پنجشنبه، ۲۷مهر ۱۳۸۵

پل بعثت

طبيعت يك سري قاعده و قانون دارد كه شكســــــتن آن كار هر كســــي نيست. اگر توانســــتي قاعده و قانون طبيـــــــعت را بشـكني، بدان معجـــــــزه كرده اي.هيچ كس باور نمي كرد در بحبوحه جنگ روي اروند خروشان، با آن جـــــــــزر و مـــــــد  و با عرض زيادش مـــي توان پل زد. اما جنگ ثابــــت كرد مرداني هستند كه قانون طبيعت را بر هـم مي زنند و با گفتن يك «يا علي» به دل دريا مي زنند.پل بعثت شاهكار مهندسي_ رزمي تاريخ دفاع مقدس است و امروز با هميــن عنوان در دانشگاه مهندسي دافــوس، تدريس مي شود. بعد از عمليات والفجرهشت، بايد يك راه ارتباطي بين ايران و شهرفاو كه تازه به دست رزمندگان اســــلام افتاده بود، ايجاد مي شـــد. رزمندگاني كه در فاو بودند، بايد پشتيباني مي شدند. امكانات و نيرو مي خواستند.قبل از وافجر هشت پل هاي ديگري روي اروند زده بودند اما اروند هيچ كدام را تحمل نكرد وهمه را بلعيــــد. يك پل بود به نام پل فجركه شـــــب ها پهن و استفاده، و صبح ها جمع مي شد.پل فجر خيلي كار راه انداز نبود، بايد پلي احداث مي شــد با استــحكام كامل و با اطمينان زياد كه بتوان در هر موقع از روز مهـــمات و نيرو را به فاو رســـاند. بنا بر اين پل بعثت، به طول نهصد متر و عرض دوازده متر روي اروند زده شد و همه معادلات را برهم زد.پنج هزار لوله 12 متري، به قطر 142 سانتي متر و ضخامت 16 ميلي متر از جنــس فولاد، در عمق دوازده متري از رودخانه كه ارتـفاع جزر و مدش از پنج متر هم بيشتر نمي شد. پروژه شـــش ماه از جهاد گـــران اسلام وقت گرفت. دشــــمن در طول جنگ بســــــــيار سعي كرد در از بين بردن پــــــل، ولي نتوانست. دو طرف لوله ها را مي بســـــتند تا آب داخل نشود و آنها را به هم اتصال مي دادند،بعد از اينكه كار اتصــــــال تمام مي شد، لوله هـــــا را باز مي كردند تا زير آب بروند و غرق شوند، بعد روي لوله ها را زير سازي و آسفالت مي كردند.طراح اين شاهكار بزرگ، مهندس بهروز پور شريفي از برادران جهاد سازندگي بود. بخي از قطعات پل، هنوز در گلزار شهداي خرمشهراست و برخي ديگر نيز همانجا كنار اروند، به تماشا نشسته اند.

 بند الف : دوستانی که از این پل عکسی دارند ممنون میشوم به من ایمیل بزنند . ممنونم !

چهارشنبه، ۲۹شهریور ۱۳۸۵

از کوزه همان تراود که در اوست .

یک زمان مردم مثنوی میخواندند و حکایات سعدی نقل مجالسشان بود . خوش نوشتن فضیلتی بود برایشان . لباس هایشان و زیر انداز هایشان پر بود از نقوش و رنگ های اصیل ایرانی که الان هم هوش از سر انسان می پراند . این ها دکور نبود برای این نبود که خواشن را به زور به فرهنگ و تمدن اصیلی نسبت بدهند . " نیاز " روانیشان بود . این آدم ها به بک نوع معماری " نیاز : داشتند  هنرمندان . صنعتگران و معماران هم عهده دار بر آوردن  نیاز آن ها بودند .

اما امروز ما قوت غالبمان ساندویچ و پیتزا است . نقش و نگار های مبل و پرده مان و پارچ و لیوانمان از فرهنگی دیگر است . و طرح لباسمان و طرز پوشیدمان  به همه اصلات هایمان بی ربط است . گوشمان از موسیقی های پر است که کمرتین سنخیتی با هویت فرهنگی مان ندارد و .... از این قبیل نشانه ها بگیرید تا کیفیت روابط اجتماعی و خانوادگی و سبک زندگی همگی نشان میدهد که ما مذاقمان مذاقی نیست که هنر و صناعت اصلیمان بخواهد .

از هنر اصیل و فرهنگ خودمان که بگذریم ، میبینیم " هنر دیگران " را هم درست اقتباس نکرده ایم . " زیبایی " با هر تعریفی که از آن شده است از نیاز های ارزشمند بشر است . هر متاع ارزشمندی " بدل " هم دارد . و همیشه ارزان تر است و بیشتر در دسترس . و بازارش هم پر رونق تر . آنچه امروز در بازار رونق دارد ، زیبایی بدلی است زرق و برقی است که در ظاهر می آید و میل حقیقی زیبا خواهی و زیبا دوستی انسان را کور کیند . درست مثل کودک گرسنه ای که به جای غذای مقوی هله هوله خورده و اشتهایش کور شده و دیگر میلی هم به غذا ندارد .

تمدن های گوناگون بر حسب نیازی که به زیبایی داشته اند در رونق هنر و صناعات خود کوشیده اند . اصفهان صفوی را گاهی که میبینم . با خود فکر میکنم مردمی که این قدر زیبا خواه و هنر دوست بوده اند ، حق دارند که اتقاهایشان ، خانه هایشان ، کوچه هایشان ، شهرهایشان ، و محیط زندگی شان به این زیبایی درخشانی باشد .

اگر همان قدر که جامعه به متخصصین زیبایی خط و خال و چشم و ابرو احساس " نیاز " میکرد به هنر مند و معمار هم احساس " نیاز " میکرد . به سرعت تاثیر آن را بر معماری و فضاهای اطرافمان می دیدیم . مهم این نیست که سالانه چه تعداد هنر مند و معمار و .... تولید میکنیم . مهم تر اینست که جامعه مان چقدر خواهان باشد .

آب کم جو تشنگی آور به دست       تا بجوشد آبت از بالا و پست

از طرفی کسانی که در دانشکده های هنر و معماری تحصیل میکنند و کسانی که به آن ها تدریس میکنند واقعا تا چه اندازه با فرهنگ ایرانی دم خور هستند ؟ دانش و اطلاعاتشان را نمیگویم . شما باور میکنید حرف کسی را که دم از فرهنگ و هنر اصیل بزند . ولی خودش در امور زندگی اش رنگی از آن فرهنگ را نداشته باشد ولی خودش در امور زندگی اش رنگی از آن فرهنگ را نداشته باشد ؟ شما باور میکنید کسی مثلا چهل ستون و شیخ لطف الله را ستایش کند و چیزی جز موسیقی های " بدلی " در اتوموبیلش یافت نشود ؟ این قرائن را نمیشود دست کم گرفت . چیز هایی است که از شالکه فرکی و شخصیتی فرد نشات میگیرد و در فعل و عمل او نیز تاثیر میگذارد .

                    از کوزه همان تراود که در اوست .....

به هر حال معماری امروز ما ، ظرف زندگی امروز ماست . اگر امروز ظرف زندگی مان را کج و کوله شده ، شاید زندگی مان نیز کج و کوله شده باشد ... شاید .....
بند الف : از دست نوشته های خوب آقای محسن اسکندری . مجله معماری و شهر سازی . شماره 84

یکشنبه، ۲۹مرداد ۱۳۸۵

منظور از خلاقیت چیست ؟

بسیاری از مردم طراحی را یکی از خلاقانه ترین جستو جوهای یشری توصیف میکنند . هنر های به اصطلاح خلاقه شامل . موسیقی . نقاشی . مجسمه سازی و معماری و اشکال گوناگون طرح های دو بعدی و سه بعدی است . با این حال خلاقیت و اندیشه خلاق درست به همان میزان در علم . پزشکی . فلسفه . حقوق . مدیریت  . و بسیاری زمینه های دیگر تلاش انسان نیز کاربرد دارد . در هنر های خلاقه ؛ از جمله طراحی تمام نکته ها در این است که چیزی خلق شود که دیگران آن را تجربه کنند . و به نحوی از انحا اصیل و جدید باشد . هیچ کتابی درباره فرایند خلاقه طراحی کامل نیست . مگر با بحثی در مبانی خلاقیت و اندیشه خلاق . امروز حجم عظیمی نوشته در باب خلاقیت وجود دارد که نه تنها روانشاسان بلکه فلاسفه و اخیرا دانشمندان علوم شناختی و علوم کامپیوتر در سطحی وسیع تحقیق و بررسی کرده اند . که درباره چگونگی رشد خلاقیت می نویسند و فنونی را برای استفاده فردی یا گروهی ارائه میدهند .

مارگارت بودن boden 1990 اظهار داشته است که تمیز دادن خلاقیت H و خلاقیت P سودمند است . خلاقیت H خلاقیتی است که منجر به   ایده های بدیع و اساسا جدید در تاریخ جهان میشود . بنابراین کشف انیشتن یا لحظه ای که ارشمیدس با فریاد " یافتم . یافتم " از حمام بیرون پرید . هر دو لحظه های خلاقیت H محسوب میشود . خلاقیت P با این که جذابیت کمتری دارد . برای ما در اینجا به هیچ وجه کم اهمیت تر نیست . مارگارت بودن به درستی اشاره میکند . ایده ای که در اصل برای ذهن فرد بدیع است هنوز اهمیت بسیاری دارد . حتی اگر برای دنیا لزوما جدید نباشد . در حقیقت در طراحی غالبا تحولات بسیار چشمگیری واقع میشود که بسیار دشوار میتوان مطمئن بود دقیقا چه کسی و چه زمان ایده خلاق H را داشته است . تاریخ چنین تحولاتی را به حساب افراد می گذارد . گویی آن ها در انزوای باشگوهی از همکاران خود و سایر طراحان کار کرده اند .

زمانی که الک ایسیگونیس موتور احتراقی را به دو سمت چرخاند . اجزای موتور را فشرده کرد . صندوق عقب سنتی را حذف و اتوموبیل معروف مینی را طراحی کرد . کاری بیش از صرف طرح یک اتومبیل انجام داد . وی با ترکیب تعدادی ایده نو با هم باعث شد . نگاه ما به اتومبیل تغییر کند . به یکباره اتومبیل تقریبا به وسیله تزیینی تبیدل شد . دنباله لباس ما شد که همچنین قادر بود ما را دور شهر ها جابجا کند . این مطمئنا خلاقانه ترین لحظه در تاریخ اتومبیل بود . صد ها و شاید هزار ها اتومبیل طراحی میشود . اما فقط هر از گاهی طرحی قالب را میشکند . طرح های دیگر ممکن است جالب . جذاب . حتی مهیج باشند . اما فقط هر از گاهی طرحی حقیقتا نو آورانه است . هنگامی که ماریو بلینی ماشین تحریر توپی معروف خود را برای اولیوتی طراحی کرد ما را قادر ساخت امکانات اساسا تازه ای ببینیم . این طرح جایگزین بخش متحرک ماشین تحریر های رایج شد که کاغذ ر از یک طرف به طرف دیگر میبرد . در ماشین تحریر های جدید کاغذ ثابت بود که گوی حروف را حرکت میداد . فکر انقلابی بعدی قرار دادن همه حروف و علائم روی قطعه توپی شکل بود که میتوانست بچرخد و به استفاده کنند گان امکان تعویض گوی  در نتیجه تغییر نوع حروف را بدهد .

مثال های زیاد دیگری را در طول تاریخ طراحی میتوان یافت که نو آورانه و قالب شکن بوده اند . این ها غالبا نمونه های کلاسیک طراحی به حساب میآیند که واجد نوعی کیفیت بی مزان اند . Forty 1986 وجه مشترک این طرح ها فقط این نیست که مسایل مربوط به نحو درخشانی حل میکند ، این طرح ها جهان را به نحوی برگشت ناپذیر تغییر میدهند . آن ها دریچه های یک طرفه تاریخ طراحی و معادل کشفیات بزرگ علمی هستند . همین که مینی باشند ، تولید انبوه انواع اتوموبیل های شهری کوچک با قدرت مانور زیاد امکان پذیر می شود . دیگر کوچک و فقیرانه نیست بلکه شیک ، باب روز و پرتحرک است . همین که غرفه بارسلون از میس وان دروهه در سال 1929 وجود داشته باشد . نسل جدیدی از بنا ها امکان وجود می یابند که در ان ها رابطه بین دیوار ها عناصر نگهدارنده سقف و فضاهایی که تعریف میکنند به طور اساسی دستخوش تغییر میشود .

پس بیایید از ابتدا شروع کنیم . کاری که ذهن خلاق غالبا نمیکند ، ولی در این مناسبت به نظر ضروری میرسد !

شنبه، ۳۱تیر ۱۳۸۵

دست و چشم معماران

گروهی از معماران ؛ طراحان شهری و برنامه ریزان را با اتوبوسی به تماشای نقاط دیدنی شهر ببرید . اعمال آن ها حدود دلمشغولی هایشان را نشان خواهد داد . معماران از ساختمان ها ؛ بزرگراهها و یا پل ها عکس خواهند گرفت . طراحان شهری منتظر لحظه ای خواهند ماند که این هر سه در کنار هم قرار داشته باشند . برنامه ریزان چنان سرگرم صحبت خواهند بود که از پنجره به بیرون نگاه نکنند .

                                          دنیس اسکات براون . مفاهیم شهری

دوشنبه، ۸خرداد ۱۳۸۵

اخلاق حرفه ای

اخلاق حرفه ای ***

اخلاق حرفه‌اي خشت اول‌***
این نوشته مربوط به بخشی از سخنرانی اساتید خوب معماری شیراز در روز سوم اردیبهشت ماه سال جاری میباشد و مربوط به اخلاق حرفه ای است .
توجه به رعايت اخلاق حرفه‌اي لزوما نيازمند به وقوع پيوستن اتفاق خاصي كه
باعث پديد آمدن انقلاب و تحولي ناگهاني در تحريك وجدان حرفه‌اي متخصصان باشد، ندارد.اگر هم داشته باشد براي بيدار كردن اين دغدغه در اذهان مهندسان ساخت و ساز كشور، زلزله بم يا حتي لحظه‌اي انديشيدن به فجايع احتمالي ناشي از زلزله‌اي در تهران و حومه‌اش، كافي است تا هر انسان كارگزار و موثري در اين حرفه، رعايت اين لازم را برخود واجب بداند.چرا كه گاهي خطايي كوچك مي‌تواند خسارات جاني و مالي را بر مصرف‌كننده محصول و خدمات متحمل كند.
جدا از اين حس وجدان انساني، عامل مهم ديگري كه امروزه متخصصين امر ساختمان را به بها دادن هرچه بيشتر به اخلاق كاري سوق مي‌دهد، پديد‌آمدن اين دانش جمعي در ميان مهندسان است كه آنها نقش كليدي و تعيين‌‌كننده‌اي در ساختن جامعه‌اي سالم و ارزشمند و تحقق يافتن آرمانشهر انسان‌ها دارند.هر گامي كه در اين راستا برداشته شود، از ضرري جلوگيري مي‌شود و حتي باعث ماندگاري بيشتر بناها و سازه‌ها و بالطبع باعث هويت يافتن و نيز رونق روزافزون، مي‌شود. هر يك از اينها در حكم قدمي جلو در رسيدن به محيط آرماني شهرمان است.در جوامع پيشرفته آموزش اخلاق حرفه‌اي در برنامه‌هاي تحصيلي دانشكده‌هاي مهندسي گنجانده شده است و اين مهم در پرسشنامه‌هاي عضويت و صدور مجوزهاي مختلف از طرف سازمان‌هاي حرفه‌اي مهندسي نيز مورد توجه قرار مي‌گيرد.هر شركتي مي‌بايست، در جهت اتخاذ برنامه اخلاقي، اقدام به تدوين آيين‌‌نامه اخلاقي مطابق با اساسنامه و ويژگي‌هاي آن تشكيلات نمايد.گام بعدي، تعليم افراد حرفه‌اي در زمينه تعبير، تفسير و اجراي آيين‌نامه‌هاي مزبور است. پرداختن به اخلاق هر چند در ادوار زماني مختلفي مورد توجه مقطعي قرار گرفته، اما ويژگي خاص اين دوره تاكيد بيشتر بر پرورش توانايي و مهارت داوري فردي در اجراي آيين‌نامه‌هاي اخلاقي و ارزيابي شخصي در موقعيت‌هاي مختلف است، به طوري كه بحث دانش و عمل به موارد اخلاقي، ضرورتي همچون هر كدام ديگر از موارد تخصصي حرفه به شمار مي‌آيد و هر مهندسي مي‌بايد به آن تسلط كامل داشته باشد. ضمن اين كه وجود چارچوب‌ها و دستور‌العمل‌هاي تفصيلي، امكان پيدايش برداشت‌هاي متفاوت مهندسان را از حدود و مفاد مسووليت‌هاي خود از ميان مي‌برد.در ايران، سازماني كه مي‌تواند به طور رسمي، رسيدگي، نظارت و تقويت اخلاق حرفه‌اي را در ميان متوليان ساخت و ساز كشور بر عهده گيرد، سازمان نظام مهندسي كشور است كه هم از نظر تعريف وجودي و هم از لحاظ وظايف قانوني قابليت ارائه راهكاري براي توسعه اين ارزش در نظام مهندسي كشور را دارد. نياز جدي در اين حيطه را تنها اين سازمان با همكاري موسسه‌اي چون انستيتو ملي اختلاق مهندسي مي‌تواند جوابگو باشد. هر چند اين نياز نه به دليل نبود قوانين مربوطه كه هم به دليل كمبود يا نقص اين قوانين و هم به دليل بي‌توجهي و عدم ضمانت اجرايي درباره رعايت اخلاق حرفه‌اي است. تبيين دقيق، آموزش كامل و نظارت پيگير از سوي ارگان‌ها و سازمان‌هاي متولي مي‌تواند راهگشاي گسترش اين رفتار مسوولانه در ميان جامعه مهندسان كشورمان باشد.

بحث اخلاق حرفه ای ، که متاسفانه در کشور ما مقداری مورد تهديد هايي واقع شده  است . معماری هنر است و هنر هم به نوعی آفرينش بزرگی هاست ، کسانی که نام هنر را بر زبان می آورند بايد حريم بزرگی ها را هم پاس بدارند و حفظ بکنند ، در حدود چند صد سال هست که کشور ما هيچ گونه حرکت معماری قابل توجهی را نداشته ، اگر مقداری به اين بحث دقت کنيم و آن را ريشه يابی کنيم ، ميبينيم علاوه براينکه بحث اخلاق و تعهدات حرفه ای ناديده گرفته شده ما دچار کپی برداری هايي از جاهای مختلف دنيا شديم ، کپی برداری هايي که نه تنها متناسب با آداب و فرهنگ ما نيست بلکه می تواند اشاعه فرهنگ نادرست و خطرناکی باشد ، برخی از صاحب نظران و منتقدان غرب بر اين عقيده هستند  که طرح های معماری بايد متناسب با مد پيش رود و قطعا اگر قرار باشد ما چنين تفکری را دنبال کنيم ارزشی در حد مد هم خواهيم داشت يعنی يک ارزش محدود زمانی ، مد زمانی می آيد و می رود بدون آنکه پشت آن انديشه و تفکری باشد در صورتی که میبينيم خيلی از معمارانی که  در کشور ما حضورداشتند و آثار بزرگی را خلق کردند همواره با تفکر و انديشه دست به قلم می بردند، شما وقتی وارد عمارتی مثل پرسپوليس می شويد و وقتی وارد عمارتی مثل مسجد
نصيرالملک می شويد حس می کنيد اين مکان ها با مکانهايي که قبلا رفته ايد تفاوت دارد ، آيا تفکر و انديشه ای که پشت مسجد نصيرالملک بوده است و تفکر و انديشه ای که پشت مساجد ديگر شهر بوده يکی است؟ معماران گذشته کمتر دست به قلم می بردند و بيشتر در محل دستور می دادند ، معماران ما با قداست خاصی کار می کردند ، با يک اعتقادات خاصی کار می کردند ، در واقع با وضو به محل انجام کار می رفتند ، يعنی اينکه برای حرفه شان يک قداستی قائل بودند ، حالا ما جدا از تفکرات مذهبی بحثی داريم به عنوان رعايت اخلاق حرفه ای و پايبند بودن به يک سری ارزشها و به دنبال اين ارزشها تفکر و در نهايت خلق آثار بزرگی که قطعا هر انسانی را تحت تاثير خودش قرار دهد. عده ای ديگر بر اين عقيده اند که معماری بايد در فلسفه حل شود يعنی بايد  دقيقا مفاهيم فلسفی تاثير مستقيم بر معماری داشته باشد ، به نظر من صرفا با فلسفه با معماری برخورد کردن درست نيست چون قدرت خلاقيت و تفکر معمار را می گيرد ، در واقع بايد معماری را متناسب با هر فرهنگ و اقليم و جدای از کپی گرفتن از ساير اقوام و ساير کشورهای ديگر در نظر گرفت ، طرح معماری زائيده احساس، تفکر و خلاقيت يک معمار هست که بعد عينيت پيدا می کند .

بزرگترين مشکلی که جامعه معماری ما با بحث مديريت شهری دارد بحث اخلاق حرفه ای و رعايت شئونات حرفه ای است ، مشکل ديگر اينست که نظارت بر اجرای طرح های معماری ضعيف است که قصد داريم امسال با ارائه يک راهکار و دستورالعمل بتوانيم نقش مهندسين معمار را در نظارتهای معماری پر رنگ کنيم و بيشتر مهندسين معمار را در اين امر سهيم کنيم ، شما به عنوان کسانی که هنرمند هستيد مسئوليت سنگينی را به عهده داريد ، کسی که در واقع اعتقاد دارد که من مهندس معمار هستم مسئوليتش بسيار سنگين است و هيچ تفکری ارزش پيدا نمی کند مگر آنکه آميخته با هنر باشد .

شنبه، ۹اردیبهشت ۱۳۸۵

انسان و محیط و نیاز های آن ...

انسان  ومحیط

روابط میان موجودات زنده و محیط پیرامونشان به صورت مادر زادی شکل نگرفته و بیشتر اکتسابی است " ناخود آگاهی جمعی به صورت الگوهای فطری نوع واکنش انسان ها را نسبت به وقایع و پدیده های جهان به گونه ای که توسط اجداد بشر شکل گرفته از قبل قالب بندی میکند . ترس از تاریکی بیم از تنهایی خوب دور افتادن از پناه دهنده همگی از تجربیات نسل های بیشمار گذشته نشات میگیرد و به فرد میرسد . این قالب ها الگوهای رفتاری جوامع را نشان میدهند .

رفتار های جمعی محصول ویژگی های فرهنگی اجتماعی غالب است . از این رو مطالعه الگو های رفتاری که تعیین کننده و بیان کننده چگونگی استفاده مردم از فضاها میشوند . تاثیر بسیاری بر طراحی و برنامه ریزی محیط دارد . از نظر لینچ ارزش هر گونه فضایی در شهر بسته به میزان رضایتی است که برای فرد عابر یا ساکن در آن فراهم میآورد . با اصلات یافتن فرد در شهر و عمده شدن تاثیرات محیط کالبدی بر انسان ادراک فضایی است قابل درک با حدود تعیین شده که در ان مسیر های پیوسته ای برای عبور عابرین پیاده وجود داشته باشد .

روانشناسان محیط معتقدند شرایط فیزیکی تاثیر انکار ناپذیری بر رفتار و افکار انسان دارد . تا انجا که به بررسی رفتار های انسان بدون توجه به محیط و شرایط فیزکی حاکم بر ان امکان پذیر نیست . در روانشاسی محیط رفتار در تعامل با ابعاد فیزیکی , معماری و یا نمادی محیط مورد بررسی قرار میگیرد .

انسان از سویی تحت تاثیر شرایط محیط قرار میگیرد و از سوی دیگر با توجه به نیاز ها . ارزش ها و هدف های خود محیط را دگرگون میکند و به محیط سامان میبخشد هر فرد انسانی بسیار بیش از انچه خود به تنهایی بر محیط پیرامون خود تاثیر میگذارد . از ان تاثیر میپذیرد .

سلسله مراتب نیاز ها

در مورد رشد شخصیت و بروز خلاقیت دانشکندان به استعداد بلاقوه ادمی در جهت تکامل اشاره میکند . دوان شولتس می گوید شخصیت ما از کودکی تا جوانی میانسالی و یپس تا کهولت پیوسته در کمال است

ابراهیم مازلو به منظور تشریح شکل گیری شخصیت سالم در انسن سلسله مراتبی از نیاز ها را عرضه کرد که از نیاز های فیزیولوژیک و جسمی اغاز میشود و در سطوح بالاتر به انگیزه های روانی پیچیده تری میرسد .

مثلا :

خودشکوفایی یعنی : رسیدن به تحقق نفس . و شکوفا ساختن . توانایی بالقوه نیاز های ذوقی . تقارن . نظم . زیبایی

نیاز های شناختی : دانتسن . فهمیدن . و کاویدن

نیاز های عزت نفس : اجرا و دستیابی . نشان دادن کفایت در کار ها . مورد تایید و شناخت دیگران واقع شدن

نیاز های تعلق و محبت : به دیگران پیوستن . پذیرفته شدن . تعلق داشتن

نیاز های ایمنی : احساس امنیت کردن . و دور از خطر بودن

نیاز های فیزیولوژی : گرسنگی . تشنگی . و مانند آن

نیاز های هر سطح معین باید دست کم تا حدودی ارضا شود تا نیاز های سطوح بعدی بتوانند به صورت عوامل تعیین کننده در آیند به دین ترتیب وی تامین سلسله مراتبی نیاز ها را امری ضروری جهت رشد شخصیت انسان میداند . رفتار نتیجه تاثیر رفت و برگشت پیچیده میان دو گروه اصلی و متفاوت متغیر ها است . محیط که اطراف ما را فرا گرفته و بر افراد اثر میگذارد . ووضعیت داخلی فرد که خود را از قسمت فیزیولوژیکی بدن و روانی که به پشتوانه تجربیات فرهنگی . تجربیات شخصی و احتیاجات اساسی فرد مربوط میشود . تشکیل شده است .

در واقع تحقق گرایش فطری به کمال و دستیابی به توانایی های پیش بینی شده در مسیر رشد با تامین این نیاز ها که بخش قابل توجهی از آن ها را محیط پاسخ میدهد . حاصل خواهد شد . ابراهام مازلو معتقد است در همه انسان ها تلاش و گرایش فطری برای به کار گرفتن توانایی ها و تحقق قابلیت های وجودی یافت میشود .

پنجشنبه، ۳۱فروردین ۱۳۸۵

هادي ميرميران

بهترين معمار بعد از انقلاب اسلامي . روحش شاد .

چند پله كوتاه بالا و پايين و مسير طرح و ماكت و پلات‌هاي معماري، و بعد اتاقي در انتهاي راهرو كه دختر عشاير با چارقدي سرخ و با چشم‌هايي زنده اما غمگين، از ميان قاب نگاهت مي‌كند، اتاقي پاك و مختصر، ميز كار، خط‌ كش، شابلن، مداد و انبوهي كتاب معماري و شعر، در گوشه‌اي ديگر تخت استراحت استاد.

روي ميز كار نقشه‌اي پهن است و جاي دست‌هايي مشغول به كار و سرانگشتاني توانا كه او را جزو برجسته‌ترين معماران ايران كرد. اينجا اتاق كار و زندگي «هادي ميرميران» است.

به گفته‌ي خيلي‌ها او مارسل دوشان ايران است. تصاوير ماكت‌هاي ساختمان‌هاي اجرا شده و نشده، خود حاكي از اين مدعاست.

سال‌هاي 1345، 46 و 47، آن روزهايي كه مهندس هوشنگ سيحون رييس دانشكده‌ي هنرهاي زيباي دانشگاه تهران بود و ‌به هر بهانه‌اي دانشجويان را جريمه و وادارشان مي‌كرد تا معماري ايران را بشناسند، دانشجويان را مجاب به رلوه - اندازه‌گيري و تهيه نقشه - از بناهاي معماري مي‌كرد؛ از قره‌كليساي ماكو، كليساي جلفا گرفته تا ارگ عليشاه و ...؛

مسجد عالي‌قاپوي اصفهان نصيب ميرميران شد.

طرح‌هاي فانتزي، تخيلي و ايده‌هاي بلندپروازانه‌ي او را سال پاييني‌هاي دانشكده به‌خوبي به ياد دارند.

دانشجويي كه بيشترين مدال، نشان و جايزه‌ي دانشكده را از آن خود مي‌كرد.

سال 1347 و پس از پايان تحصيل، فعاليت حرفه‌يي‌اش را آغاز كرد و با تاسيس شركت ملي ذوب آهن ايران - اصفهان، 10 سال مسؤول كارگاه معماري و آتليه‌ي طراحي معماري و شهرسازي اين شركت شد.

پس از انقلاب وزير مسكن و شهرسازي وقت - مهندس سراج‌الدين كازروني - از هادي ميرميران كمك گرفت و طرح جامع منطقه و شهر اصفهان را به او سپرد. او شهر جديد بهارستان را طراحي كرد.

ميدان كهنه‌ي محل زندگي كلميان اصفهان، حوالي مسجد جامع بود، ميرميران طرحي جديد براي اين ميدان ارايه داد؛ مي‌گويند نقطه عطف اصفهان از آنجا بسته شده است.

ميرميران معتقد است: معماري كه امروز در كشور داريم، شايسته‌ي مقام و منزلت تاريخي ما نيست. ما از گذشته در دو عرصه‌ي شعر و معماري بسيار موفق بوده‌ايم. در معماري جزو يكي از كشورهايي هستيم كه بزرگترين ميراث معماري و تاريخي را دارد. سه هزار سال معماري پيوسته داريم كه تمام اين سال‌ها جزو بهترين نمونه‌هاي معماري جهان بود؛ اما از اواخر دوره‌ي قاجار تا امروز، بيشترين مصرف‌كننده‌ي معماري كشورهاي پيشرفته غربي شده و خود نتوانستيم سهم مهم و حتا كوچكي را در معماري معاصر جهان داشته باشيم.

او عوامل زيادي را دخيل دانسته و مي‌گويد: معماري برخلاف شعر، به امكانات مالي محتاج است. بايد كارفرما و صاحب كاري باشد كه يك كار معماري به‌وجود آيد؛ در ده - پانزده سال اخير بارقه‌هايي به‌وجود آمده و وضعيت رو به بهبود است.

او تاكيد دارد: ميراث بزرگ معماري داريم و ضروري است به آن توجه كنيم. علاوه بر آن، بايد به دستاوردهاي معماري روز دنيا توجه داشته باشيم.

ميرميران در ديدار اعضاي بخش هنرهاي تجسمي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) از كم‌رغبتي مردم نسبت به بافت‌هاي تاريخي مي‌گويد. به گمان او بافت‌هاي تاريخي ايران، امروز به محل اسكان اقشار كم‌درآمد يا مهاجر تبديل شده است و خانواده‌ي اصيل شهري هم يا به‌طور كامل از اين بافت‌ها خارج شده‌اند يا در حال خارج شدن هستند.

بنابراين بافت‌هاي تاريخي روز به روز به ضرر اقشار قديمي و باسابقه‌تر تغيير مي‌كند. همين امر رانده شدن بيشتر مردم را از اين بافت‌ها موجب مي‌شود؛ در يك مقطع، بهاي لازم را به بافت‌هاي تاريخي‌مان نداده و كار نكرديم كه آن‌ها را شايسته‌ي زندگي امروز قرار دهيم. بايد تحولي انجام مي‌داديم كه بافت‌هاي تاريخي كشور بافت‌هاي مطلوبي باشد. درحالي‌كه بافت‌هاي تاريخي در همه جاي دنيا گران‌ترين مناطق است، اما مردم ما از اين بافت‌ها فراري‌اند، چراكه كار لازم در به‌روز و به‌هنگام كردن بافت‌هاي تاريخي‌مان انجام نداده‌ايم.

مسابقه‌ي طراحي فرهنگستان‌هاي جمهوري اسلامي ايران در سال 1373 هنوز در خاطره‌ها جا دارد.

جايزه‌ي نخست و مقام اول اين مسابقه به طراحي او - برج سه‌تايي بلندي كه دروازه‌ي علم ميانه‌ي آن جا داده شده بود ـ تعلق گرفت؛ اما هنوز هيچ‌كس نمي‌داند چرا طرح پنجم اجرا شد كه البته هنوز نيمه‌كاره مانده است.

از همان روزهايي كه ناراحتي در كليه‌اش پيدا شد، ديگر ميرميران بدون عصا يا ويلچر راه نرفته است، اما تا وقتي به اتاق ساده و كوچك او در گوشه ساختمان شركت پويا و پر رفت و آمدش نقش جهان - پارس نرفته باشي، باور نمي‌كني كه روي ويلچر مي‌نشيند و ساعاتي طولاني را روي تخت مي‌گذراند و چنين طرح‌هايي مي‌آفريند.

مديريت قاطع و حضور مستمر و با وسواسش در جلسات كه اين روزها در اتاق خودش تشكيل مي‌شود، حاكي از اين امر است.

خودش مي‌گويد: آرزوي هر طراحي است كه كاري كه مي‌كند ساخته شود، ‌اما متاسفانه در كشور، خيلي كارهاي خوب روي كاغذ مانده است.

از حدود 15 سال پيش مسابقات معماري آغاز شده، امر پسنديده‌اي است كه كارهاي خوب با مسابقه انتخاب شوند؛ اما متاسفانه غالبا به نتايج آن وفادار نمي‌ماندند.

ميرميران اكنون مشاور مادر شهر بم است؛ طرح توسعه شاه‌چراغ روي ميز كارش پهن است و بازسازي محوطه ارگ كريم‌خاني شيراز را در دست كار دارد.

فانتزي‌هاي جوان پوياي دهه 40، اكنون اجرايي، ساده، بي‌پيرايه و موفق‌تر از پيش است. ساختمان كانون وكلاي دادگستري مركز، با اجراي نماي مسعود عربشاهي حكايت از آن دارد.

مدرس دانشگاه‌هاي علم و صنعت، هنر معماري تهران، همدان و شيراز، از تاليف و ترجمه‌ي كتاب‌هاي معماري گلايه دارد.

او مي‌گويد: يكي از نقايصمان در ترجمه‌ي آثار معماري است. به آن تعداد كه جامعه نياز دارد ترجمه‌اي صورت نگرفته است؛ اين نقيصه ناآشنايي دانشجويان و معماران را با مسائل روز و مهم دنيا در پي ‌دارد.

بايد توجه داشته باشيم كه اگر از معماري امروز جهان استفاده نكنيم، از قافله‌ي تمدن معماري عقب مانده‌ايم.

كسب 27 جايزه‌ي عموما نخست، تقدير، لوح، نشان و مدال و تاليف حدود 10 مقاله در زمينه‌هاي مختلف معماري و نيز ده‌ها سخنراني در دانشگاه‌ها و مجامع مهم و معتبر دنيا، اين فارغ‌التحصيل ممتاز دانشگاه تهران را جزو برترين‌هاي معماري ايران كرده است.

به‌تازگي رييس جمهوري اسلامي ايران نشان درجه‌ي 1 هنري كشور را به وي اعطا كرد.

گزارش از: ايسنا، زهرا كرمي راد

عكس ها نيز از دوست خوبمان اقاي بهرام هوشيار يوسفي ميباشد .

چهارشنبه، ۱۶فروردین ۱۳۸۵

ارگونومي

ارگونومي(Ergonomy)   علمي است كه به طراحي ابزار و وسايل مورد نياز براي كار و زندگي انسان را مورد مطالعه قرار ميدهد . واژه ارگونومي از تركيب دو كلمه Ergo  به معني تغيير دادن و مناسب كردن و Nomo به معني كار بوجود آمده است . اين علم ، رابطه اسنان را با محيط وسايل مورد نياز كار و زندگي او بررسي ميكند . در واقع ارگونومي توانايي موجود بدن انسان را در انجام فعاليت هاي روزمره زندگي ، مورد مطالعه قرار ميدهد . با استفاده از اين علم  وسايل زندگي با وضعيت جسماني افراد سازگار ميشود و با فيزيولوژي و وضعيت جسمي انسان مطابقت داده ميشود .

ارگونومي به طرح روشهاي كار و ابزار و شرايط لازم براي محيط كار مي پردازد ، به طوري كه كار با وضعيت جسماني افراد سازگار شده و نيز با فيزيولوژي و وضعيت انسان مطابقت داشته باشد . هدف از ارگونومي حمايت و حفاظت از افراد آسيب ديده از طريق تسهيل كار و بهداشت كار با توجه به شرايط جسماني اوست . اين هدف مبتني بر روش كار و يا شرايط كار بوده ، شامل تقليل فشار كار ، خستگي و فرسودگي با توجه به محدوديت ها و گنجايش هاي انسان است در ارگونومي سعي بر اين است كه محيط يا شرايط كار را به خاطر شخص تغيير دهند ، اين منظور از طريق تغيير در نحوه انجام كارهاي خسته كننده حاصل ميشود . در نتيجه آسان كردن كار ، اغلب بازده كار را نيز افزايش ميدهد . بنابراين اگر چه هدف ما در ارگونومي ، افزايش بازده كار نيست ، در عين حال ميتوان گفت كه اجراي صحيح ارگونومي اغلب در ازدياد بازده كار نيز موثر است . پس پياده كردن ارگونومي ، هم به نفع كار فرما و هم به سود فردي است كه ارگونومي براي او پياده شده است .

 

كاربرد اصول ارگونومي براي موفقيت كاري فرد آسيب ديده اهميتي انكار ناپذير دارد . زيرا ارگونومي در بسياري موارد جهت حل مشكلات عملي در حوزه كار يا فراغت فرد آسيب ديده به كار ميرود . در حال حاظر در بسياري از كشور ها  ،سرويس هاي توانبخشي حرفه اي اين كمك ها را ارائه ميدهند .

اصولا استخدام آسيب ديدگان و به كار گماري آن ها بيشتر بر اساس نياز هاي شغلي و ظرفيت هاي روحي و جسمي باقيمانده در آن ها انجام ميگيرد . لازم است به اين موضوع اشاره شود كه تطبيق فرد آسيب ديده با كاري كه براي او در نظر گرفته شده عمل صحيحي نيست و فرد آسيب ديده نبايد هر كاري را بپذيرد . آن چه از اهميت بسيار برخوردار است ، اين كمتر توجهي به آن ميشود . علاقه و تجربه فرد آسيب ديده در كاري خاص است پس بايد كار با آسيب ديدگي فرد مطابقت داد و نه فرد آسيب ديده را با كار . يعني بايد كار مورد نظر فرد را با تغييراتي براي او قابل انجام نمود و نه بالعكس .

روندي كه بايد براي كاربرد اصول ارگونومي در مناسب سازي كار در پيش گرفته شود به اين قرار است :

1- باقيمانده توانايي فرد آسيب ديده مشخص شود

2- مشخصات كار بايد تعيين گردد

3- اعمال بدني لازم براي هر قسمت بايد تعيين شود .

4- مشخصات كاري فرد آسيب ديده با رضايت ميتواند انجام دهد ارائه شود .

5- مشخصات كاري كه فرد آسيب ديده با سختي ميتواند انجام دهد ، تعيين شود

6- مشخصات كاري كه فرد آسيب ديده توانايي انجام آن را ندارد معلوم شود .

7- اهداف فرد آسيب ديده از كار مشخص شود

8- محل كار براي دسترسي فرد معلول و سهولت حركت او مناسب سازي شود

9- كمك هاي مورد نياز فرد آسيب ديده براي كار ارائه شود

10- فرد آسيب ديده در حين انجام كار ارزشيابي شود

11- اصلاحات و تغييرات نهايي انجام شود

12- از اين كه فرد آسيب ديده از كار خود راضي است و به نياز هاي خود دست يافته است اطمينان حاصل شود .

 

براي اطلاعات بيشتر ميتوانيد به مقالات خانم دكتر گيسو قائم  ( دكتراي معماري و شهرسازي ) در دانشگاه شهيد بهشتي مراجعه نماييد .

 

جمعه، ۱۲اسفند ۱۳۸۴

صحبت هاي لويي كان ...

درسهاي معماري از تاريخ نزديك
از صحبت هاي لويي كان با دانشجويان دهه 60 ميلادي

اوايل بعد از ظهر امروز درباره سه جنبه آموزش معماري صحبت ميكرديم . در واقع اعتقادم اين است كه من آموزش معماري نميدهم بلكه خويشتن آموزي ميكنم .
اين آموزش به هر تقدير سه جنبه دارد : نخست جنبه كارشناسي آن است . به عنوان يك فرد حرفه اي مقيد به آموختن نقش خود هستيد در تمام روابط .... روابط شغلي

و روابط خود با كسي كه براي كار خود به شما اعتماد كرده است . از اين لحاظ بايد تفاوت ميان علم و تكنولوژي را بدانيد .

قوانين زيباشناسي هم از مله دانش حرفه اي است . به عنوان يك فرد حرفه اي مقيد هستيد برنامه مشتري خود را به چيزي از نوع فضاهايي كه بايد در خدمت نهاد معيني قرار گيرد برگردان كنيد . ممكن است اين را فضا – انتظام يا فضا – قلمرو بدانيد  . كه از جمله مسئوليت حرفه اي شماست .

انسان نبايد برنامه اي را بردارد و آن را به سادگي تحويل مشتري بدهد . آن گونه اي كه به مثل نسخه پزشكي را پيچيده باشد .
جنبه ديگر تربيت انسان است براي بيان خويشتن اين حق ويژه انسان است . به او بايد معناي فلسفه ، معناي اعتقاد ، معناي ايمان آموخته شود . او بايد هنر هاي ديگر را بشناسد

بايد بداند كه يك نقاش اگر بخواهد ميتواند مردم را سرو ته ترسيم كند . چرا كه نقاش نبايد كه پاسخگوي قوانين ثقل باشد . نقاش ميتواند درگاه را كوچكتر از انسان ها تصور كند ميتواند آسمان روز را سياه بكشد . مرغان را چنان ترسيم كند كه قدرت پرواز نداشته باشند . سگ ها را چنان تصوير كند كه قادر به دويدن نباشند . چرا كه او يك نقاش است . او ميتواند در حاليكه آبي مي بيند قرمز نقاشي كند . پيكر تراش ميتواند چرخهاي مربع در زير توپ بگذارد تا بيهودگي جنگ را بيان كرده باشد . ولي معمار بايد چرخهاي گرد به كار گيرد و بايد درگاه را بزرگتر از مردم بسازد .

معماران بايد بدانند كه از حقوق ديگري برخوردارند . خقوق ويژه خود با درك و فهم اين حقوق انسان مجهز به ابزاري ميشود كه قادر است خالق باور نكردني ها باشد . چيزي كه طبيعت قادر به انجام آن نيست .

اين ابزار نه فقط اعتبار فيزيكي بلكه اعتبار رواني درست ميكنند . چرا كه براي انسان بر خلاف طبيعت حق انتخاب دارد .

سومين جنبه كه بايد يادگرفت اين است كه معماري در واقع وجود ندارد اين اثر معماري است كه تعين مي يابند . معماري فقط در ذهن وجود دارد . كسي كه كار معماري ميكند هديه اي به روان معماري اهدا ميكند . رواني است كه نه سبك ميشناسد نه تكنيك و نه فن آوري رواني كه فقط در انتظار آن است كه چيزي به او اهدا شود .

معماري محمل " تجسم كيفيت " غير قابل اندازه گيري است آيا ميتوان " فضاي كيفي " پارتنون را اندازه گيري كرد ؟  خير اين قتل محض است . آيا ميتوانيد " پانتئون را اندازه گيري كنيد . آن ساختمان اعجاب انگيز را كه هدايت انسان را برآورده مي سازد .

یکشنبه، ۱۶بهمن ۱۳۸۴

طراحي بدون مانع

اولين همايش طراحي معماري با عنوان « طراحي بدون مانع » در شهرستان نيشابور

اين همايش مربوط به اصول و استاندارد هاي طراحي بدون مانع  تهيه شده است . دوستاني كه مايلند به نيشابور تشريف بيارند به من ايميل بزنند

در دنياي پيشرفته امروزي كشوري مي تواند خود را در سطح كشور هاي متمدن بداند كه چند معيار را رعايت كرده باشد . يكي از اين معيار ها بر طرف كردن مشكلات معماري و شهر سازي براي معلولين ( توانخواه)  است . به عبارتي طراحي براي همه شهر وندان يك جامعه و نه فقط قشر خاص .

آرزوي يك معلول زندگي بدون همراه و روان سازي شهر براي سهولت حركت هاي اوست . مشكلات و موانع معماري كه باعث ميشود معلولين كمتر در جامعه حضور داشته باشند عبارتند از مشكلات شهر  و شهر سازي ، مشكلات رسيدن به بنا ، عدم رعايت اصول مهندسي ساختمان ، مشكلات حمل و نقل شهري ، مشكلات حركت در درون بنا .  

لذا ، با حضور خود در اين سمينار   « طراحي بدون مانع» ضمن آشنايي بيشتر مسئولين و دست اندركاران و مهندسين . با اصول درست طراحي بدون مانع و استاندارد هاي طراحي آن ما را در جهت گامهاي بهتر ياري نماييد .

در حقيقت ، اين همايش تلاش ميكند در مقابل آنانكه  معتقد به جداسازي معلولان از صحنه هاي جامعه و وابسته نمودن آنان به مستمري هاي اجتماعي و نگاه ترحم آميز ، و عدم مشاغل مناسب و ناديده گرفتن موفقيت هاي آنان .... هستند ، مقاومت كند . و گام هاي خود را براي حضور و مشاركت اجتماعي هر چه بيشتر و كمك به كسب استقلال و رفع موانع مختلف حضور معلولان در جامعه محكم و استوار بردارند . اين مسير علي رغم دشواري هاي پيش رو ، افقي روشن دارد كه به زودي نمايان خواهد شد .

سخنرانان : آقاي مهندس مبيني . مدير انجمن معلولين

              فرماندار شهرستان نيشابور . آقاي مهندس رضاييان

              خانم دكتر رحيمي ، مدير گروه محيط زيست و معاونت انرژي وزارت نيرو

              خانم مهندس ايرواني

شركت كنندگان در همايش : كليه مهندسين عمران و معماري در سطح شهر و اعضاي نظام مهندسي و دفاتر مهندسي . اساتيد دانشگاه .فرمانداري شهر نيشابور .  روساي ادارات شامل آب . برق . فاضلاب . مخابرات . اتوبوسراني .... معلولين  و دست اندركاران شهرداري و شواري شهر .

 

زمان همايش : 26 بهمن ماه . ساعت 3:45 دقيقه بعد از اظهر . الي 6:45 دقيقه بعد الظهر

مكان همايش : نيشابور . خيابان مدرس . فرهنگسراي وكيلي . 

 

در صورت تمايل به شركت در اين همايش با اين ايميل ( irvani@gmail.com ) مكاتبه نماييد .

سه شنبه، ۲۰دی ۱۳۸۴

آموزش فراگير ومشكلات فيزيكي در مدارس

كودكاني كه در كنار هم ياد مي گيرند . زندگي كردن در كنار يكديگر را مي آموزند .
اين تحقيق با هدف بررسي نقش آموزش فراگير در دستيابي به توسعه پايدار و سرانجام طراحي پايدار  انجام شد . پيش فرض محقق بر اين بود كه توسعه بدون انجام آموزش ممكن نيست . هر چند جدايي اين دو مفهوم از يكديگر بدون معناست . از آنجا كه فرايند آموزش براي همه افراد و همه مكان ها و در همه سنين بايد در دسترس باشد . لزوم آموزش فراگير مطرح شده است . اين پژوهش شامل تعريفي مختصر از آموزش فراگير ، نياز هاي آن و تجربه كشور هاي مختلف ، و مكشلات آموزش فراگير در كشور ما كه يكي از آن ها مشكلات معماري است ميپردازد و در پابان به چند سوال پاسخ و راهكار هاي معماري خود را ارائه ميدهد و چند رهنمود را پيشنهاد ميكند . محور اساسي اين پژوهش اين شعار مهم بوده است كه « كودكاني كه با هم ياد مي گيرند ، زندگي كردن با يكديگر ر خواهند آموخت »

واژه هاي كليدي : توسعه پايدار . طراحي پايدار . آموزش فراگير . فراگير سازي . مشكلات معماري . مدارس و مراكز آموزش . تسهيلات معماري براي آموزش فراگير .

توسعه پايدار اصطلاحي است كه امروزه در مسائل محيطي و اقتصادي به وفور به كار ميرود . سال 1992 كه كنفرانس ملل متحد در مورد محيط و توسعه در برزيل برگذار شد . نقطه آغاز رسمي مطالعات مربوط به توسعه پايدار بوده است . كلمه پايدار بوده است . كلمه پايدار از جنگل بانان اروپايي در قرون 18 و 19 به ما رسيده است . عنصري كه اكثر اروپاييان جنگل زده شده بودند و چوب انرژي اصلي اصل اقتصاد را تامين ميكرد . چوب موجود براي پيشبرد صنعتي جوامع در حال گسترش كافي نبود . و ترميم جنگل ها نيز به زمان زيادي نياز داشت . بنابر اين جنگل بانان اروپايي خصوصا آلماني براي پاسخ به اين بحران علم جنگل داري را ارائه نمودند . به اين معنا كه جنگل بيد « پايدار » باشد . بنابراين پايدار به اين معناست كه منابع مورد استفاده با منابع ديگري جايگزين شده و يا شاخه هاي جديدي به منابع موجود اضافه ميگردند . اما مسلم است كه منابعي مانند نفت و يا آهن دوباره بوجود نميآيند . و جنگلها بسيار محدود و متناهي هستند . ( توماس 2002 )

كلمه « توسعه » تاريخ متفاوتي دارد . در دوران جنگ ايالات متحده مجبور بود كه به رقابت هاي كمونيسم در جهان پاسخ مناسبي دهد . بر طبق مدل كمونيستي ، همه ثروت هاي ملي يك كشور بايد بر اساس اشتراكي در بين تمام ملت آن كشور به گونه اي مطلوب تقسيم شده و در جهت بهبود اقتصاد و بهداشت كلي جامعه مصرف گردد  . اين عقيده براي مردم فقير شور هاي جهان سوم جذابيت خاصي داشت . براي حل اين بحران روسو . ايدوئولوژي جديدي را مطرح ميكند و آنرا توسعه اقتصادي مي نامد . به اين مفهوم كه تمام كشور هاي پيشرفته ملزم هستند تا به كشور هاي ديگر كمك كنند كه به استاندارد هاي جهاني نزديك شوند . بنابر اين « توسعه » در توسعه پايدار به اين معناست كه اقتصاد كشورهاي جهان سوم بايد تا مرز اقتصاد جهاني صعود نموده و بهبود يابد . توسعه پايدار موجب كاهش فقر و رنج در كشور هاي فقير شده و وجب ميگردد جهان جايگاه عادلانه تري براي نوع بشر باشد ( كيتينگ 1999 )

واضح است كه توسعه پايدار داراي ابعاد متفاوت  محيطي . فرهنگي . زيستي . اجتماعي . صنعتي . سياسي . فرهنگي . انسني . آموزشي است . از همه اين ابعاد كه بگذريم به نظر ميرسد كه آموزش تقدم فراموش شده كنفرانس ريو بوده است . حتي در حال حاظر نيز به نظر ميرسد كه در بسياري كشورها و مناطق ، آموزش اساسي درست ، براي رسيدن به پايداري در توسعه خدمات انساني نه براي قسمت هاي غني و نه براي قسمت هاي فقير ارائه شده است . به اين ترتيب موضوع تغيير نظام در مدل هاي  آموزشي نيز جلوه خاص مي يابد . آموزش فراگير اگر نمايانگر يك چالش و تغيير تاريخي در نگرش نسبت به نوع انساني است كه با تكيه بر مدل هاي اجتماعي از تفاوت هاي فردي در بين دانش آموزان دفاع ميكند . هدف از فراگير سازي اطمينان حاصل كردن از اين موضوع مهم است كه تمام افراد از حقوق ، قرصت ها و پذيرش برابر برخوردارند . ( مسون و رايزر . 1994 )

يكي از اساسي ترين حقوق هر فرد برخورداري از آموزش مطلوب است . تقسيم آموزش و پرورش به دو شاخه عادي و استثنايي اگر چه موجب رشد قابل ملاحظه اي در آموزش و پرورش استثنايي شده است . اما روند يكپارچه سازي دسترسي به خدمات انساني را تسهيل نكرده است . افرادي كه بدليل ناتواني ها و قص هاي اجتماعي . ذهني . حسي . حركتي . يادگيري . ناسازگاري هاي اجتماعي . تبعيض هاي جنسي . فرودستي هاي اجتماعي . و اقتصادي و غيره از جريان اصلي و عمومي جامعه از جمله رون دآموزش اساسي جامعه بيرون كشيده شده اند . هرگز به حقوق اساسي خود در تصميم گيري هاي مهم كشوري و منطقه اي نخواهند رسيد . و احساس تعلق اجتماعي نميكنند .

از سوي ديگر دانش اموزان مدارس عادي كه هر گز تجربه اي از توانايي ها و نياز هاي كودكان داراي نياز هاي خاص ندارند . در كنار آمدن با تنوع و متفاوت ها در زندگي بيرون از مدرسه مشكلاتي را خواهند داشت . اين دانش اموزان كه در آينده از تصميم سازان ما خواهند بود داراي نگرش مناسبي نسبت به تفاوت ها و معلوليت و معلولين نخواهند بود و كمتر احتمال دارد كه به نفع آنان وارد عرصه هاي كلان كشوري و بين المللي شوند .

شنبه، ۳۰مهر ۱۳۸۴

نقدي بر نوشته هاي هلن گاردنر

چندي پيش در مطالب تاريخ هنر به چيز هاي جالبي بر مي خورم كه جاي همت ما دوستان معمار و هنر منداني دارد كه كتاب تاريخ هنر را مطالعه ميكنند و آن را فقط جزء واحد هاي پاس شده دانشگاه ميدانند .  ياد آور چند نكته  در اينجا حائز اهميت ميباشد :
 
در كتاب تاريخ هنر همان طور كه هلن گاردنر در بررسي هاي خود نشان داده است . ميتوانيم بفهميم كه ايشان تاريخ را ( قبل از پيدايش تمدن ها ) مربوط به هفت هزار سال پيش مي داند . و بررسي هايي كه در كتاب ميباشد . تاريخ را سه حوزه بررسي كرده است
اول تاريخ ديرينه سنگي
تاريخ و يا دوره ميان سنگي
تاريخ و دوره نوسنگي كه 3500 سال قبل از ميلاد مسيح را شناسايي كرده است .
 
اما اگر كمي دقت كنيم . تاريخ تخت جمشيد كه 1500 سال و يا 1000 سال قبل از ميلاد مسيح ميرسد . طبق بررسي هاي هلن گاردنر بايد ما در دوران ميان سنگي و يا ابتداي نوسنگي قرار داشته باشيم !!
استدلالهاي من اينجاست :
در دروان ديرينه سنگي را كه اولين نقاشي ها در غار هاي لاسكو در نزديكي فرانسه و غارهاي آلتاميرا در نزديكي اسپانياي شمالي وجود دارد . اين بررسي ها نشان ميدهد كه ساكنان اوليه زمين در اينجا بوده اند و ظهور پيدايش تاريخ و انسان از اين مناطق بوده است . يعني اولين كشفهاي انسان ها در اين منطقه اروپا بوده است .
 
در سالهاي اخير كشفياتي نشان ميدهد و حفاريهاي در عراق . فلسطين . ايران و در شهر هايي چون سيستان بلوچستان . بندر عباس . شهر ري . بخارا . نيشابور .( در جنوب شهر نيشابور شهري با قدمت 8000 سال كشف شده است )  نشان ميدهد كه تاريخ نه تنها به 5000 سال قبل از ميلاد ختم نميشود بلكه ما شهر هايي كشف شده اي را داريم كه قدمت آن ها به 10000 هزار سال قبل از ميلاد ميرسند .در ( سيستان بلوچستان )  
حال سوالات من اينجاست . :
 اگر روند رشد شهر را اينگونه تفسير كنيم ،
انسان در ابتدا غارنشين بوده . و بعد شكارگر و بعد كشاورز و بعد شكل گيري جمعيت هاي متمركز و بوجود امدن خط و اجتماعات بزرگتر و در نهايت شهر و نشان دادن قلمرو هاي مختلف .
اگر ما در خود ايران ( با توجه به اينكه عراق . پاكستان . افغانستان . .. نيز قبلا جزء ايران بوده است ) شهر هايي با قدمت 10000 سال داريم . پس پيشينه اينان كجاست و چرا در تاريخ هنر از ان ها ياد نميشود . بلكه اينگونه ياد ميكند :
" البته! ما در بين النهرين شهر هايي را پيدا نموده ايم كه نشان از بوجود آمدن تمدن دارند . و بايد بررسي شوند . "
در حقيقت پيدايش يك شهر مستلزم گذراندن روند ساده مثلا ، از زندگي مثلا غار نشيني به زندگي شهري است . و اگر اين تغييرات طبق گفته هلن گاردنر 80000 سال طول بكشند ، پس قدمت حداقل استان سيستان بلوچستان با پيداشدن همچين شهري كه حتي آب شرب شهر كه صورت لوله كشي بوده است بايد با قدمت قبل از خود به 18000 هزار سال برسد . !!!  يعني خلاف گفته دوران ميان سنگي و غيره و غيره ...
 
و حال كم كاري ما ايرانيها بهحتي به  خودمان اجازه داده ايم كه در مورد تاريخ ما سخن گفته شود و بررسي هايي نيز انجام شود و و تمام اطلاعات ناقص سالها مورد بررسي قرار گيرد و در نهايت در كتب تاريخ هنر ذره اي از تمدن و هنر ايرانيان به چشم نخورد ؟ !!
من جملاتي كه هلن گاردنر در مورد تخت جمشيد در كتاب تاريخ هنر كه فعلا بزرگترين كتاب تاريخ هنر در جهان به شمار ميآيد عنوان كرده است برايتان بازگو ميكنم :
مهم ترين اثر و تنها ترين اثر ايران تخت جمشيد!! است كه مربوط به سالهاي 500 قبل از ميلاد ميباشد . و در منطقه هگمتانه وجود دارد . در ك