فن اوری برتر
كليات درباره پاركهاي فناوري و بنگاههاي ستادي
سه دهه گذشته، يكي از پرتحرك ترين دورههاي سراسر تاريخ بشر از نظر تغيير و تحولات تكنولوژيك بوده است. ظهور مجموعه گستردهاي از فناوريهاي جديد در گردآوري، پردازش و انتقال اطلاعات، و در شناسايي ويژگيهاي ارگانيسمها و مواد، منجر به ظهور صنايع الكترونيك و انفورماتيك، بيوتكنولوژي و مواد جديد گرديده است. اين فناوريها بواقع انقلابي در شيوههاي توليد، توزيع و استفاده از كالاها و سرمايه ايجاد كردهاند. انقلابي كه بسياري از صاحبنظران از آن به عنوان «انقلاب سوم صنعتي» ياد ميكنند.
انقلاب سوم صنعتي نيز با مكانهاي خاصي معرفي ميشود كه معروفترين آنها دره سيليكان، جاده 128 مثلث تحقيقاتي كارولينا در آمريكا، پارك علمي كمبريج در انگلستان
صوفيا آنتيپوليس در فرانسه و تسوكوبا و دايدوك در ژاپن و كره ميباشد.
عملكرد موفق اين مراكز باعث شده است تا خيلي از كشورها با تقليد، به ايجاد چنين مراكزي دست بزنند. اما واقعيت هشداردهنده آنست كه عليرغم صرف ميليادرها دلار در كشورهاي مختلف، مواردي كه به موفقيت دست پيدا كردهاند بسيار محدود هستند.
نبايد تصور شود كه با ايجاد يك شهرك سبز و خرم و بدور از هياهوي شهري، كه د رآن ساختمانها و آزمايشگاهها و مراكز تحقيقاتي متعددي ايجاد شدهاند، ميتوان به موفقيت كامل رسيد. براي رسيدن به موفقيت بايد به سؤالات زيادي پاسخ گفت: مثلاً چند هكتار زمين لازم است؟ چه تعداد آزمايشگاهها و با چه امكاناتي مورد احتياج است؟ و …
اهميت تحولات تكنولوژيك در سالهاي اخير به اندازهاي بوده كه دولتها سعي در نظاممند كردن پروسه نوآوري داشته تا بنحوي ورودي فناوري و خروجي رشد صنعتي را مديريت كنند. از اينرو دولتهاي مركزي از ايجاد شهركهاي مرتبط با اينگونه فعاليتها، دو هدف را دنبال ميكنند:
1) ارتقاء توان رقابتي صنايع يك كشور به ويژه در فعاليتهاي «تكنولوژيبر» و «دانشبر» در چارچوب سياست كلان اقتصادي متكي بر رشد.
2) بهبود توسعه منطقهاي از طريق زمينهسازي و معرفي صنايع جديد.
در واقع مأموريت اصلي اين شهركها بسترسازي و ايجاد نظامي است كه امكان شكلگيري و انتقال فناوريهاي پيشرفته را به فعاليتهاي صنعتي بهبود بخشد. منتهي از همين مأموريت تعابير متفاوتي صورت پذيرفته كه در قالب واژههاي مختلف مشاهده ميشوند: در آمريكا عموماً از لفظ مراكز تكنولوژي برتر (hi-tech centers) يا پارك تكنولوژي و تحقيقاتي استفاده ميشود. ژاپنيها از واژه تكنوپوليس و كرهايها از تكنوويل استفاده ميكنند. در فرانسه و برزيل از لفظ تكنوپل و در انگلستان معمولاًپارك علمي بكار برده ميشود.
نوع عملكرد اين مراكز با توجه به تفاوتهاي نامهاي آنها با يكديگر متفاوتند. بعضي از اين مراكز تكيه بر چگونگي شكلگيري و ايجاد فناوريهاي جديد دارند. بعضي ديگر بكارگيري و اشاعه گسترده اين گونه فناوريها را محوري تلقي ميكنند. بعضي از آنها در سطح منطقهاي و برخي ديگري در سطح ملي و حتي جهاني فعاليت ميكنند. برخي از مقياس بالا در بودجه و وسعت جغرافيايي برخوردارند و برخي مراكز نسبتاً كوچك و روي فعاليتهاي مشخص متمركز شدهاند. جذب واحد R&D شركتهاي توليدي بزرگ براي بعضي شهركها كليدي است، در حاليكه برخي ديگر به ارائه و بردن خدمات فناوري به محل فعاليت واحدهاي كوچك و متوسط مشغولند. بعضي به ايجاد فناوري تمايل دارند و برخي روي توليد تمركز كردهاند.
با توجه به مطالب مذكور ميتوان انواع اين مراكز را بصورت زير طبقهبندي كرد:
الف) تكنوپوليس: اين مراكز از مقياس نسبتاً بالايي برخوردار بوده و عموماً به صورت شهركهاي جديد ايجاد ميگردند. دامنه وسيعي از فعاليتها از دانشگاه گرفته تا توليد،تجارت و اسكان كاركنان در آن صورت ميپذيرد و سعي ميشود تا يك شهرك مستقل با تمام امكانات زندگي، كار،تفريح و آموزش ايجاد شود. از اين رو به سرمايهگذاريهاي قابل توجه زيربنايي نياز مبرم بوده و سعي فراوان ميشود تا شعبي از دانشگاهها، مراكز ملي تحقيقاتي و واحدهاي R&D و توليدي شركتهاي معظم بدان جذب گردند. اولين شهرك از اين نوع پارك مثلث تحقيقاتي در ايالت كاروليناي شمالي آمريكا بوده و ميتوان به نمونههاي بعدي آن در شهرك تسكوباي ژاپن، دايدوك كره، صوفياآنتيپوليس فرانسه و شهرك در دست طراحي چندمنظوره استراليا مشاهده كرد.
ب) شهركهاي علمي-تحقيقاتي: از نظر مقياس، اين گونه شهركها محدودتر از تكنوپوليسها هستند و عموماًگرايش به سمت فعاليتهاي تحقيقاتي دارند. اينگونه شهركها لزوماً با سرمايهگذاريهاي وسيع زيربنايي مرتبط نبوده بلكه ميتوانند از مجتمعهاي موجود بهرهبرداري كنند. اغلب محور فعاليت اينگونه شهركها يك دانشگاه يا يك مركز مهم تحقيقاتي است. مجموعه دانشگاهي ومراكز تحقيقاتي محيط مناسبي را براي همجواري شركتهاي فعال در حوزه تكنولوژيهاي جديد فراهم ميآورد و شركتهاي جديد نيز در آن حمايت ميشوند.
ج) پارك تكنولوژي (فناوري): عموماً مقياس اين پاركها نسبتاًمحدود بوده و قابل مقايسه با شهركهاي علمي-تحقيقاتي است. تفاوت قابل ملاحظه اين پاركها با پاركهاي علمي آن است كه جنبه توليدي در اين پاركها غالب ميباشد. اين گونه پاركها در بعضي موارد تخصصي بوده و با ارائه خدمات فناوري و امكانات مشترك به مجموعهاي از واحدهاي همگن، سعي در ارتقاء تواناييهاي تكنولوژيك واحدهاي مستقر در پارك را دارد. اين واحد متشكل از شركتهاي كوچك و بزرگ بوده و همچنين سعي در جذب شركتهاي داراي تكنولوژي برتر بينالمللي ميباشد. پارك دره سيليكان را ميتوان نمونهاي از اين نوع پاركها دانست. در اينگونه پاركها سعي بر آنست كه نقاط تماس و ارتباط بين شركتها و ساير مراكز هرچه بيشتر افزايش يابد. در اين رابطه ميبايست ايجاديك هسته مركزي بسيار كليدي تلقي شود چراكه وجود اين هسته اوليه است كه با ايجاد ميدان جاذبه لازمه، شركتهاي فعال در زنجيرههاي مربوطه، مراكز مرتبط، دانشگاهها و شركتهاي مشاورهاي و غيره را به پارك جذب ميكند.
د) مراكز انكوباتور: انكوباتور يك ساختار فيزيكي و در عين حال نهادين است كه با ارائه فضا وخدمات پشتيباتي متنوع، سعي دارد شركتهاي جديدي را پذيرفته و آنان را تا بلوغ نسبي حمايت كند. شركتها معمولاً بين 2 تا 5 سال در اين مراكز مستقر ميشوند.
هـ) مراكز نوآوري و كسب و كار (Business & Innovation Centers-BIC)
اينها مراكزي هستند كه خدمات متنوعي را براي توسعه نوآوري و كسب و كار جديد ارائه ميكنند. از نمونه اين خدمات ميتوان به انتخاب و آموزش كارآفرينان، كمكها و خدمات لازم براي شروع يك كسب و كار، خريد و انتقال تكنولوژي و كمكهاي اعتباري اشاره كرد. اين مراكز فضاهايي براي پرورش خلاقيت بوده و در عين حال ساختار مناسبي براي توليدات فكري، تحقيق و توسعه، طراحي و توسعه نيمهصنعتي بوده و علاوه بر آن يك محل ملاقات مناسب ميباشد. مراكز BIC به شكلگيري كسب و كارهاي جديد و ايجاد اشتغال شتاب بخشيده و كمك مؤثري به بقاء آنها مينمايد.
با همين موضوع
نظرات
نظر شما
- لطفا در مورد موضوع و در صورت امکان فارسي بنويسيد، ممنون!
- اگر نظر خصوصي و يا غير مرتبط به موضوع داريد، لطف کنيد و از فرم تماس استفاده کنيد، ممنون!