تلخی انتظار ، به امیدی که ...
رنج بزرگ ما، هجوم حادثه ها و تازیانه ی گرفتاری هاست و این گرفتاری ها به دنیا پیچیده و با این جام آمیخته است .
پس اگر طالب خوشی باشی و راحتی میخواهی ، نه مزاج تو و نه مزاج دنیا و نه هجوم فاجعه و موج حوادث ، هیچ گاه با این خوشی و راحتی سازگار نیست .
اما اگر خوبی را بخواهی و حرکت را و هجرت را این بلاها هدیه های بزرگی خواهند بود که ضعف های تو را به تو نشان میدهند و وابستگی های تو را میشکنند و هر بلاء این نعت را داراست : نشان دادن ضعف و رهانیدن از اسارت و وابستگی . و همین است که عارف در برابر بلاء شاکر است و نه صابر
در زیارت عاشورا چه زیبا میخوانیم : " اللهم لک الحمد حمد الشاکرین لک علی مصابهم "
یعنی : خدایا تو را سپاس میگویم سپاس ان هایی که در مصیبت ها شاکر بودند . نه صابر. بهره بردار بودند ، نه شکیبا .
میبنی ، چگونه در این نگاهها ، حرفها و کار ها و حالت ها عوض میشوند و چگونه با سختی میتوان راحت بود .
آن جایی که انسان هایی که غرق مسایل دنیایی شدند ( مثل اینجانب! ) در راحتی ها رنجورند ، که درگیری دارند و کار دارند و ترس پاییز را در بهارشان به دل میکشند . میبنی که اهل معرفت ، در رنج ها راحتند و با درگیری روبه راه و از ترس ها و خوف ها و از خوف و حزن ، در ایمن که" همان بندگان خوب خدا نه ترسی دارند و نه اندوهگین میشوند. "
و چقدر هر چه در این متن ها تامل میکنم که این گونه بندگان هیچ گاه از این مسایل زود گذر دنیا اندوهگین نمیشوند . بر خود بسیار تاسف میخورم .. که هنوز حتی در پله اول نیز قرار نگرفته ام و باز! ... تصمیم هایی نه چندان عاقلانه میگیرم .
ان ها که دوستی پایداری با خدای خود دارند و با او همیشه و همیشه در حال معامله دنیوی و اخروی هستند .. نه از آینده ترسی دارند و نه از گذشته اندوهی .
این ها کسانی هستند که به رضا و رضوان رسیده اند ...
" رضی الله عنهم و رضو عنه "
خدای خوبم .. رضای تو و راضی تو از من نوعی بندگی است .. به من یاد بنده تا بنده خوب باشم و در قول و قرار هایی که همیشه و همیشه با تو میگذارم و تو عجیب معامله گری هستی! .. معامله ای که حتی ذره ای سود برای تو نیست .. و تمامش را به بنده گنهکارت هدیه میکنی .. معامله یک طرفه و صادقانه دیده ای ؟ ؟ !!
ای خالق تمام کائنات ... به من یاد بده صبور باشم .. و مقاوم و تحمل در برابر مشکلات را تجربه کنم و از همه مهمتر شاکر باشم ..
به من یاد بده که توانایی بالقوه خود را بفههم و از آن ها به خوبی استفاده کنم .
تلخی انتظار به امیدی که سرانجام خواهد آمد ... میتوانم تاب بیاورم .. ؟ ؟ !!
برایم دعا کنید .احساس میکنم مغزم در حال ترکیدن است . در حال حل نمودن معاملات چند مجهولی هستم !! .
دوستدار شما : پونه