شنبه، ۵آذر ۱۳۸۴

توصيه ها و فعاليت ها :

الف : بيشتر شهر ها به گونه اي ساخته شده اند كه در درجه نخست در خدمت سواره ها باشند . اين امر نبايد در اوليت باشد . در عوض ، شهر ها بايد چنان ساخته شوند كه در خدمت پياده ها . دوچرخه سواران . و سال خوردگان و معلولان و بچه مدرسه اي ها باشند .

ب : اين نكته را به دقت در نظر بگيريد كه آدم هاي مختلف چگونه به شهر يا مركز شهر وارد ميشود . آيا اين ورود براي آنها تجربه اي لذت بخش است ؟ چگونه ميتوان اين تجربه را القا بخشيد ؟

ج : ظاهر شهر بايد خوشامد گوي بازديد كنندگان باشد . و آنها را تشويق به برقراري ارتباط كند . آيا در شهر مكان هايي وجود دارند كه مردم بتوانند در ان ها به سهولت گرد هم آيند و يكديگر را ملاقات كنند ؟

د : چه موانعي – خواه فيزيكي ، خواه اجتماعي بر سر راه دسترسي وجود دارند و اين چگونه ميتوان آن ها را برطرف كرد ؟

ه : هيچ گاه از ياد نبريد كه معماري ، همگاني ترين هنر خلاقانه است .

و : مشورت با مردم درباره تغييراتي كه قرار است بر كيفيت محيط آنان و شيوه زندگي شان اثر گذارد . در بدو امر و پيش از آنكه طرح ها آماده و نهايي شوند . ضرورت دارد .

 

اين امر مسئوليت مضاعفي را بر دوش معمار و طراح شهري ميگذارد . معمار يا طراح شهري نميتواند به سادگي بگويد من هنر مندم و هر آنچه بخواهم انجام ميدهم . ميخواهي پذيراي آن باشي يا نباش ... معماران و طراحان شهري بايد اين موضوع را تشخيص دهند كه در برابر طيف وسيع تري از مشتريان مسول هستند تا تنها در برابر كافرمايي منفرد .

به نظر من ، اين پيام بايد هر چه بلند تر و رساتر در خلال آموزش هاي تحصيلي و حرفه اي معماري طنين انداز شود .

با همين موضوع

نظرات

نظر شما

  • لطفا در مورد موضوع و در صورت امکان فارسي بنويسيد، ممنون!
  • اگر نظر خصوصي‌ و يا غير مرتبط به موضوع داريد، لطف کنيد و از فرم تماس استفاده کنيد، ممنون!




مرا به خاطر داشته باش؟

(استفاده از html مجاز مي باشد)