تاريخ نيشابور  

Home | Archives | Contact | Linkdump | Neishabour | Architecture | My work | My thesis |

 

 


 

نگاهي گذرا به تاريخ نيشابور

لارنس لكهارت ميگويد : شايد در دنيا شهري را نتوان يافت كه به اندازه نيشابور ويران گشته و و از نو ساخته شده باشد و علت آن  نيز اين است كه نيشابور چهار راه تاريخ و بار انداز اقوام مختلف و كليد فتح ايران آن روز بود

در اين جا تصميم ندارم كه تاريخ نيشابور را كامل بيان كنم بلكه در كتاب نيشابور شهر فبروزه كه به قلم مرحوم فريدون گرايلي است و  توضيح آن به طور كامل امده است .

نام نيشابور در كهنترين دفتر ايراني يعني اوستا به گونه رئونت آمده است . يعني دارنده جلال و شكوه كه امروز بخش ريوند نيشابور از تغيير آن نام باقي مانده است و احتمالا نيشابور در زمان هخامنشيان و اشكانيان چنين نامي داشته كه در جنگ ايرانيان و تورانيان به كلي تخريب شده است . براي نام نيشابور معاني زيادي گفته اند . از جمله نيوه شاهپور يعني كار خوب شاهپور و منظور دومين پادشاه سلسله ساساني است كه ساختن اين شهر را به وي نسبت ميدهند ( البته بعد از تخريب ) اما در بن دهشن . نام نيشابور قبل از شاهپور اول را ابر شهر نوشته اند .

كساني كه تولد نيشابور را به به زمان شاهپور نسبت ميدهند سخت به خطا رفته اند زيرا بايد بدانيم كه پارتها و يا اشكانيان بيش از ساير سلسله ها بر ايران حكومت كردند يعني بالاي پانصد سال . وانگهي آنها از خراسان برخاسته اند . از طرف ديگر نيشابور در دامنه حاصلخيز و بار آورد سلسله جبال بينالود قرار گرفته اند و همواره از آن شاهرگهاي حيات آفرين براي خاكي مستعد كشت و كار در جريان بوده است . پس ابو عبد الله الحاكم نويسنده تاريخ نيشابور درست ميگويد كه بناي نيشابور را به انوش بن شيث بن آدم نسبت ميدهد و تولد نيشابور و بشر را همزمان ميداند . اما چهره نيشابور در اوايل اسلام ابر شهر نام داشت و مولف , سكه هاي طلاي زيادي را ديده ام كه ضرب شده در ابر شهر مي باشد و كلمه نيشابور در آنها وجود ندارد .

درباره وجه تسميه ابر شهر گفته اند : شهر برتر يا شهر بالا تر . عده اي نيز معتقدند كه چون ارتفاع شهر از سطح دريا زياد است بنابراين مي گويند شهري كه به ابر شهرها نزديك است اما بايد دانست كه قومي كه قومي به نام اپرنها از سلاله داهه ساكنان نيشابور اوليه بودند و نوشته اند چون شاهپور اول پهليچاك سردار توراني را در اين ناحيه شكست داد نيشابور را به جاي ابرشهر ساخت و ناگفته مباد كه كه معاني ديگر از جمله نيزار براي نيشابور آورده اند كه صحيح نيست .

به هر حال نيشابور در زمان در زمان شاهپور اول به تاريخ پيوند ميخورد اما نيشابور شاهپور اول نيز به كلي تخريب شده و شاهپور دوم نيز آنرا ساخت . آتشكده آذر برزين مهر در بلخ و ادهر برزين مهر يكي از چهار آتشكده معروف ساسانيان در نيشابور بوده است .

اما دركجاي نيشابور ؟ عده اي آنرا در كوههاي شمال غربي نيشابور (برزنون ) مي دانند .

من زرتشتي نيستم . اما ميدانم كه آتشكده محل عبادت و تجمع پيروان آن است . پس, چگونه ميتوان قبول كرد كه آاتشكده با شهر 50 كيلومتر فاصله داشته باشد .؟ آن هم در آتشكده اي با چنان اهميت . مگر كه اين ابر شهر اوليه را در سرولايت بدانيم . از طرف ديگر جوزجان محل قبر يحيي بن زيد ين علي بن الحسين و سمنگان با برزنون فاصله چنداني ندارد كه شايد ابر شهر اوليه در اين محدوده باشد .

عدهاي ديگر علي آباد كشمر ( كاشمر) را محل آتشكده ميدانند و مي گويند كه حتي قبر زرتشت در اين منطقه بوده است . علي آباد كشمر بين بردسكن و كاشمر قرار دارد و به فاصله 6 كيلومتر تا جاده كاشمر بردسكن مي باشد كه برج بلند آن با چشم غير مسلح ديده ميشود و تا كندر نيز حدود دو فرسنگ فاصله دارد .

 ز كندر به قدر دو فرسنگ راه          ببردند نعش كيومرث شاه

من براي ديدن علي آباد كشمر ( كه انار معروفي دارد ) ( مولف ) به آن جا رفتم و دير سالان آن  منطقه از وجود را ه زيرزميني صحبت ميكردند كه از شه مير ( مهروا ) 7 كيلو متري جنوب نيشابور سر در مي آورد و در شه مير نيز چنين داستاني وجود دارد . يكي از مغنيها ميگفت در دل زمين به سوراخهاي لوله مانند نامنظمي بر خورد ميكنيم ! احتمالا بايد محل ريشه هاي سرو معروف كاشمر باشد كه در شاهنامه شرح مفصل ان آمده است . كه چند بيتي را به گواه مي آورم .

 يكي سرو آزاده را زردهشت         به پيش در كشمر اندر بكشت

نخست آذر مهر برزين نهاد           به كشور نگر تا چه آيين نهاد   

چرا كش نخواني نهال بهشت    كه چون سرو كشمر به گيتي كه كشت

دلايل و شواهد زيادي وجود دارد در علي آباد كشمر آتشكده بسيار مهمي وجود داشته كه در شاهنامه هاي ( دقيقي _فردوسي ) به آن اشارت رفته است . شكي نيست كه نيشابور امروز مورد توجه سامانيان بوده است و يزد گرد دوم مدتي در اين شهر اقامت گزيده است . قباد هنگام فرار به سوي هياطله در ابر شهر با دختري ازدواج ميكند كه انوشيروان ثمره آن ازدواج است . بالطبع انوسيروان به خاطر اينكه مادرش نيشابوري است بايد توجه خاصي به به اين منطقه داشته باشد . يزد گرد سوم هنگام فرار از جلو اعراب مسلمان در سال 31 هجري قمري يك هفته در اينجا اقامت گزيده است .

من اندر نيشابور يك هفته پيش       نباشم كه رنج درازست پيش

و اين پيامي است كه به قول فردوسي به ماهوي كنارنگ مرو مينويسد اما همان طور كه اشارت رفت نيشابور زمان اسلام چهره اي كاملا شناخته شده دارد .

يادم مي آيد زماني كه دانش آموز بوده ام معلم تاريخ ميگفت : ابو مسلم خراساني سياه جامگان را بوجود آورد . در حال كه امروز ميدانم شهادت يحيي بن زيد علوي باعث سيه پوشي مردم سر ولايت آن روز و ابر شهر گرديد و ابو مسلم خراساني آنها را متشكل نمود . همين سياه جامگان باعث بر اندازي امويان و روي كار آامدن عباسيان شده اند . با دلايل و شواهد شواهد بسياري ميتوان ثابت كرد كه دشت كليدر يعني جوز جان سرولايت محل تلاقي سپاه يحيي بن زيد و بني اميه بوده است . همان طور كه گفته شد اولين سياه پوشان . مردم ابر شهر ان روز يعني نيشابور و سرولايت و بيهق امروز بوده اند .

اما نيشابور در زمان مامون خليفه عباسي . شاهد بزرگترين استقبال تاريخ بشريت از موكب مبارك امام هشتم بود كه شرح حديث سلسله الذهب ميباشد .  عبدالله بن طاهر . نيشابور را پايتخت خود نمود وتحولي بزرك در اين شهر بوجود آورد .

تاريخ در آن زمان از حمله بسيار عظيمي ياد ميكند كه هزاران نفر از بين رفته اند و خانمانها به باد رفت . نتيجه اين حمله وحشتناك  .قحطي سهمگيني بود كه اگر عبدالله بن طاهر به موقع كمك نميكرد تلفات بسيار سنگين تر ميشد . اين حمله از طرف انساني صورت نگرفت بلكه حمله ملخ بود كه فاجعه بزرگي به بار آورد . اما نيشابور بعد از اين فاجعه رو به آبادي گذاشت و شهري جديد به نام شادياخ در كنار آن بوجود امد . آخرين امير طاهري يعني محمد بن طاهر بن عبدالله بن طاهر حاكمي ضعيف بود كه با شيعيان ظلم و بيداد ميكرد . زماني كه يعقوب ليث به نيشابور لشكر كشيد شيعيان با دل و جان پذيراي عيار سيستان شدند و محمد بن طاهر اسير گرديد و نيشابور به تصرف صفاريان در آمد .

بعدها عمر و ليث صفار برادر يعقوب هنگام فتح مجدد نيشابور جمله اي گفت كه در سينه تاريخ به جاي مانده است :

شهري را گرفته ام كه گل آن خوردني . بوته ان ريواس و و سنگهاي آن فيروزه است  .

سامانيان جاي صفاريان را گرفتند و غزنويان جاي سامانيان . و نيشابور دست به دست ميگشت . اما هر روز آباد و آباد تر مي شد و مدارس يكي بعد از ديگري به وجود مي آمد اين شهر كعبه آمال دانش پژوهان از سراسر جهان اسلام شده بود و نيشابور به دست طغرل سلجوقي به صلح تصرف شد و او در نيشابور تاج گذاري نمود واين شهر محل حكومت سلجوقيان تا زمان الب ارسلان گرديد نظام الملك طوسي به جاي عميد الملك كندري به مقام وزارت رسيد . مدرسه نظاميه را به وجود آورد و اين شهر در اوج عظمت وترقي بود . الب ارسلان دختر قا آن خان تركستان را جهت پسرش ملك شاه سلجوقي به زني گرفت و كاخ شادياخ را بساخت كه امروزه به صورت تپه اي در كنار آرامگاه عطار وجود دارد و اميدوارم حفاريهاي لازم تحت نظر كارشناسان به عمل آيد شايد قسمتهايي از اين كاخ باقي مانده باشد .

نيشابور در اين زمان اختران تابناكي چون حكيم عمر خيام را در خود پرورش داده بود كه پيشنهاد حكومت نيشابور توسط خواجه نظام الملك را نپذيرفت عظمت نيشابور تا زمان سلطان سنجر سلجوقي ادامه داشت كه به قول صاحب سلجوق نامه غز ها آمدند و غارتيدند و كشتند و بقيه السيف جلاي وطن كردند كه در جريان زندگي محمد بن يحيي ميباشد . نيشابور بارها ويران گرديد و باز هم از ميان ويرانه ها سربلند بيرون امد . اگر چه فاجعه غز بسيار مهلك بود اما درآن زمان كه مردم اين شهر توسط آنان به خاك و خون كشيده شده بودند دژخيم خونخوار و قاتل نيشابور در مغولستان متولد شد در حالي كه در مشتهايش لخته اي خون وجود داشت و هرچه وي بزرگتر ميشد نيشابور نيز فربه تر ميشد و مي رفت تا عظمت ديرين خود را بدست آورد و به صورت بزرگترين شهر تاريخ بشريت در آيد چون در فاصله يك نسل ( سال 618 هجري قمري ) آن كودك 69 سال قبل چونان هيولايي وحشتناك از هر سرزميني كه مي گذشت . بانك خروس و عو عو سگي نيز در آن شنيده نميشد . وي چون ساعقه اي سوزنده و توفاني ويرانگر و مانند سيلي بنيان كن و بلاي آسماني بر نيشابور فرود آمد كه باز هم به قول تاريخ آمدند و كشتند و سوختند و بردند و رفتند . اين بار نيشابور مرد . صحراي لم يزرعي شد و دشتي از نفسها خالي و قلبي از تپش افتاده . نيشابور بعد از حمله مغول ديگر نتوانست دوباره ارزش ديرين خود را باز يابد . نيشابور در زمان ايلخانان دوباره سر برافراشت اما گرفتار سه زلزله هولناك گرديد و

اما در سال 808 هجري قمري زماني زلزله اتفاق افتاد كه چند ماه قبل از كلاويوخو سفير اسپانيا از آنجا گذشته بود و علاوه بر آباداني نيشابور از سه شهر بين نيشابور . مشهد . به اسامي اسكور و آخالان و فريو نام ميبرد كه امروزه حتي محل آنها را نميشناسيم .

نيشابور امروزين بوسيله شاهرخ تيموري ساخته شده و مسجد و آرامگاه شيخ عطار از ان دوران به ياد گار مانده است . نيشابور در زمان صفويه بسيار كوچك بوده است تا جايي كه مينويسند : شاه عباس اول پشت قلعه نيشابور تاج گذاري كرد . جلو درب ورودي مسجد جامع (شمالي ) دو سنگ نوشته وجود دارد كه شاه عباس اول بنا به درخواست ابوالمعاليا يكي از روحانيون بزرگ آن زمان دستوراتي ميدهد كه آنرا بر سنگ مينويسند و هم اكنون وجود دارد . دستورات در مورد رفتار كلانتران و داروعگان نسبت به مردم نيشابور است و همين مساله موجب شده كه عده اي تصور كنند كه اين بنا از عصر صفويه است و اين اشتباه تا آنجا جلو رفته است كه در كتاب جغرافياي استان كه در مدارس متوسطه تدريس ميشود بناي مسجد جامع را به صفويه نسبت داده است در حالي كه باني مسجد پهلوان علي كرخي است و در داخل مسجد مدفون است و در اين كتاب كتيبه اي وجود دارد بدين مضمون :

از پهلوان علي ولد خاص بايزيد    ماند اين بنا به شهر نيشابور يادگار تك مسجدي كه كعبه اهل يقين بود        گردد تمام از كرم و فضل كردگار

اندر زمان خسور غازي وليعهد   سلطان حسي حامي دين شاه كامكار

در سال هشتصد و نودو نه تمام شد   .  جايي كه هست سجده گه خلق كبريا

تاريخ اين بخوان و دعايي ز روي صد بر خوان به حق ساعي خيرات بر شمار

نبايد فراموش كرد كه : در سال 899 هجري قمري هنوز دولت صفويه بوجود نيامده بود و در عصر صفويه هيچ گونه پيشرفتي وجود نداشت و در عصر نادر وضع به همان منوال بود تا اين كه بعد از مرگ نادر احمد شاه دراني به نيشابور حمله كرد در اين زمان عباس قلي خان مختاري بيات حاكم در اين شهر بود وي رييس ايل بيات بود . تعداد خانوار آنرا تا دوازده هزار هم نوشته اند كه بسياري از افراد ايل به نقاط ديگر از جمله شهرستان اراك رفته اند و اين شهر را ساختند . سنگي در محراب جنوبي مسجد جامع وجود دارد كه آبادي مسجد را به وسيله همين شخص بعد از حمله افاغنه , نشان ميدهد و حكومت نيشابور ساليان زياد در اختيار همين ايل بود و زماني كه فتحعلي شاه قاجار به اين شهر حمله كرد و بياتها تسليم شدند جمعيت شهر قبل از ناصرالدين شاه به رقم باور نكردني چهار هزار نفر تنزل كرد كه شرح مفصل آن در كتاب نيشابور شهر فيروزه ميباشد و من سعي ميكنم در اين سايت بخشهايي از اين كتاب را بگنجانم .

به هر حال نيشابور كه به قول لارنس لكهارت و ادوارد براون بيش از همه شهر هاي دنيا مصيبت ديده است امروزه وجود دارد با جمعيت بالغ بر چهارصد هزار نفر و مردمي بسيار فرهنگ دوست و ادب پرور و ميهمان نواز و از همه كساني كه ميخواهند نيشابور را بهتر بشناسند تقاضا دارم هم كتاب شهر فيروزه را مطالعه نمايند و هم نيشابور را از نزديك ببينند .

همان طور كه در بالا گفته شد ايل بيات به نقاط ديگر نيز كوچ كردند و به خصوص در استان مركزي كه شهر اراك را سران همين ايل ساختند . بسياري از آداب و رسوم و سنن مردم اراك و مردم نيشابور شبيه به هم مي باشد . و خلاصه اينكه در تحقيقات تاريخ و تمدن ايران و به ويژه قرون اوليه اسلام همواره نام نيشابور چونان خورشيد مي درخشد . و اي كاش و اي كاش ! . . . . . 

 
لينك هاي مرتبط با نيشابور

هنر
تاریخ
طبیعت
ادبیات
نیشابور قدیم
معماری قدیم
خانه
مسجد
بازار
آرامگاه
کاروانسرا
مکان های دیگر 
معماری جدید
فیروزه  

آجر کاری


سايت هاي مربوط به نيشابور
نماينده شهر
ق
قنوس

neyshaboor
art-arena.com/khayyam
sobh-e-neyshaboor
ghandchi.com/42-Conf_Birds
persia
art-arena.com
iranhost.com

chasque
sitotours.com/city/neishabur


مفيد
  دوستان معمار وبلاگ نويس
کلوناد
استاد خوبم
فرمها و معناها
پوياهه
بهنود ديگر
هنر و معماري
Studio-M
عاقلانه
در گذر زمان و معماری
نوشته هايي درباره معماری
معماري ايراني
زروان
معماري در ژاپن
ديد هفتم
معمار مشهد
معماری اينجاست
شطرنج باز
معماری را بياموزيم
دختر مشرقی
آستاره
پاياشهر
س مثل سبز
مجله معماری پارس