تعريف معماري
اولين تعريف معماري که در دايره المعارف معماري بدان استناد ميشود و تعريف دانشگاهي محسوب ميشود . متعلق به جان راسکين ميباشد . که در کتاب هفت مشعل معماري خود معماري را چنين تعريف کرده است . معماري هنر افراشتن و اراستن بنا به توسط انسان است .
که سيما و منظر ان به سلامت رواني و دماغي انسان . نيرو و سرور ميبخشد . و بيشتر از آن که بر عملکرد و کاربري تاکيد کند . بر زيبايي شناسي و مفيد بودن و جنبه ها و ديدگاهها ي معنوي تاکيد دارد معماري با نظم و انتظامي مطمئن و خارج از هاويه و اشوب مربوط ميشود . داراي سازماني محکم و استوار است . داراي هندسه اي قوي است و مهم تر از همه معماري افرينشي است که زيبايي را به نمايش ميگذارد و از يکنواختي و کسالت اوري به دور است .
تعريف ديگري که در فرهنگ معماري امده است مربوط به ويترو ويوس معمار معروف رومي است که در طليعه ظهور مسيحيت معماري را چنين تعريف کرده است :
معماري از نظم . سازواره و ارايش و تناسبات و هماهنگي و تناسبات .قرينگي پسنديدگي و ايستگي و اقتصاد ناشي و نتيجه ميشود .
سر کريستورفر رن معمار بزرگ انگليسي در تعريف معماري گفته است :
معماري حاصل زيبايي استحکام و پايداري است و اسايش و اسودگي است ..
سر هنري وتن هم در تعريف معماري سخن ويترو ويوس را تکرار ميکند : يک ساختمان خوب سه شرط دارد محصولي در خور و سودمند باشد داراي استحکام و پايداري باشد و مسرت بخش باشد .
دايره المعارف معماري با استناد به تعاريف فوق و تاکيد بر اين نکته که طرح و ساختار معماري حاوي معني و مفهوم وسيع تري است که فراتر از جسم و کالبد معماري قرار دارد . و تعريف جامع زير را ارايه ميدهد .
معماري بايد علم و هنري تعريف شود که طراحي ساختمان را توام با کيفيت زيبايي . هندسي و عاطفي . نيروي معنوي و روحاني رضايتمندي انديشمندانه و پيچيديگي . سازه سالم و برنامه ريزي ساده و انواع مختلف ويژگي هاي هنري از قبيل دوام و ماندگاري مواد و مصالح مطبوع رنگ اميزي خوشايندو دلپذير و تزيينات و راستگي و پويايي و تناسبات خوب و مقياس قابل قبول و بسياري از تداعي هاي خاطره اميز و همبسنگي و پيوند با سنت هاي پيشين به همراه داشته باشد .
با همين موضوع
نظرات
نظر شما
- لطفا در مورد موضوع و در صورت امکان فارسي بنويسيد، ممنون!
- اگر نظر خصوصي و يا غير مرتبط به موضوع داريد، لطف کنيد و از فرم تماس استفاده کنيد، ممنون!