عزيز ...
به اين جمله دقت كنيد : : خدايا ما را به صراط عزيزي كه ذليل قدرتش نيست نزديك گردان .
به نظر شما " قوي تر "بودن بهتر است يا "عزيز "بودن ؟ قكر ميكنيد فرق اين دو لغت چيست ؟اين همه كلمه عزيز را استفاده مي كنيم فكر ميكنيد معناي آن يعني چي ؟
"عزيز " در معناي لغوي و در تعريف لغوي يك قدم بالاتر از " قوي " است . قوي در معناي كسي است كه داراي قوت و يا قوت هايي است . اما عزيز به كسي ميگويند كه بر قوت هاي خودش مسلط است . گاهي آدم ها خيلي قوي هستند ولي بر قدرت هاي خودش مسلط نيستند . ديگران ميتوانند انسان را بازي دهند و چون بر قدرت هاي خودش مسلط نيستند ، ممكن است شكست بخورند .اما !... عزيز بر خودش مسلط است . و بر قدرت هايش نيز .
حالا بگيد توي زندگي مان چند نفر "عزيز " داريم؟
2. امروز براي طراحي مدرسه ، بچه ها پلان ها را جستجو كردند و رمپ ها و مسيرهاي ورودي و آسانسور و سرويس ويژه معلولين را در پروژه هاي خارجي ميديدند .. باورشان برايشان مشكل بود كه نظام شهر سازي و معماري ما اين همه در اين موارد ضعيف بود ... با سوال هاي جالبي بحث را شروع ميكردند و من ان ها را هدايت ميكردم . در نهايت چند تا چيز را به خوبي ياد گرفتند . ياد گرفتند كه لازم نيست براي معلولين مدرسه جدا . سينما جدا . بيمارستان جدا ... و غيره ساخت و ديگه ياد گرفتند ان ها با ما ها هيچ تفاوتي از نظر حقوق شهري ندارند ... فضاي خيلي خوبي بود . حداقل خودم لذت ميبردم .
3. ديدن دوباره اولين دفتر مهندسي اي كه در سال 1377 مشغول بودي به تو كمك ميكنه دوباره تمام ان خاطرات شيرين دفتر مهندسي خاطرم مي آمد . و خب اين اتفاق براي من امشب رخ داد . آقاي مهندس اشرف زاده از معدود مهندساني است كه بسيار به اندوختن و فرا گرفتن علاقه دارد و جالب تر اينجاست كه زكات اين كار را نيز به خوبي انجام ميدهند . ان قدر كه بخش زيادي از اموزش تجربي دوره معماري را من آنجا كسب كرده ام . نيرويشان دو چندان باد .
4. يكي از دانشجوهاي عمران ، از دانشگاه زابل توي دفتر بود ... از دكتر ده مرده ميگفت . عطش داشتم براي شنيدن ... عطش فراوان . تعجب كرده بود چطور نديده اين قدر اطلاعات داشتم ...(:D اميد وارم بتوانم ايشان را ببينم و يا تماس ايميلي را با ايشان برقرار كنم و از تجربه هاي ايشان بهره مند بشم ... به اميد آن روز .
*************************
شناخت يهود ، شماره (4)
بر كلامي كه بر شما امر ميفرمايم ، چيزي ميفزاييد و چيزي از آن كم مكنيد .
كشتن پيامبران :
خداوند براي اصلاح اين گروه پي در پي پيامبر ميفرستاد ،آنان نيز پيامبران خدا را ميكشتند .
ما از بني اسرائيل پيمان گرفتيم و پيامبراني برايشان فرستاديم هرگاه كه پيامبري چيزي ميگفت كه با خواهش دلشان موافق نبود . گروهي را تكذيب و گروهي را ميكشتند .
خداوند قتل انبيا را به اين مجموعه نسبت ميدهد . در حالي كه همه بني اسرائيل پيامبر كش نبودند . دليل ، آن است كه اينان گرد محور و سازماني منحرف جمع شده بودند و كار آن سازمان را تاييد ميكردند . ما از آن سازمان تحت عنوان سازمان " يهود " تعبير ميكنيم . سازماني كه هم دوره ديده . هم تجربه علمي و عملي دارد و امروز نيز به شدت منحرف شده است . اينان همه ،همانند دزداني هستند كه با چراغ روشن آمده اند و انبيا در صددند اين چراغ به دستان را از دزدي بازدارند .
پايدار باشيد . پونه