سیستم نظارت
یکی از عوامل کنترل صحیح یک پروژه در راستای بدست آوردن ایده های معماری طریقه نظارت آن پروژه میباشد ..
اصولا نظارت بر پروژه های کلان با بودجه دولتی به وسیله سیستم فنی که در ان مجموعه دولتی موجود میباشد .. انجام می پذیرد و همواره سعی میشود فاز سوم یک پروژه که از دستور کار مشاور و یا طراح حذف میگردد و طراح یا مشاور پروژه تنها نقشه های فاز اول و دوم را تهیه و در اختیار کار فرما قرار داده و پس از انتخاب پیمانکار از گردونه کنترل آن پروژه آن خارج میشود و چه بسا که در بسیار ی از طرح ها به دلیل تامین نبودن بودجه پروژه و یا تغییرات در راس یک کجموعه دولتی پس از مدت زمانی مدید در دستور اجرا قرار میگیرد .
مشاهده میشود که به دلیل گذشتن چند سال از ارائه فاز اول و دوم پروژه و مسکوت ماندن آن تیم طراحی به دلایل مختلف امکان نظارت بر آن پروزه را ندارد . و یا اینکه سیستم کار فرما تمایل به ادامه همکاری با طراح پروژه را نداشته بنابراین به دلیل وجود این قبیل مشکلات پس از شروع عملیات اجرایی در کارگاه به نام فاز سه کارگاهی تهیه و پس از تصویب به پیمانکار ابلاغ میشود . که در بیشتر موارد توجیه تغییرات اساسی در ایده پروژه و تسهیل و در امور اجرایی نامیده میشود . در نهایت ماحصل این تغییرات پروژه ای خواهد بود که هیچ شباهتی با طرح اولیه نداشته ولیکن نام طراح و یا مشاور را به همراه دارد .
در بیشتر ممالک جهت جلوگیری از این تغییرات زیر بنایی در اصول طراحی می بایست محفوظ بماند طراح یک پروژه خود ناظر عملیات اجرایی و نقشه های ارائه شده خویش میباشد . در بیشتر کارگاههای ساختمانی اصولا سیستم نظارت به عنوان یک عامل ممانعت از پیشرفت کار و کند نمودن عملیات اجرایی معرفی میشود . در صورتیکه نظار مقیم و عالیه جهت تسریع در امور اجرایی و پیدا کردن راهکار های اجرایی سریع و حل مامفهومات نقشه های ارائه شده در کنار پیمانکار قرار میگیرند ..
در طرف دیگر به عنوان یک سیستم که دارای تخصص لازم و کافی جهت ارائه ایده و شپش تهیه نقشه ها و نظارت بر آن میباشد . به عنوان امین کار فرما در یک کارگاه ساختمانی حضورش غیر قابل انکار بوده . تا بدین وسیله بتواند از ایده اولیه پروژه که به وسیله مشاور یا طراح تهیه شده و به عنوان ی سند در تاریخ معماری معاصر ایران ثبت خواهد شد .دفاع نماید و هیچگونه خدشه ای به طرح وارد نشود .
نوشته شده توسط پونه
طراحی و خلق فضای مجازی
با پیشرفت سریع فن آوری اطلاعات ( LT) و رخنه کردن ان در تمامی روابط زندگی بشر پیش بینی میگردد که در بیست سال آینده جهان در آستانه تحول موج چهارم قرار میگیرد موج چهارم را عصر مجازی نامیده اند . بی تردید معماری را نیز متحول خواهد کرد . اما این سوال مطرح است که معماری در عصر مجازی چگونه تعریف خواهد شد . و چگونه مجازی سازی مفاهیم معماری را تحت الشعاع قرار خواهد داد .
پیش بینی میشود در آینده نزدیک . فروشگاه و مراکز خرید و شرکت ها به مفهوم امروزی وجود نخواهد داشت و هر فرد برای خرید مایحتاج زندگی از طریق کامپیوتر وارد یک فروشگاه مجازی خواهد شد و خرید خود را انجام خواهد داد و سپس از طریق کامپیوتر پول ان را پرداخت خواهد کرد و با یک شرکت متشکل از یک ساختمان و تعدادی کارمند نخواهد بود . بلکه کارمندان هر شرکت در شرکت و از طریق شبکه به حل و فصل امور مربوط به شرکت خواهند پرداخت . لذا " cyber" که امروزه در زبان عامه اصطلاح آشنایی است به تمام و کمال همه ابعاد زندگی را در بر خواهد گرفت
اینترنت و ارتباط با آن کنش متقابلی را مطرح میسازد که عموما به ارتباطات راه دور مرتبط است و توسط رایانه انجام میشود افراد در این مناسبات پیام های رمز داری را برای مخاطبان خود میفرستند . معماری با تعاریف کلاسیک آن هویتش را مرهون مکان نمو آن است و از بستر شکل گیری اش برای ابراز هویتش سود میجوید اما حوزه دیجیتال از ویژگی محلی عاری است و ویژگی جهانی است . چندی پیش در کشور آمریکا مسابقه ای تحت عنوان خانه مجازی برگذار شده بود . که کمترین مصالح در این خانه استفاده شده بودند .
من فکر میکنم بارز ترین خصوصیتی که معماری مجازی دارد . همگانی بودن آن است . به این معنی که هر کس و در کجا و با هر مقام و هر موقعیتی میتواند آن را درک کند . متغیر بودن که ویژگی لاینفک معماری مجازی است به آن هویت سیال و کوچ مانند را میدهد . همان گونه که افراد و جوامع نیز در عرصه کامپیوتر و اینترنت خود واجد هویتی سیال هستند .
نوشته شده توسط پونه
آنچه روی داده است ....
انقلاب صنعتی را میتوان به درستی نقطه تمایز دنیای قدیم و جدید بر شمرد مرزی که قلمرو عصر کهن از عصر نو را تعیین میکند و خود سبب تعریف این دو محدوده زمانی متمایز میگردد . به همین دلیل است که بررسی آن یک ضرورت به شمار می آید . به ویزه زمانی که موردی چون نور - موضوعی متحول شده در دو سوی مرز کهن و جدید - در نظر است . این تحول اگرچه در اروپا آغار گردید اما جهان شمولی آن به گونه ای بوده است که بررسی تحول اصلی > نکات مبهم همه جایی ان را شاید با کمی تاخیر بسته به سرعت تاثیر پذیری از آن که در سایر نقاز نیز از جمله ایران کمابیش تجربه شده است .
انقلاب صنعتی که پیامد سیر تحول تکنولوژی را در بر داشت خود حاصل اندیشه بود که مستقیما بر دگرگونی اصول باور بشر تکیه دارد . در بررسی تاثیر این دگرگونی میتوان اذعان داشت که یک روند دو سویه از دو موج بر آمده رخ مینماید . از یک سو دگرگونی در اندیشه آنجاکه صنعت به خدمت میآید > دگگونی در تعریف فضا و خلق آن را سبب میگردد و از سوی دیگر دگرگونی در صنعت و پیروی از آن در دگرگون شدن فضای معماری که خود حاصل اندیشه ای تحول یافته است اندیشه ای از نوع جدید را در معماری به ارمغان میآورد و اینگونه است مه معماری ابزار بروز تولیدات و ابداعات تکنولوی پیشروی میگردد .
موج اول :
صنعت به خدمت میآید
دگرگونی در اندیشه ------------- دگرگونی در معماری
موج دوم :
تکنولوژی نو میردانی مخلص می یابد .
دگرگونی در صنعت ------------ دگرگونی در اندیشه از نوع جدید
این دو موج است که رابطه ای متقابل میان اندیشه و فن آوری را در عصر نو پدید میآورد و بی تردید میتوان گفت که در نتیجه این کنش و واکنشهای پی در پی است که معماری نو متاثر از آن ها ویژگی های خاص خود را می یابد و تعریف میشود .
با انکه تحول در صنعت زاییده اندیهش در گامهای نخست بود اما پس از فروکش این موج افسار گریخت و این مولود خود والد آثاری اندیشه ساز اما نو بیگانه با گذشته گردید و موج دومی را ظاهر ساخت که اگرچه به گمان برخی اندیشه ساز نبود اما میتوان ادعا نمود که در گمان ها و تفکراتی تنو و یا صورتی نو از همان اصول اندیشه های اولیه والد . موثر شد .
در موج نخست اندیشه موثر در کالبد اندیشه نو میباشد که گذشته را رد میکند . فن اوری نو را به خدمت میگیرد تا انچه می أآفرید چیزی باشد که در گذشته نوبده است . در موج دوم تکنولوژی جدید و قابلیت هایص نعت نو با توجه به کاربردی که در معماری میابند . شیفتگی را پدید میآورند که بدون توجه به اصول اندیشه و مفاهیم شروع به خلق معماری و نه معماری بلکه ساختمان سازی میکند . این ساختمان سازی بدلیل خودباختگی در برابر تولیدات و ابداعات تکنولوژی نو اندیشه سای میکند در دو حالت عمده مفاهیم ابزار پیشین نادیده انگاشته شده و عناصر کالبدی و غیر کالبدی معماری در خدمت اندیشه های نو امکانات و ابداعات قرار گرفته و به عبارت دیگر مبانی وجودی خود را از دست میدهند . به نظر میرسد نور یکی از این موراد باشد در این میان فرصتی نیز برای اندیشیدن پیرامون اعتدال گرایی بازگشت به اصل و نوگرایی با زیمنه های تاریخی که نقایص هر دو سوی رابطه میان اندیشه و تکنولوژی زا برطرف مینومود پیدا گردید .
این گرایش که میتوان آنرا موج سوم نامید نه تفکرات والد انقلاب صنعتی را که نفی کامل گذشته را در سر میپروراند و تکنولوژی را اسباب نقص گذشته میدانست کاملا پذیرا بود و نه همترازی بیان معمارانه با بیان تکنولوژی که خود مشغول به اندیشه سازی شده بود و به عنوان اصل میپذیرفت . بلکه به عوان هدف تولید محصولی ناشی از تفکر نو و اصلاح شده بلا تجربیات رخ داده را در سر میپرواند و امکاناتی نو از طریق تحول صنعت را طالب بود . وجود نقایص در هر دو موج پی نیاز پیدایی موج سوم میوشند . در این گرایش مفاهیمی طرد . مفاهیمی خلاق و مفاهیمی با توجه به اندیشه گذشته تاثیرات سوء فقدان انها تمام شده اند .
اگرچه اولین بارتاب های اصلاحی همراه با موج سوم آغاز گزدید اما موج دلباختگی در برابر فن آوری نو و قابلیت های آن همچنان در میان برخی صاحبان اندیشه چونان پایگاهی دارد که این بازتاب ها را هنوز به باور تبدیل ننموده است . به بیان دیگر موج سوم نیاز مند اندیشه ای غالب است . تا بتواند منشاء اثر شود . امروزه تنها با پیایان بخشی از دوران خود به خود شدن ددر قبال صنعت لاست که میتوان به مدد صنعت به منزل گاه آرمانی موج سوم دست یافت . اما به نظر میآید زمان انطباق بشر در صنعت نو و قابلیت هایش و نیز پایان خود باختگی او در برابر آن هنوز به طور کامل فرا نرسیده است . خوشا آنان که پس از رویارویی با تجربیات خود بیشتر از ما به موج سوم پیوسته اند . و افسوس که ما از تجربیات رخ داده برای دیگران > که خود معنای باور به همراه " زمان بودن " است . همچنان غافلیم !! .
نوشته شده توسط پونه