یکشنبه، ۲فروردین ۱۳۸۳

زير شمشير غمت رقص كنان خواهم رفت .....



چندي پيش با خودم فكر ميكردم ...بالاترين و والاترين و روحاني ترين احساس انساني كه در طبيعت بشه ازش ياد كرد ... چيست ؟؟

هر چي گشتم كلمه اي بهتر از ايثار پيدا نكردم .....

و چقدر زيبا ست و بسيار سخت است زماني كه آزادانه و كاملا مختار و كاملا با اراده خويش بخواي ارزشمند ترين چيزخودت را بدي ...

جان قيمتي است كه خودش فقط ميدانه و خودش تاوان آن را ميپردازه ...  

دارم فكر ميكنم چقدر ماها ... آره ... !! همين ماها ...!!! چقدر فاصله افتاده بين اين جوان ايراني و آن جوان ايراني هر چند كه معتقدم در اصل هيچ تفاوتي نداريم ... اما ........ كمي هوشيار باشيم .......... فقط كمي انديشه ........ همين !  

....... كمي به اين بينديشيم ....... يك كمي..... همچي يك كمي .... به قول خودمان ....... به همان  گپ جواني .... !

بي خيال  خيلي  چيزها  نشديم ؟؟؟!!! 

نوشته شده توسط پونه ...

با همين موضوع

نظرات

نظر شما

  • لطفا در مورد موضوع و در صورت امکان فارسي بنويسيد، ممنون!
  • اگر نظر خصوصي‌ و يا غير مرتبط به موضوع داريد، لطف کنيد و از فرم تماس استفاده کنيد، ممنون!




مرا به خاطر داشته باش؟

(استفاده از html مجاز مي باشد)