سه شنبه، ۱۸آذر ۱۳۸۲

مفهوم هستي .... از نگاه يك دوست

هستي حقيقي ما در عميق ترين نفطه درونمان نهفته است نه در برونمان . نبازي به رفتن نيست بلكه بايد به خانه بازگشت اين سفري است از برون به درون نه از درون به برون . ما اكنون آنجا هستيم و بايد به اينجا سفر كنيم . هميشه در زماني ديگر به سر ميبريم در حالي كه بايد به حال برگرديم .

پس هرگاه ذهنت به جايي ديگر گريخت . به اينجا بر گردانش . هنگاهي كه به گذشته و آينده رفت . به حال بياورش و اين دو واژه را هميشه به خاطر بسپار : اينجا و اكنون ....        

                     ***************

آنگاه آرام و آرام شروع به زندگي در اينجا و حال خواهي كرد و اين تنها ديدار هستي است ... زيرا هستي در اينجا و حال به سر ميبرد .. لحظه اي كه در اينجا و حال باشي اين ملاقات به وقوع ميپيوندد . .. در حقيقت محكوم به وقوع است .......

 پاين روزها با دوستي آشنا شدم كه هم مراد است و هم معمار ..... عكسش را كنارم گذاشتم ... شايد با نگاه كردن بخشي از خصوصيات اون ........

با همين موضوع

نظرات