد . معماري به جنبه هايي از زندگي كه قادر به بيان و درك توسط كلام مورد استفاده قرار ميگيرد . معماري به جنبه هايي از زندگي كه قادر به بيان توسط كلمات نيستند . معنا ميبخشد . معماري هاي خاص ميتواند به بخشهاي مختلف اجتماع مانند كليسا و حكومت هويت بخشد . بيان نقش هنر ها ورزش يا تكنولوژي و موقعيت فرد در جامعه بستگي دارد .
برنامه و سايت :
معماري به سه سري از نيرو ها پاسخ ميگويد : نيرو هاي سايت . برنامه عملكردي و فرهنگ غالب . تكنولوژي مورد استفاده . تكنولوژي در دسترس از فرهنگ است
ادراك و هويت :
مردم به منظور درك محيط به يك تصوير واضح از پيرامون خود نياز دارند يكساني نحوه علامت گذاري راهها و نواحي در تمامي دنيا مبين اين مطلب است كويين لينچ سه عامل هويت زمينه فضايي و معني را عناصر تشكيل دهنده يك تصوير محيطي ميداند .
حركت :
در ميان اجزاي معماري حركت يك نيروي داراي متفاوت با ساير نيرو ها ست . استاديوم هاي ورزشي از يكسو بهترين ديد ممكن را براي تماشاگر و از سوي ديگر ورودي ها و خروجي هاي سريع . راحت و خالي از خطر را براي رفت و امد مهيا ميكند .
چشم انداز ها :
چشم انداز هاي يكسان نيروي مهمي را باري معمار فراهم مياسزند . او ميتواند با بهره برداري از حضور نيرو ها وشهر ها و ساختمانها را سازماندهي كند .
ساختار و هندسه :
ميتوان ساختار را به عنوان بخشي از سيستم بيان مفاهيم فرهنگي محسوب نمود يا وسيله اي كه قادر است احساساتي مانند پويايي يا ايستايي را در بنا ايجاد كند و بيان پوياي ساختار با به نمايش گذاردن نيرو هاي كششي و فشاري و با قرار گيري اجزاي ريتميك _ كه بخشي از هندسه بنا را شكل ميدهد _ امكان پذير ميگردد . هندسه عامل تركيب بندي معماري و ارتباط دهنده قسمت هاي مختلف ساختمان با يكيديگر است ...
با همين موضوع
نظرات
نظر شما
- لطفا در مورد موضوع و در صورت امکان فارسي بنويسيد، ممنون!
- اگر نظر خصوصي و يا غير مرتبط به موضوع داريد، لطف کنيد و از فرم تماس استفاده کنيد، ممنون!