از نگاه دوربين ......
هزاره سوم در مقايسه با قرون ماقبل و زمان سپري شده چندين ميليون ساله با چنان تحولات و دگرگونيهاي گيج كننده و شگفت انگيزي همراه است كه تنها با ادبياتي خاص و بياني متفاوت ميتوان به توصيف فن آوريهاي معجزه گونه پيشتاز و در عين حال ويرانگر پرداخت . بي گمان اختراع رايانه و بدنبال آن پديده اينترنت و ارتباطات زنجيره اي در مدارس جهاني بعنوان مهمترين اتفاق قرن تلقي مي گردد آنچنان كه معيار سنجش و مقايسه فاصله اختراعات و اكتشافات از مقياس زماني قرن و سال و ماه جايگاه خود را به روز و دقيقه و ثانيه سپرده است . در حوزه نامحدود رشد رايانه از پيدايش دوربين هاي ديجيتالي ميتوان نام برد - امكاني كه به هر نو پائي در رشته عكاسي امكان مي دهد مقررات يك استوديوي كامل را يكجا در دسترسي داشته باشد .
در گذشته عكاسي تعريفي داشت با داشتن آگاهي و دانش هنري - شناخت فني وسايل و دستگاهها - شوق و پويائي و نگاهي جستجوگر و پائي خستگي ناپذير .
عكاسي در جهان امروز به تخصص هاي مختلف تجزيه شده است مانند عكاسي معماري - عكاسي صنعتي - عكاسي تبليغاتي و تجارتي ، عكاسي خبري - عكاسي چهره - عكاسي فني و پزشكي - عكاسي مد و غيره كه تصوير ديجيتال نيز خود يكي از اين افزوده شده ها است . معهذا با تمام آنچه گفته شد عكاسي هنري خود از ويژگي خاص برخوردار است درعين حال كه بدان معنا نيست كه رشته هاي ديگر عكاسي بعد و ارزش و كيفيت هنري ندارد .
بديهي است كه عكاسي مطلقا فاقد اين امكان است و مستقيما و بيواسطه - همانند شعر - خود را مطرح مي كند .
- مثلا - يك قاب انتخاب شده از سكانس سينمائي نيست كه بصورت يك تك عكس چاپ شده بر كاغذ عصاره و نمونه تمام داستان باشد .
- مثلا - يك اثر خطاطي نيست ، زيرا عكاسي هيچوقت نوشته و شرحي ندارد . تنها القا كننده است ، آنهم بستگي دارد به ژرف نگري و درجه آگاهي و پيش زمينه فرهنگي بيننده اش .
- مثلا - پاره خطي از ادامه سخن و فرم طراحي شده اي نيست تا كامل كننده تصويري خويش باشد . يك عكاس همچون شكارچي - در بهره گيري هوشمندانه و زيركانه از لحظات طلائي و استثنائي بايد بسرعت تصميم بگيرد و عمل كند . با كوچكترين ترديد غناي نهفته در آن لحظه محدود و خاص از دست رفته است .
- مثلا - ارزيابي محافظه كارانه از ماجرا و واقعه اي تجربه شده نيست در عين حال كه خلاقيت و امكان آزمون و خطا را نيز ميسر ميسازد . اما انتخاب يك راه و روش سنجيده جوهره و عصاره اش تصويري موفق است .
- مثلا - توانائي و قابليت تقليد از كار استادان عكاسي كا تاريخچه عكاسي حاصل كار آنهاست - نيست . عكاسي حتي در بهترين صورت موفقيت در تقليدي ماهرانه ناخودآگاه و با دست خود استعداد و خلاقيت در حرفه خويش را تضعيف نموده است . در واقع عمل او تلاشي مذبوحانه است براي دستيابي به شخصيتي مستقل و در نهايت نافرجام .
ابداع و خلاقيت در هنر - به ويژه عكاسي ، بستر غني و نامحدودي در ضمير ناخودآگاه هنرمند است . بدون هيچ مرزي يك هنرمند در جامعه خويش چون پيش قافله اي رسالت رهگشائي دارد و اين مسئوليت نيازمند روح حساس و ظرافت طبع و درك درست از زمان و مكان است كه شوق و ماجراجوئي و جذبه جستجوگري و كمال طلبي به آن حرمتي اصيل مي بخشد .
عكاسي هنري يعني سرودن شعر با تصوير - متبلور شده در چهارچوبي بنام عكس كه آنوقت ميتوان سايه اي از همدلي و آهنگي از نجواي گفتگوئي بي كلام را در سكوت بين عكاس و بيننده اش احساس كرد .
. . . . . . . . . . - اگر تصويري آنچنان سقوط كند كه نتواند مفهومي را انتقال دهد و عكس العملي را در بيننده بوجود آورد نشانه شكست عكاس و افشاي ناتواني او در ايجاد ارتباط با بيننده و جامعه خويش است .
. . . . . . . . . . - بخاطر بسپاريم : عكاس هميشه پشت عكس هايش نشسته است .
من به دنبا نصب برنامه mt هستم اگر كسي نحوه كار كردن با آن را ميدانست ممنون ميشم به من خبر بديد