فرا گذر ها – مال هاي عابر پياده .
پياده روي اصلي ترين جابجايي افراد در داخل کانون هاي زيستي به شمار ميرود . امروزه براي توسعه ان . راهبردها . روش ها و ديدگاهها و خط مشي هاي مختلفي به کار ميگيرند . در نوشتار حاظر دو راهبرد اصلي يعني مال ها و فراگذر ها به صورت تطبيقي بررسي ميشوند .
شناخت معايب و محاسن اين دو مسير و نيز شيوه برخورد علمي در تعيين راهبرد بهينه . اهداف و انگيزه هاي اصلي اين نوشتار را تشکيل ميدهد .
افزايش فعاليت پياده روي معمولا از اهداف مهم طرح هاي توسعه مراکز شهري است . مال هاي عابر پياده و سيستم هاي فراگذر محصول روش هاي دو گانه تفکيک محل حرکت عابران پياده از خود رو ها محسوب ميگردد . هر راهبرد مجموعه متفارتي از محاست و معايب و مشکلات بالقوه را به همراه دارد . اين نوشتار مال هاي عابر پياده و فراگذر ها را بر اساس طراحي شهري و اثرات اقتصادي و حمل و نقل و دسترسي و نقش ان در سيماي مراکز شهري مورد مقايسه قرار ميدهد .
از قرن ها پيش تعداد فراوان عابران پياده مشخصه مراکز شهري بوده است . با اين حال در طي چهل سال اخير حجم پياده روز هاي مراکز شهري به طور مداوم رو به کاهش گذشاته است . از ديدگاه مردم امريکا پياده روي با خطرات گوناگوني توام است .
عموامل بيشماري در بروز اين مساله دخالت داشته اند . پياده رو هاي مراکز شهري به منظور تسهيل امد و شد وسايط نقليه موتوري روز به روز باريک تر گشته اند . طراحي بناهاي بيهويت که مشخصخه ان وجود ديوار هاي سفيد بي روح و پله هاي شيب دار پارکينگ است . همراه با کاهش تعداد مغازه ها و فعاليت هاي هم سطح خيابان جذابيت خيابان هاي مراکز شهري پياده را تحت تاثير قرار داده است . وجود مسافت هاي زياد بين ساختمان ها و کراکز فعاليتي . پياده روي را کم رونق کرده است .
در نهايت اين که به مخاطره افتادن امنيت فردي و پرهيز از حس تنهايي . مردم به پياده روي در خيابان هاي مراکز هشري تمايل کمتري نشان ميدهند .
در دهه هاي اخير بسياري از طرح هاي تجديد توسعه مراکز شهري در صدد بناي مجدد پياده رو ها در مراکز شهري بوده اند . برنامه ريزان معتقدند که براي جذب مردم به مراکز شهري فراهم سازي محيط و پياده روي ايمن . خوشايند و مطلوب ضروري است .
هر چند مغزاه داران به مال هاي عابر پياده رغبت بيشتري نشان ميدهند .
هم چينين برنامه ريزان دريافته اند که طرح هاي مراکز شهري بايد امر جابجايي را در مقايسه با نواحي هسته اي متراکم تسهيل نمايند و در اين راستا طرح هاي توسعه مسير هاي پياده روي منطقي به نظر ميرسد .
اين نوشتار در نوشته هاي بعدي دو راهبرد را مطالعه يکند و ان ها را با هم مقايسه مينمايد .
تعريف معماري
اولين تعريف معماري که در دايره المعارف معماري بدان استناد ميشود و تعريف دانشگاهي محسوب ميشود . متعلق به جان راسکين ميباشد . که در کتاب هفت مشعل معماري خود معماري را چنين تعريف کرده است . معماري هنر افراشتن و اراستن بنا به توسط انسان است .
که سيما و منظر ان به سلامت رواني و دماغي انسان . نيرو و سرور ميبخشد . و بيشتر از آن که بر عملکرد و کاربري تاکيد کند . بر زيبايي شناسي و مفيد بودن و جنبه ها و ديدگاهها ي معنوي تاکيد دارد معماري با نظم و انتظامي مطمئن و خارج از هاويه و اشوب مربوط ميشود . داراي سازماني محکم و استوار است . داراي هندسه اي قوي است و مهم تر از همه معماري افرينشي است که زيبايي را به نمايش ميگذارد و از يکنواختي و کسالت اوري به دور است .
تعريف ديگري که در فرهنگ معماري امده است مربوط به ويترو ويوس معمار معروف رومي است که در طليعه ظهور مسيحيت معماري را چنين تعريف کرده است :
معماري از نظم . سازواره و ارايش و تناسبات و هماهنگي و تناسبات .قرينگي پسنديدگي و ايستگي و اقتصاد ناشي و نتيجه ميشود .
سر کريستورفر رن معمار بزرگ انگليسي در تعريف معماري گفته است :
معماري حاصل زيبايي استحکام و پايداري است و اسايش و اسودگي است ..
سر هنري وتن هم در تعريف معماري سخن ويترو ويوس را تکرار ميکند : يک ساختمان خوب سه شرط دارد محصولي در خور و سودمند باشد داراي استحکام و پايداري باشد و مسرت بخش باشد .
دايره المعارف معماري با استناد به تعاريف فوق و تاکيد بر اين نکته که طرح و ساختار معماري حاوي معني و مفهوم وسيع تري است که فراتر از جسم و کالبد معماري قرار دارد . و تعريف جامع زير را ارايه ميدهد .
معماري بايد علم و هنري تعريف شود که طراحي ساختمان را توام با کيفيت زيبايي . هندسي و عاطفي . نيروي معنوي و روحاني رضايتمندي انديشمندانه و پيچيديگي . سازه سالم و برنامه ريزي ساده و انواع مختلف ويژگي هاي هنري از قبيل دوام و ماندگاري مواد و مصالح مطبوع رنگ اميزي خوشايندو دلپذير و تزيينات و راستگي و پويايي و تناسبات خوب و مقياس قابل قبول و بسياري از تداعي هاي خاطره اميز و همبسنگي و پيوند با سنت هاي پيشين به همراه داشته باشد .
مقرارت اساسی فیزیکی برای طراحی جامعه بی مانع .
طراحی برای معلولین
هدف سازمان ملل . مشارکت و برابری کامل . دلالت بر آن دارد که بنا ها و فضاهای شهری باید طوری طراحی شود که گروههای خاصی از مردم به علت معلولیت هایشان از استفاده از ان ها محروم نباشند . برای دستیابی به فضاهای شهری خوب . تعدادی اصول راهنما شناخته شده است . مراجعه به این اصول در طراحی سبب میشود میزان سازگاری با محیط زیاد تر شود . این اصول را میتوان به طریق زیر جمع بندی کرد .
هر فردی باید به تمام مکان ها و بناهای عمومی دسترسی داشته باشد .
امکان راه یافتن به تمام بناهای عمومی باید وجود داشته باشد .
استفاده از تمام تسهیلات عمومی و مواهب محیطی باید میسر شود .
این اصول را میتوان در قالب 5 یا 6 اصول مقرارت تدوین کرد .
1. دسترسی . بنا ها و فضاهای شهری باید چنان طراحی شوند که همه مردم بتوانند به آن دسترسی یابند .
2. دستیابی : در بنا ها و فضاهای شهری تمهیدات به گونه ای فراهم آید که همه بتوانند تا حد امکان به بنا ها و مکان ها دست یدا کنند .
3. کاربری : بنا ها و فاضهای شهری باید طوری طراحی شوند که همه مردم از ان استفاده کنند و لذت ببرند .
4. جهت یابی : بنا ها و فضاهای شهری را باید طوری طراحی کرد جهت یابی ویافتن راه آسان باشد .
5. ایمنی : بنا ها و فضاهای شهری را باید طوری طراحی کرد که مردم بتوانند در رفت و آمد باشند . بدون اینکه زندگی و سلامتی انان به مخاطره بیفتد .
6. کار پذیری : محل کار اعم از اداره و کارگاه باید طوری طراحی گردد که به مشارکت و اجرای نقش معلولین امکان دهد .
مراجعه مداوم به این مقرارت اساسی در جریان طراحی موجب میشود که به مشارکت و اجرای نقش معلولین امکان دهد .
محیط خوبی که این خواسته ها را فراهم می سازد میتواند به روشهای مختلف حاصل شود . از جمله این روشها . رفع موانع فیزیکی عدم ایجاد تغییرات غیر ضروری در سطوح و پله ها تعبیه در های ورودی و در های دورن بنا با ابعاد مناسب . ایجاد فضای چرخشی مناسب . ایجاد فضای چرخشی کافی . و با طرحی ساده و طراحی دقیق است .
نوشته شده توسط پونه