سه شنبه، ۲۰دی ۱۳۸۴

آموزش فراگير ومشكلات فيزيكي در مدارس

كودكاني كه در كنار هم ياد مي گيرند . زندگي كردن در كنار يكديگر را مي آموزند .
اين تحقيق با هدف بررسي نقش آموزش فراگير در دستيابي به توسعه پايدار و سرانجام طراحي پايدار  انجام شد . پيش فرض محقق بر اين بود كه توسعه بدون انجام آموزش ممكن نيست . هر چند جدايي اين دو مفهوم از يكديگر بدون معناست . از آنجا كه فرايند آموزش براي همه افراد و همه مكان ها و در همه سنين بايد در دسترس باشد . لزوم آموزش فراگير مطرح شده است . اين پژوهش شامل تعريفي مختصر از آموزش فراگير ، نياز هاي آن و تجربه كشور هاي مختلف ، و مكشلات آموزش فراگير در كشور ما كه يكي از آن ها مشكلات معماري است ميپردازد و در پابان به چند سوال پاسخ و راهكار هاي معماري خود را ارائه ميدهد و چند رهنمود را پيشنهاد ميكند . محور اساسي اين پژوهش اين شعار مهم بوده است كه « كودكاني كه با هم ياد مي گيرند ، زندگي كردن با يكديگر ر خواهند آموخت »

واژه هاي كليدي : توسعه پايدار . طراحي پايدار . آموزش فراگير . فراگير سازي . مشكلات معماري . مدارس و مراكز آموزش . تسهيلات معماري براي آموزش فراگير .

توسعه پايدار اصطلاحي است كه امروزه در مسائل محيطي و اقتصادي به وفور به كار ميرود . سال 1992 كه كنفرانس ملل متحد در مورد محيط و توسعه در برزيل برگذار شد . نقطه آغاز رسمي مطالعات مربوط به توسعه پايدار بوده است . كلمه پايدار بوده است . كلمه پايدار از جنگل بانان اروپايي در قرون 18 و 19 به ما رسيده است . عنصري كه اكثر اروپاييان جنگل زده شده بودند و چوب انرژي اصلي اصل اقتصاد را تامين ميكرد . چوب موجود براي پيشبرد صنعتي جوامع در حال گسترش كافي نبود . و ترميم جنگل ها نيز به زمان زيادي نياز داشت . بنابر اين جنگل بانان اروپايي خصوصا آلماني براي پاسخ به اين بحران علم جنگل داري را ارائه نمودند . به اين معنا كه جنگل بيد « پايدار » باشد . بنابراين پايدار به اين معناست كه منابع مورد استفاده با منابع ديگري جايگزين شده و يا شاخه هاي جديدي به منابع موجود اضافه ميگردند . اما مسلم است كه منابعي مانند نفت و يا آهن دوباره بوجود نميآيند . و جنگلها بسيار محدود و متناهي هستند . ( توماس 2002 )

كلمه « توسعه » تاريخ متفاوتي دارد . در دوران جنگ ايالات متحده مجبور بود كه به رقابت هاي كمونيسم در جهان پاسخ مناسبي دهد . بر طبق مدل كمونيستي ، همه ثروت هاي ملي يك كشور بايد بر اساس اشتراكي در بين تمام ملت آن كشور به گونه اي مطلوب تقسيم شده و در جهت بهبود اقتصاد و بهداشت كلي جامعه مصرف گردد  . اين عقيده براي مردم فقير شور هاي جهان سوم جذابيت خاصي داشت . براي حل اين بحران روسو . ايدوئولوژي جديدي را مطرح ميكند و آنرا توسعه اقتصادي مي نامد . به اين مفهوم كه تمام كشور هاي پيشرفته ملزم هستند تا به كشور هاي ديگر كمك كنند كه به استاندارد هاي جهاني نزديك شوند . بنابر اين « توسعه » در توسعه پايدار به اين معناست كه اقتصاد كشورهاي جهان سوم بايد تا مرز اقتصاد جهاني صعود نموده و بهبود يابد . توسعه پايدار موجب كاهش فقر و رنج در كشور هاي فقير شده و وجب ميگردد جهان جايگاه عادلانه تري براي نوع بشر باشد ( كيتينگ 1999 )

واضح است كه توسعه پايدار داراي ابعاد متفاوت  محيطي . فرهنگي . زيستي . اجتماعي . صنعتي . سياسي . فرهنگي . انسني . آموزشي است . از همه اين ابعاد كه بگذريم به نظر ميرسد كه آموزش تقدم فراموش شده كنفرانس ريو بوده است . حتي در حال حاظر نيز به نظر ميرسد كه در بسياري كشورها و مناطق ، آموزش اساسي درست ، براي رسيدن به پايداري در توسعه خدمات انساني نه براي قسمت هاي غني و نه براي قسمت هاي فقير ارائه شده است . به اين ترتيب موضوع تغيير نظام در مدل هاي  آموزشي نيز جلوه خاص مي يابد . آموزش فراگير اگر نمايانگر يك چالش و تغيير تاريخي در نگرش نسبت به نوع انساني است كه با تكيه بر مدل هاي اجتماعي از تفاوت هاي فردي در بين دانش آموزان دفاع ميكند . هدف از فراگير سازي اطمينان حاصل كردن از اين موضوع مهم است كه تمام افراد از حقوق ، قرصت ها و پذيرش برابر برخوردارند . ( مسون و رايزر . 1994 )

يكي از اساسي ترين حقوق هر فرد برخورداري از آموزش مطلوب است . تقسيم آموزش و پرورش به دو شاخه عادي و استثنايي اگر چه موجب رشد قابل ملاحظه اي در آموزش و پرورش استثنايي شده است . اما روند يكپارچه سازي دسترسي به خدمات انساني را تسهيل نكرده است . افرادي كه بدليل ناتواني ها و قص هاي اجتماعي . ذهني . حسي . حركتي . يادگيري . ناسازگاري هاي اجتماعي . تبعيض هاي جنسي . فرودستي هاي اجتماعي . و اقتصادي و غيره از جريان اصلي و عمومي جامعه از جمله رون دآموزش اساسي جامعه بيرون كشيده شده اند . هرگز به حقوق اساسي خود در تصميم گيري هاي مهم كشوري و منطقه اي نخواهند رسيد . و احساس تعلق اجتماعي نميكنند .

از سوي ديگر دانش اموزان مدارس عادي كه هر گز تجربه اي از توانايي ها و نياز هاي كودكان داراي نياز هاي خاص ندارند . در كنار آمدن با تنوع و متفاوت ها در زندگي بيرون از مدرسه مشكلاتي را خواهند داشت . اين دانش اموزان كه در آينده از تصميم سازان ما خواهند بود داراي نگرش مناسبي نسبت به تفاوت ها و معلوليت و معلولين نخواهند بود و كمتر احتمال دارد كه به نفع آنان وارد عرصه هاي كلان كشوري و بين المللي شوند .

با همين موضوع

نظرات

نظر شما

  • لطفا در مورد موضوع و در صورت امکان فارسي بنويسيد، ممنون!
  • اگر نظر خصوصي‌ و يا غير مرتبط به موضوع داريد، لطف کنيد و از فرم تماس استفاده کنيد، ممنون!




مرا به خاطر داشته باش؟

(استفاده از html مجاز مي باشد)