پنجشنبه، ۸مرداد ۱۳۸۳

سازه نو – حضور نو – سازه كهن –

حضور كهن- حضور توامان تاريكي و نور 

 

آزاد شدن ديوار ها از قيد سازه كهن و نيز روشهاي انتقال نيرو و طراحي سازه هاي جديد باعث گرديد تا نور آزادانه و فارظ از محدوديت هاي سازه اي پيشين بتواند به درون فضاي معماري جديد راه يابد

با  نگاهي صرفا ساختاري بدون ارزش گذاري بر باور ها اين آزادي دليل به آن است كه بناهاي نو را اينچنين آزاد در قبال پذيرش نور جلوه ميدهد

و آن محدوديت است كه حضور توامان نور و تاريكي را در بر دارد .

به اين ترتيب با پرداختن به موضوع سازه نو بيش از پيش با حضور نور و در رابطه با سازه قديم بيش از هر چيز با همجواري اين دو روبرو هستيم . به همين سبب ميتوان ذات وجودي سازه نو و ماهيت سازه كهن را بيشترين راهكار براي حضور نور در جوار تاريكي بيان ميكند . گويي در معماري نو عدم حضور نور در برابر نور قراموش شده است .

روحيه روشنگراي حاكم چنان قصد براندازي ظلمت را در سر ميپر وراند كه هرگونه از نا- حضوري نور را ضد ارزشي در برابر تاريكي كه مترادف با ظلمت قلمداد شده است . تلقي ميكند .

 

اگر در گذشته نياز به قضايي با روشنايي ويژه به ميزان فراتر از توان سازه كهن و امكانات آن روز يك امر ناشدني به شمار مي آمد . امروز محدوديتي اينچنين بر سر معماران وجود ندارد و هرگز نميتوان محدوديت حضور تاريكي را عنوان كرد بلكه ميتوان از فقدان ان به جاي محدوديت ياد كرد .

 

تادائو آندو ميگويد :

"  در دوره مدرن معماري داراي پنجره هاي آزاد از محدوديت سازه ميگردد كه اجازه ساخت در هر ابعادي را به گونه اي پيدا ميكند اما به جاي نتيجه اي در آزادي نور در معماري جان بخش و حيات بخشي به گونه اي غير موثر پراكنده شده و از دست رفته است

معماري مدرن جهان فراتر از حد شفاف را توليد كرده است جهاني كه از نور همگن . روشن براي منع هر امر ديگري و فاقد تاريكي . اين دنياي نور به معناي مرگ فضاست . به همان قطعيت تاريكي مطلق . "

 

نوشته شده توسط پونه

یکشنبه، ۴مرداد ۱۳۸۳

فضای خالی در شهر سازی ...

تفاوت  بين فضاي داخلي كه همان معماري است و فضاي خارجي كه همان فضاي شهري است در الهام بخشيدن به قلمرو آموزش سودمند نهفته است . اما چنين تفاوتي ار نميتوان به شكلي قاطع و سريع بدست اورد . موقعيت يك ميدان يا خيابان باري ساختماني كه در مقابل ان ها قرار دارد . فضايي است خارجي در حالي كه چنين فضايي براي شهر نوعي فضاي داخلي به حساب ميآيد .

در شهر ساختمانها به گونه اي تقسيم گننده عمل مي كنند . چرا كه در واقع حكم ديوارهاي ظريفي را براي مقعر هاي سيال دارند . اينها همچون ديوار ها و اثاثي هستند كه فضاي معماري را تقسيم بندي ميكنند . براي خصوصيت بخشيدن به يك ميدان گاهي . كوچه و يا محله . به همان شيوه اي عمل ميكند كه در مورد سالن  اتاق و يا حياط رقتار ميكند . از سرپناههاي اوليه ماقبل تاريخ گرفته تا آسمان خراشها . در سيستم هاي طراحي . غيرصوري شبكه اي و شطرنجي و يا شعاعي و متقارن و همزمان در معماري و شهرسازي به كار گرفته ميشود .

بعضي شهر را به يك خانه بزرگ تفسير ميكنند . اتاق نشييمن را هم تراز با قلب شهر در نظر ميگيرند . محلي كه نقطه گرهي ارتباط اجتماعي فعال و محل تجهيزات تفريحي و سرگرم كننده است . اتاق كار را با مدرسه و مراكز دانشگاهي مقايسه  ميكنند .

بعد ها معماران مدرن به جای اینکه خانه را به مکعب های ریز تر تقسیم بندی کنند سعی در ایجاد نوعی یکپارچگی داشتند . ا زاین رهگذر امروز بر این است که فضای واحدی با کارکرد های متفارت ایجاد شود .

در شهر سازی نیر چنین است . اکنون جدایی بین شهر و روستا موضوعی حل شده است .

شهر سازی موضوع مهمی درزندگی آدم ها دارد . فضا اساس ارگانیستی هر شهر به شمار می/اید و مطلبی است مسلم و روشن . اما مردم نمیتواننند شهر را بشناسند . زیرا از دیدن خلاء ها عاجزند . میتوان در این باره شرط بست که داگر از هر صد نفری که هر روزه از میدان آزادی تهران رد میشوند سوال کنیم که این میدان چه شکلی است و سبزه های آن در شکل خود به چه فرمی است . مردم نمیتوانند به این پرسش جواب دهند . معرفی فضا در شهر سازی بسیار پیچیده تر از معماری است . زیرا مردم نمیتوانند خلاء را در شهر احساس کنند و بفهمند .
 

دقیقا به همین خاطر است که کار های زیادی برای معرفی فضای شهری در برابر ما قرار دارد که باید آن را انجام دهیم لازم است ابزار ارتباطی تازه ای آفرید و آنهایی که در اختای رهستند . همزمان با آن کامل کرد . هدف از این کار تاکید بر خلاء ها و مواد استفاده اجتماعی آن هاست .


نوشته شده توسط پونه

سه شنبه، ۲۳تیر ۱۳۸۳

برگ ضابطه ... قانوني كه .....

ضابطه احداث در پلاك سند عادي فرعي از .... اصلي .... بخش ... قطعه .... بلوك .... به مساحت 360 متر مربع به شرح زير ميباشد .

در كاربري صنعتي كارگاهي :

حدا اكثر پيش آمدگي 75 درصد

حداكثر زير بنا در طبقه همكف 75 درصد

حداكثر زير بنا در پيلوت ..... درصد

حداكثر زير بنا در زير زمين 40 درصد مساحت زمين

حداكثر زير بنا در طبقه اول 75 درصد مساحت زمين

حداكثر سطح كل زير بنا در طبقات 150 درصد مساحت زمين .

حداكثر ارتفاع ساختمان 9 متر

مساحت در صورت مورد نياز پاركينگ در هر واحد مسكوني 25 يا 20 متر مربع .

......

جملات بالا  قسمتي از متن اصلي يك برگ ضابطه در يكي از شهرهاي كشورمان است كه مطمئنا به آن عمل نمي شود . و با دادن جريمه . مثلا به جاي ساخت از سمت شمال زيمن از سمت جنوب آن ميسازند ... !!!

 

نتيجه : براي هر زميني جريمه به شهر داري همان منطقه و ساخت هر ساختماني با هر تراكم دلخواه و هر ارتفاعي كه مهندسين مشاور و كارفرما تشخيص ميدهند .

اين چه نظامي است كه نظام مهندسي كشور و نظام شهر داري آن با آن مطابقت ندارند و عملا در مراكز مشاوره دو نقشه ارائه ميشود . يكي براي گرفتن پروانه و دادن ان به شهر داردي و طي كردن مراحل اداري .

و دوم نقشه اي بسيار زيبا و اصولي براي ساخت اينده و پرداخت جريمه ها .

اگر اشكال از قانون ضابطه است ... چرا ان را وضع ميكنيم و اگر اشكال از ماست چرا برطرفش نميكنيم . ... !!!

 

بعد از انقلاب، معماري را اين مراكز  زير پوشش گرفته اند يعني سازمان برنامه، وزارت مسکن و شهرداري ..آنها موازي با هم کار مي کنند و ارتباط چنداني با هم ندارند و هيچ هماهنگي هم بين آنها موجود نيست و هر کدام راه خود را مي روند.

 

علاوه بر اين ضوابط کيفي هم وجود ندارد، کارها در دست مهندسين مشاور عمده است و جوانان تحصيل کرده خوش فکر قادر به ابراز وجود نيستند و نمي توانند کار کنند.
در مورد عدم رعايت اصول شهرسازي ......  مثلا شهرداري تهران  از زمان کرباسچي که خودکفايي خود را اعلام کرد، شروع کرد به فروش مجوز تراکم و مجوز ارتفاع.


آنها در مقابل پول هاي هنگفتي که مي گرفتند مجوز صادر مي کردند و سرمايه داران در نقاط مختلف شهر شروع به برج سازي کردند و تهران امروز را مي بينيد و يا بسياري از شهرهاي ديگر مثل شيراز و يا شهر جديدي که در کنار يزد ساخته شده است، شهرهايي هستند که هيچ نوع هويت و هيچ نوع ارزش کيفي ندارند و فقط نشانه هاي سوداگري اند

در ايران امروز کنترل کيفي ساختمان وجود ندارد، زيبا شناسي اصلا مورد توجه نيست، به معماري با توجه و در ارتباط با بافت شهري نگاه نمي شود، و فساد و رشوه خواري از يک طرف و اعمال نفوذ صاحبان قدرت از طرف ديگر، کار را براي دريافت هر نوع پروانه ساختمان آسان کرده است ......

 بياييد كمي مسوولين محترم به جاي اين همه هر ج و مرج و زشت كردن سيماي شهرمان . به اين بينديشيم . كه كمي و فقط كمي درست عمل كنيم . مراحل اداري طي كردن و بعد كار خود را انجام دادن . يعني چه ؟؟!!! . كسي اين را ميتواند براي من معنا كند ... ؟؟!!

نوشته شده توسط پونه

چهارشنبه، ۱۷تیر ۱۳۸۳

مبانی نظری فرد و مبانی طراحی معماری

مباني طراحي معماري  

 

در اين بحث ميخواهم مباني نظري انسان ومباني نظري معماري و مباني طراحي پروژه را به طور كامل توضيح دهم البته قصد من اين نيست كه بگويم كدام يك از مباني نظري ها درست هستند و كدام يكي از آنها غلط هستند ، و با كدام يكي از آنها ميتوان به راه حل درستي رسيد و با كدام يكي از آنها ميتوان به بيشترين موفقيت دست يافت .

در اينجا قصد ندارم به مباني نظري خاصي اشاره كنم و يا فقط يك شاخه از آنها الگو قرار دهم و براي شما عزيزان توضيح دهم و يك مباني نظري تحميلي را به شما ارائه دهم ، چون هميشه عقيده دارم و خواهم داشت كه به اندازه تعداد افرادي كه در اين كره خاكي وجود دارد ، ميتوان مباني نظري پيدا كرد و مسلماً مباني طراحي خاص خودشان را نيز خواهند داشت حال اين مباني طراحي ممكن است مثلاً در معماري ظهور پيدا كند .

در اين سمينار من قصد دارم يكي از روشهايي كه ميتوان فهميد كه مباني نظري انسان چيست ، را با هم صحبت كنيم باز هم تاكيد مي كنم در اينجا صحبت از روش پيدا كردن مباني نظري است نه خود آن.

انسان از بدو تولد خودش با چيزهايي مواجه ميشود ، با اطلاعات تازه اي مواجه مي شود، با آنها درگير ميشود ،آنها را فراميگيرد ، با آنها مقابله ميكند ، خيلي از اين چيزها براي او موضوع تازه اي است ، مثلا زمان كودكي او بيشتر با اطلاعات تازه روبرو است تا اينكه فرصت پيدا كند عكس العملهاي مناسبي براي او پيدا كند، و شايد عكس العملهاي خيلي و راحت و ساده كه نياز زندگي بشري است. هرچه سن بيشتر ميشود اطلاعات تازه تري و بيشتري به مخزن ذهن ما واردشده و در آن ذخيره ميشود . مثلا در زمان كودكي ما بيشتر كنجكاوي مان در مورد صحبت كردن ديگران و يا انواع صداهاي جديد اشياء جديد و اشخاص جديد است ، اما در سن نوجواني مثلا متوجه مي شويم كه اخلاق انسانها با هم متفاوت است و هركس شيوه حرف زدن و راه رفتن و خنديدن و عصباني شدن و چگونگي برخورد كردن با وقايع ، خاص خودش را دارد . يعني سطح اطلاعات بالا ميرود .

در دوران كودكي اگر با اطلاعات بيشتري مواجه هستيم دليل آن تازه اي بسياري از موضوعات براي ما است ( منظور از صحبتم اين است كه در دوران كودكي يك كودك ممكن است به يك ساعتي كه براي او خريداري ميشود و اين ساعت عقربه هاي بسيار بزرگي داشته و كودك عقربه هاي آن را ميبيند بسيار برايش اين موضوع جالب بوده و اظهار تعجب بسياري نمايد اما در دوران بزرگسالي كسي از  حركت عقربه ساعت خيلي لذت و اظهار تعجب نمي نمايد اما اگر به او بگويي كه مثلاً ماوسي در ژاپن اختراع شده كه ديگر نه احتياج به ماوس دارد و نه صفحه زيرش ، بلكه كافيست انگشت خود را در روبروي مانيتور حركت داده و آيتمي را كه مي خواهد برايش مشخص كند ، بسيار از اين موضوع تعجب خواهد كرد .

منظور من از اين صحبتها اين است كه سطح اطلاعات به مرور در حال پيشرفت است از عقربه ساعت گرفته تا فلان برنامه كامپيوتر ، از رفتار ساده آدمها گرفته تا رفتارها و قدرت فوق العاده آنها در زماني كه آنها هيپنوتيزم ميشوند از مشكلات پيش پا افتاده تا مشكلاتي مثل رفتن به دانشگاه ، ازدواج ، بدست آوردن درآمد ، از دعا كردن ساده گرفته تا اعتقاد عميق و قلبي داشتن به يك چيز و آن را از نظر ذهني رها كردن و به آن رسيدن . از كنجكاوي هاي ابتدايي تا تمركز كردن در يك چيز و يافتن جواب آن. از عكس العملهاي ساده مثل تشنگي و در مقابل آن آب خوردن تا عكس العملهاي بسيار پيچيده .

اينها مطالب بسياري است كه اگر بخواهيم از آنها بنويسيم ناگهان متوجه ميشوي كه سر از ناكجا آباد در آورده اي ، اما اگر نيك بنگري تمامي اينها تمامي اتفاقاتي كه هر روز مي افتد ، تمامي مسايلي كه چه تو باشي و چه نباشي در اين دنيا و اين كهكشان مي افتد و بدون من و تو هم به راه خود همچنان با سرعت پيش مي رود . اما اگر باز هم خوب نگاه كني مي بيني كه من فقط سطح تمام اين قضايا را براي تو گقته ام ، اگر باز هم خوب كندو كاو كني ميبيني كه اين كنجكاوي ها با دوران كودكي هيچ گونه تغييري نكرده اند ، فقط مدلشان كمي بالاتر شده است و اما چگونگي برخورد با آن مسايل يكي است . باز هم دقت كني متوجه ميشوي كه اينها فقط سطح قضيه است پس عمق اين قضيه كجاست .

بگذار از يك ديد ديگر از دوران كودكي صحبت كنم. در دوران كودكي ذهن من سرشار از اطلاعات ميشود ، اينها به مرور در ذهن من قرار مي گيرند حال در حدود سن 15-17 يا بيشتر وكمتر كه اين به خود هر انساني بستگي داشته و قانون خاصي ندارد (يعني ممكن است براي يك نفر اين اتفاق در سن 10 سالگي بيفتد و در ديگري در سن 70 سالگي و براي يك نفر اصلاً اين اتفاق نيفتد ) اگر بتواني كمي از اين ذهن خود  استفاده كني، يعني مواظب اطلاعاتي كه وارد ذهن تو ميشود باشي ، دوباره توضيح ميدهم يعني دقت كني كه چه چيزهايي را دوست داري و چرا دوست داري آيا اين