چهارشنبه، ۱۴تیر ۱۳۸۵

سوال های با جواب و بی جواب ( رفاه از دیدگاه شخصی من )

زندگی ایده آل ....چندی پیش با یکی از دوستان بر سر اینکه رفاه مادی یعنی چه و چه چیز هایی باعث اختلافات در زندگی زوج های جوان میشود را هم گفتگو  می کردیم . خب نتایج جالبی حداقل برای خودم بوجود آمد که دوست دارم این ها را اینجا بنویسم . در آن صحبت ها ما در نهایت نتوانستیم تعریف مطلقی از " رفاه"  داشته باشیم و اینکه تمام چیز ها گفته شده  برای هر خانواده ای " نسبی "  است و ضرورتی نیز ندارد تماما از یک قانون پیروی کنند اما نکات مشابهی دارند که من آن ها را با مثال عنوان می کنم چرا که با مثال بسیاری از نسبی ها جنبه عینیت به خود می گیرند و قابل لمس می شوند .
حداقل برای خودم میتوانم رفاه را در سه مقوله تعریف نمایم و چیزی خارج از این ها را زیاده خواهی و یا اسراف بدانم . من رفاه را در سه چیز جستجو میکنم . اول ورزش . دوم تحصیلات و سوم چیز های که دوستشان دارم و یا دو ایتم بالا را برای این مقصود می خواهم . هر تلاشی که برای جمع آوری پول و مادیات باشد برای مصرف در این سه حیطه استفاده می شود و چیز هایی که خارج از آن هستند را میگویم : اسراف و ویا ولخرجی . باز هم میگویم شاید برای یک نفر دیگر این اصلا ولخرجی نباشد . و کاملا به شرایط یک خانواده و نوع تربیت آن در سالهای زندگی اش  بر می گردد .
حوزه ورزش را میشود به دو دسته تقسیم کرد : اول سلامت جسمی و سلامت روحی . حال دقت کنید مثلا اگر قرار باشد با توجه به علایق بنده به کوهنوردی رفت باید تمامی تجهیزات کوهنوردی را تهیه نمود . و یا باشگاههای مختلف . کتب ای که مربوط به سلامت روحی ما مربوط میشوند و یا مسافرت های ساده ای که در طول سال چند بار اتفاق می افتد . یعنی من آن قدری کسب در آمد میکنم که به این خواسته هایم برسم .
در خصوص تحصیلات : فکر میکنم برای همه ما روشن و واضح است مثلا برای فرزند مان بخواهیم بهترین مدرسه ثبت نام کنیم و ان مدرسه هزینه ای را نیز دریافت میکند . و یا لازم باشد به نمایشگاه کتاب برویم و کتب معماری ای را تهیه نماییم . یا لازم باشد ساعت های طولانی ای مطالبی را از نت دریافت کنیم . و یا لازم باشد کامپیوترمان را ارتقا دهیم . یا لازم باشد برای تز دکترا 5 تومان خرج کنیم . و یا خیلی مثالهای دیگر ... که من تا زمانی کسب در امد میکنم که برای این گونه ایتم هایم به علامت سوال برنخورم . یعنی به مشکلات زیادی برخورد نداشته باشم .یک ضرب المثل فرانسوی میگوید :  پول، به عقلا خدمت می کند و بر احمقان حکومت.

در خصوص چیز هایی که دوست دارم و یا دو ایتم بالا را برای موارد زیر میخواهم : میتوانم مقوله هایی چون کار های هنری .عکاسی و کارهای هنری دگردیسی  و کارهای داوطلبانه مثلا مثل جهادی و کار های تحقیق معماری برای روستاییان و تالیف و تحقیق و خیلی چیز های دیگر ... را به آن بپردازم . برای مثال آن میگویم اگر لازم باشد یک دوربین عالی تهیه نمایم و با آن عکس های دیزاین تیهه کنم. در جشنواره های عکاسی شهر های مختلف شرکت کنم . و یا برای کار های جهادی به نقاط مختلف کشور به راحتی سفر کنم . ( یعنی برای تحقق این کار ها لازم است هم وقت آزاد تری داشته باشم . و هم در آمد کافی تری . در غیر اینصورت بخش زیادی از ایتم هایی که دوست دارم به خودی خود محقق نمی شوند . )
حال بیایید چند گزینه را با هم بررسی کنیم : مثلا :
اگر من نتوانم در نمایشگاه کتاب کتابهایی را که دوست دارم تهیه کنم ( این منافاتی با عضو شدن در کتابخانه ها و نت ندارد . ) من نمی توانم بگویم رفاه دارم .
اگر نتوانم برای مثلا کوهنوردی کیسه خواب مدل مجهز تری را تهیه نمایم . پس من رفاه نسبی ندارم .  
اگر نتوانم برای سلامت جسمی خانواده ام  هزینه دندانپزشکی را ( مثلا 500 تومان )  تا یک هفته دیگر جور کنم من به این نمی گویم رفاه دارم .
اگر نتوانم لبنیات و شیر و کلیه مواد غذایی ای که برای بدن بسیار ضروری است و این ها با شرایط مثلا شهر تهران ( که آدم شک میکند این ها چیست که میخورد ) و اگر نتوانم بهترین را تهیه کنم پس دارم به بدن خود ضرر میرسانم .
اگر نتوانم برای یک سفر کاملا اضطراری خانواده  و یا کاری از  هواپیما استفاده نکنیم . و با ولوو 20 ساعت راه را با کوفتگی برسم نمیگویم من رفاه دارم . ( این اصلا منافاتی با صبر و تحمل یک نفر ندارد . یعنی چه بسیار اتفاق افتاده که بنده این کار را کرده ام . )
اگر لازم باشد به دلیل اضافه شدن قطعات سیستم کامپیوتری میزم را ( یعنی بخشی از مبلمان ) را عوض کنم و نتوانم از عهده خرجش حداقل یا سه ماه بر آیم این یعنی عدم رفاه .
و یا اگر به خاطر شرایط کاری که به من مرخصی ندهند و زمان کاری ام دست خودم نباشد و یا با این کار از حقوقم بسیار کم کنند ...  تا بتوانم مثلا به خدمت جهادی در آیم .. پس از نظر مالی نتوانستم برای خود رفاه زمانی ایجاد نمایم .

اما ...
لزومی ندارد مهمانی آنچنانی بگیرم . و اگر نتوانستم .. بگویم رفاه ندارم . این از نظر من کم عقلی است . ( باز هم میگویم نسبی است . )
لزومی ندارد به مسافرت های انچنانی بروم . و اگر همان سه چهار روز مثلا به شمال یا اصفهان یا شیراز و یا ساخل زیبای چابهار با خوشی بروم این برایم لذت چندان برابر را دارد .
لزومی ندارد هر چند سال یک بار وسایل خانه ام را تعویض نمایم  . این به نظر من اسراف است . که الحمد الله اغلب زنان در این کار مهارت زیادی دارند .
لزومی ندارد طرف زندگی ام را مجبور به خرید انواع زیور الات نمایم که مثلا مانند مد روز پیش بروم . این از نظر من بی عقلی زنان را نشان میدهد .
لزومی ندارد در اوایل زندگی مشترک ؛  طرفم را مجبور به زندگی کردن در مناطق خاص نمایم . و یا اینکه  مثلا اصرار به اینکه اپارتمان 80 متری خود را 200 متری نمایم . این یعنی غر غر کردن و اذیت و تحت فشار قرار گرفتن یک نفر در زندگی .

و خیلی از مثالهای دیگر ....

اما در بین این نکات مهم تری نیز هست که ما غالب جوانان و بخصوص دختران  آن ها  را  فراموش کنیم و انتظار داریم که تمام این ها در اول زندگی برایمان فراهم شوند . بسیاری از دختران ایرانی به جای اینگه دیدگاههای خود را از رفاه بگویند و بعد ببینند این ها با رفاه فعلی خانواده دو طرف هماهنگی دارد یا خیر .. رفاه را مستیقما از مرد زندگی شان که اتفاقا تازه فارالتحصیل شده و یا تازه وارد بازار کار شده است . به نظر من این یعنی بی انصافی .
نکته قابل توجه اینست که بسیاری از چیزها در طول زمان و با تلاش هر دو طرف به دست می آید . یعنی اگر یک خانم رفاهی را انتظار دارد و یا میل نیست در زندگی اش خدشه ای وارد شود .. به نظر من باید در شرایط اجتماعی و اقتصادی جامعه مان خود نیز برای این رفاه تلاش نماید . و مانند خیلی از دختران امروزی سوسول بازی در نیاورد و در زندگی هماهنگ کار کند .
نکته ای دیگری که به نظر من خانواده ها باید رعایت کنند اینست که بچه هایشان را برای هر سختی ای آماده کنند . در عین رفاه سختی طلب نیز باشند .  یعنی علاوه بر اینکه سعی در تامین رفاه آنان میکنند آن ها را قانع بار بیاروند . تا در صورت مشکلاتی مادی برای خانواده آن ها ظرفیت پذیرش خیلی چیز ها را داشته و از پا نیفتند . برای مثال در م ورد خواسته های بچه هایشان آن ها را زود به خواسته نرسانند , بلکه او را مجاب به انتخاب ها و محدودیت هایی کنند و یا برای بخشی از تهیه آن خواسته ( مثلا یک سیستم کامپیوتری و یا یک دوچرخه و یا خیلی چیز های دیگر ) او را نیز در خرید آن شریک بدانند و از او نیز بخواهند برای تهیه آن تلاش کنند . حتی به میزان بسیار بسیار ناچیز . ما اینگونه است که به فرزندانمان یاد میدهیم که چطور برای خواسته هایشان تلاش کنند و برای آن ها راه حل هایی بیابند . این تربیت در آینده به زوج های جوان کمک میکند که بخش زیادی از مشکلاتشان را بتوانند حل کنند ؛ که یکی از این مشکلات میتوانند مقوله مسایل اقتصادی و رفاه مالی باشد .
مورد بعدی ای که ما اغلب زنان رعایت نمی کنیم . صبر در مقابل شرایط مادی همسرمان است . یعنی از او انتظارات یک شبه داریم و یا یک ساله در مورد شرایطی چون مسکن و غیره داریم . این اشتباه است . باید تحقیق نماییم که چقدر ان مرد برای زندگی اش تلاش میکند و اگر در این مورد اطمینان بدست آوردیم به نظر من دیگر نباید منتظر نتیجه اش باشیم . نتیجه دیگر مهم نیست . چون با به مرور زمان به چیز هایی که هر دو میخواهیم دست پیدا میکنیم . یک ضرب المثل انگلیسی میگوید : شوهر به مرد کن نه به پول.
و مهم ترین چیزی که در انتخاب همیشه و همیشه فراموش میکنیم و یا حداقل به چیز هایی که اعتقاد داریم جنبه عینی نمی بخشیم . باید توکل کرد . یعنی واقعا لزومی ندارد بخش زیادی از مشکلات را خودمان حل کنیم . بلکه لازم است بسیاری از آن را به خداوند بسپاریم . این اصلا به معنی این نیست در خانه مان بخوابیم . بلکه در عین تلاش فراوان دیگر نگران نتیجه نباشیم . و به جلو برویم . یعنی از کم شروع کنیم . قانع باشیم . و تلاش کنیم و برای چیز هایی که میخواهیم زحمت بکشیم .
نکته را میخواهم در انتهای بحث بگویم . چرا مردم کشور فقيری مثل نيجريه از ثروتمندترين ملل جهان بيشتر احساس خوشبختی می کنند؟ اخیرا" در یک نظر خواهی که در فرانسه٬ آلمان٬ انگلستان و آمریکا انجام شد از مردم خواسته بودند : "چه عواملی را در سعادتمندی انسان موثر میدانید؟ "
89% تندرستی را جزو عوامل خوشبختی و سعادت عنوان کردند٬ کردند٬ 79 ٪ به داشتن شریک زندگی ایده ال٬ ٪ ۶۲ داشتن فرزند را عامل سعادت تشخیص دادند. ٪ 51 فکر می کردند شغل مناسب تأثیر زیادی در خوشبختی اشان دارد و با اینکه معروف است پول خوشبختی نمی آورد 47 ٪ معتقد بودند "پول" مستقیما عامل خوشبختی است. اما به نظر من بيش تر آدم ها فکر می کنند، آنچه خيلی مهم و سخت است به دست آوردن خوشبختی و سعادت است، در حالی که من مطمئنم آنچه خيلی سخت تر است حفظ سعادت است و نگهداری خوشبختی. خود خوشبختی ممکن است با مساعدت الهی يا شانس يا تقدير و يا..... به دست بيايد ولی آنچه مسلم است حفظ آن بدون عقل و تدبير و کمک و یاری خداوند و تلاش هر دو نفر  ميسر نيست.
در حقیقت میتوانم این نتیجه را بگیرم . از یک طرف رفاه مهم است و از طرف دیگر خیر . مهم به این دلیل که بدون آن نمیشود به خواسته هایمان برسیم . و بی ارزش به دلیل که با کمی تدبیر و زحمت بدست میآید . ( باور کنیم که بدست میآید . ) فقط کافیست بسیار  تدبیر ( با هوش فرق میکند ) . بسیار تلاش . بسیار صبر و  فراوان توکل داشته باشیم . 

 
در پایان دو جمله زیبا از حضرت علی می نویسم :
از حضرت پرسیدند ؛ بزرگواری چیست ؟
جواب دادند: تحمل کردن غرامت ها و اساس زندگی را بر اخلاق پسندیده قرار دادن.
از حضرت پرسیدند ؛ ثروت چیست؟
جواب دادند: آرزوی کم و خشنود بودن به مقدار کافی.

با همين موضوع

نظرات

تمام این ها را گفتم . اما یک نکته همیشه و همیشه یادمان باشد که این ها همه اش نسبی است . و شاید در بعضی از اتفاقات بسیاری از این قوانین به هم بخورد و اساسا چیز دیگری تعریف شود . زندگی افرادی چون غاده . مهناز . فرشته . زهرا . ... و خیلی از عزیزانی که چیز هایی که به دنبالش بودند را یافتند و به راحتی از بقیه ایتم ها گذشتند . مهم اینست که ان ها را بیابیم . بقسه چیز ها تمامی اش به خودی خود حل شدنی است .

چهارشنبه، ۱۴تیر ۱۳۸۵

ممكنه يكي نخواد زندگي مرفهي داشته باشه!؟
با همان تعاريفي كه از رفاه كرديد!

چهارشنبه، ۱۴تیر ۱۳۸۵

و فكر كنم به شما بايد گفت مرفه بي درد

پنجشنبه، ۱۵تیر ۱۳۸۵

سلام. این بحثی که باز کردید به نظرم خیلی پیچیده است و به سطح درآمد افراد، سطح فرهنگی، نوع شغل، سطح اجتماعی و روش شخصی زندگی اونها بر می گرده. فکر نکنم بشه نسخه ای پیدا کرد که بتونیم برای همه بپیچیم. شاید در نظر داشتن اعتدال رو بشه یک معیار خوب در این مورد دونست. 

پنجشنبه، ۱۵تیر ۱۳۸۵

خوب اين جور كه شما نوشته ايد يعني هر وقت هر چيزي كه خواستيد بايد فراهم باشد، مخصوصا وقتي شرط سوم را گذاشته ايد كه چيز هايي كه دوست دارم.

 

مثلا امروز شما( مثل من)  از عكاسي لذت مي‌بريد و با آن راضي مي‌شويد ولي ممكنه فردا بخواهيد فيلم تهيه كنيد و خوب هزينه و قيمت و آزادي وقتش زمين تا آسمون با هم فرق مي‌كنه. شما اگر واقعا عكاس باشيد با يك دوربين مكانيكي ساده هم مي‌توانيد عكس هاي شاهكار بياندازيد ولي مي توانيد انقدر توقعتان را بالا ببريد كه يك دوربين كاملا فني هم راضيتان نكند. امروز به كوهنوردي علاقه داريد فردا به اسكي علاقه پيدا مي‌كنيد . اصلا مي دانيد خريد يك دست وسايل كوه نوردي فني بيشتر از 2 ميليون تومان هزينه لازم دارد. هيچ فكر كرده ايد با ايو پول چه كار ها مي‌شود كرد.

 

حالا خواستيد براي كسب علم و افزايش تحصيلات سفري يك ساله به خارج داشته باشيد (مي بينيد كه در همان راستا است) اين چقدر هزينه در پي دارد آيا اين بخشي از رفاه است. آمديم و شما ديگر با كار هاي داوطلبانه به اين شكل حال نكرديد آن وقت بايد چه كار كرد حتما مي‌خواهيد راه بيفتيد و نمي‌دونم آفريقاي جنوبي و... بروي براي كار داوطلبانه.

 

آن چيز هايي كه شما نوشته ايد :"اما .....لزومي ندارد اين طور باشد...................... به نظرم جزء  بديهي ترين چيز هايي است كه يكي مثل شما بايد بگويد مهم اين است كه شما يك معيار دقيق در زندگي ايجاد كنيد و خرج ها و كار هاي زندگي را با آن بسنجيد نه اين كه چون من عكاسي دوست دارم بايد عكاسي بكنم و اين يعني رفاه و....

 

نمي دونم معني اين عبارت حضرت علي رو مي دونيد يا نه : فالمتقون فيها هم اهل الفضائل :... ملبسهم اقتصاد و....  

 

پنجشنبه، ۱۵تیر ۱۳۸۵

نظر شما

  • لطفا در مورد موضوع و در صورت امکان فارسي بنويسيد، ممنون!
  • اگر نظر خصوصي‌ و يا غير مرتبط به موضوع داريد، لطف کنيد و از فرم تماس استفاده کنيد، ممنون!




مرا به خاطر داشته باش؟

(استفاده از html مجاز مي باشد)