خداي خرمايي و خرماي خدايي
بعضي ها را ديديد خدايشان نيز حكم خرما دارد . موقعي كه خدا با خرماست آن ها با خدا هستند . موقعي كه همين خدا با خرما نيست ان ها نيز از خدا جدا ميشن . و فراموش ميكنند .
و ديگه اينكه در قران اشاره ميكند بعضي از ادم ها عقل هاي بسيار دارند . ( مگر ميشود ادم مثلا 10 تا عقل داشته باشد ان چيزي كه توي ذهن ماست معمولا ادم ها يك عقل بيشتر ندارند . ) قران ميگويد اين افراد ترازو هاي بسيار دارند براي همين عقل هاي بسيار دارند . يعني اعمالشان را نه تنها با ترازوي خودشان ميسنجند بلكه با ترازوهاي ديگر هم ميسجند . دقت كنيد ننوشتم كه" ترازوي ديگران " بلكه نوشتم ترازو هاي ديگر . كه اين ترازو ها معيار هاي صحيحي است كه بايد زحمت بكشي و در زندگي ان ها را پيدا كني و بعد اعمال خودت را با آن ترازو ها نيز وزن كني اگر تمام ترازو ها يك عدد را نشان داد ان موقع ميشه به اعمال خودمان يك ذره اميد وار باشيم .
بند الف :من مدتي است ترازو هام را گم كردم شايد يك سالي ميشه . كسي ترازو داره به من قرض بده . (مراد همان اضافه شدن عقل هاست )
بند ب : در نوشتن هر كامنتي آزاديد . حتي انتقاد و يا بد و بيراه . من هيچ تعصب آنچناني نسبت به كامنت ها ندارم منظورم ازجملات پيش اين بود كه معني و منظور كامنت ها را دريافت نكردم كمك كنيد تا صاحب سايت نيز دريافت كند . اين طوري بهتر نيست من منظور شما خوبان را بفههم ؟ .....(البته دريافت كردم . :D)
بند ج : منظور از نوشتن فال حافظ همان جمله زيباي حافظ بود كه اشتباها نوشتم " فال" !... منظورم عمل فال نبود . من را ببخشيد .
بند د : و اما شناخت يهود .... (دوست داشتيد بخوانيد )
********************
شناخت يهود قسمت (10)
دوست خوبمان در يكي از درخواست ها مطلبي را نوشته اند كه صلاح ديدم همين جا به اين سوال جواب دهم و از نوشتن ايميل براي ايشان خود داري كنم . شايد اين سوال در يك زماني براي خود من نيز پيش امد . براي همين علت جواب را در هيمن جا مينويسم . حداقل آن چيزي كه به ذهنم ميايد . دوستان نيز به من كمك نمايند . حال چه در رد حرفهاي من و چه در صحت صحبت هاي دوست خوبمان .
" سلام .... کاش بجای آموزش شناخت یهود ، آموزش شناخت اسلام واقعی را در سرلوحه کارت قرار می دادی .... موفق باشی "
جواب : چون از رشته هنري و تقريبا شاخه كار خودمان هستيد اجازه دهيد يك مثال هنري بزنم وقتي ميخواهيم مثلا يك تابلو گره چيني را درست كنيم و اين گره از ستاره هايي تشكيل شده است و در اطراف ان نيز گلهايي وجود دارد براي اينكه بخواهم ان ستاره ها را بيشتر نشان دهم . دو راه بيشتر ندارم يا خود ان ستاره ها را رنگ مينمايم و يا اطراف آن را . معمولا هنر مندان به خوبي ميدادند كه پرداختن به خود موضوع (همان ستاره ها ) كاري بسي ساده است و به عنوان يك عنصر تكرار در اثر هنري به شمار ميآيد اما اگر بتوانيم از فن تضاد و اينكه اطراف ان ستاره چيست و ان ها را نشان دهيم ستاره خود به خود و در لايه هاي ظريف تر نشان داده ميشود . به عبارت ديگر ما به شناخت انچه كه ستاره را محاط كرده مي پردازيم و به مخاطب خود اين اجازه را مي دهيم كه از درون اين محاط ها ستاره ها را به ظرافت بيابد .
اما اينكه چرا به يهود پرداخته ايم . دليلش كاملا ساده است . ستاره ها در خطرند . آن قدر كه اين محيط اطراف به ظرافت ارام ارام به داخل ستاره ها رخنه كرده اند و دير يا زود آن ها را محو ميكنند (البته به خيال خودشان !)
حال تصور كنيد اگر اسلام (ستاره ) را شناختي از محيط اطرافش و اينكه هيچ اتفاقي در اين دنيا نمي افتد و اينكه فقط به محيط خودش بسنده كند و به شش گلي كه دارد (شكل ستاره ) من در اينجا از نظر اسلام ميگويم احكام فردي . يعني مثل نماز خوب . روزه عالي . مولودي زيبا . عزاداري شيك و غيره و غيره ....
دوست خوبم اسلام با دو موضوع شناخته ميشود . اول احكام فردي و دوم احكام اجتماعي (آنچه كه به حكومتش مربوط ميشود ). و "شيعه "با با يك موضوع سنجيده ميشود و از بقيه فرقه ها كمي بهتر خودش را نششان ميدهد و آن اهميت دادن به احكام اجتماعي است . به آنكه در اطرافش چه ميگذرد . به انكه چه چيز هايي ستاره ها را محاط كرده اند . به انكه چه عاملي باعث ميشود كه ستاره ها متحد نشوند . و در مركز اين گره چيني چون يك گل بزرگ ندرخشد . ( لبنان . فلسطين . ايران . عراق . عربستان . اردن ... بگويم هنوز ؟) مشكل ما شناخت دشمن نيست . چون با تحليل هاي ساده فقط ميتوان نشانه ها را بر مشركين آن زمان (محمد ) و آمريكاي اين زمان گرفت . در حقيقت برنامه ريزي از جايي ديگر است . و آن يهود است . اين يهود است كه خود را مانند دانه هاي شن در تمام دنيا پخش كرده بدون اينكه تحليلگران ساده ما حضور آن ها را خوب ببنيد . در مهم بودن شناخت يهود همين قدر اكتفا ميكنم كه قران بسيار از آن ها ياد كرده و ما را به شناخت هر چه بيشتر آنان ياري نموده است . در سوره هاي مختلف اگر دقت كنيم در بخشي به عنوان منافقين ياد شده اند در بخشي به عنوان افراد خرافه پرست و در بخش هاي مختلف به عنوان نزاع كنندگان پشت صحنه .
دوست عزيز . اسلام جز با تحليل درست شناخته نميشود . و يادمان باشد كه تا زماني كه جامعه اسلامي و متحدي نداشته باشيم در حقيقت اسلام واقعي در زندگي ما وجود ندارد . دقيقا اسلامي است كه آن ها ميخوانند و گوسفنداني باشيم كه آن ها گرگهايش هستند .
متاسفانه آن قدر در بخش شناخت يهود حداقل به صورت يك پيام عمومي سهل انگاري نموده ايم كه از اذهان ما اين مساله كاملا پاك شده است . اين را واقعا براي خودم ميگويم . بچه تر كه بودم ميگفتم چرا ما اين همه به قدس اهميت ميدهيم ؟ و چرا اين همه به ان ها كمك ميكنيم ؟
روزي، سخنراني هاي شهيد مطهري را از راديو كاملا به صورت اتفاقي و در حين رانندگي جوابم را دريافتم . و آن اين بود . : ايشان گفتند فرض كنيد اگر پيامبر زنده بود و در ايران بود . چه دغدغه هايي داشت . دغدغه ها را به دو دسته تقسيم كرد . اول دغدغه هاي داخلي و دوم دغدغه هاي خارجي . و گفت ايا متحد شدن دنياي اسلام براي پيامبر مهم نبود ؟ و آيا ازاد شدن قدس با اين همه سفارشات قران براي محمد مهم نبود ؟ پس او صد در صد ضمن تلاش براي حفظ موقعيت ايران (كه نبايد اين را مديران ما فراموش كنند !) در صدد ازاد سازي قدرس پيش ميرفت . چرا كه قدس در موقعيت جغرافيايي بسيار حساسي قرار دارد . تحليلگران يهود به خوبي ميدانند كه اگر قدس را بگيرند يعني نصف جهان را به تسلط خويش دارند . آيا بر ما واجب نيست كه آن ها بشناسيم . و اگر شناختيم . آن موقع به قدر و ارزش ستاره هاي خود بيشتر پي ميبريم . در حقيقت شناخت واقعي اسلام جز با شناخت واقعي يهود ميسر نميشود .
پايدار باشيد . ايرواني