چهارشنبه، ۲۹شهریور ۱۳۸۵

دیر یا زود به دنیا می آییم ...

برای عاقبت به خیر شدن همدیگر دعا کنیم .

دير هم نباشد.
از عالمی آمديم به اين عالم.
متولد شديم.

اولش سلول هم نبوديم.
بعد شديم سلول.
بعد لخته ای گوشت.
بعد....
به دنيا آمديم
.
حالا هم هيکلی يافته ايم و سر و وضعی.
صورتی و گردنی و شانه ای و بازوانی و ....
ببين وقتی دوباره متولد بشويم چی می شويم؟
"
مادر ِدنيا " 

آبستنِ قيامت ماست.
فکر کن الآن با اين هيکل موزونت
با اين چشمان زيبايت و اندام رعنايت

و با همه‌ی افکار و اخلاق و رفتارت٬
يک سلولِ اخروی بيشتر نيستی.

۶۰ - ۷۰ سال٬‌
کمتر يا بيشتر
-بسته به ا ستعدادت-
طول دوران حمل توست.

عزراييل هم قابله است.

قابل هم هست.

اگر خودت پا نگذاری به دنيای ديگر

نتوانی طفل وجود خودت را طبیعی حمل کني٬

سزارين ات می کند.
به اين عمل ِسزارین ٬ می گويند مرگ.

وقتی هم از اين دنيا کشيدت بيرون
و تو شدی «نوزادِ تازه متولد شده» ای در آن عالم٬
همين طور از پا ٬ دمر می گيردت؛
دو تا هم می زند پس گُمرت؛

که لخته خونی -چيزی- اگر در گلويت گير کرده است٬ بيايد بيرون. تا 
تا بتوانی در هوای قیامت نفس بکشی .

مادر ِدنيا غريبه نيست.
تقدير (و زوروان!) هم نيست.
خودتی و خودم.
خودت حمل می کنی طفل قيامتت را.
خودت آبستن طفل قيامت خويشی.

تنهايش مگذار.
بهش برس.
چيز خوب بخور؛
که بچه ات خوب بشود.
خوشگل بشود.
قوی بشود .
نور چشمت بشود.

بچه ات اگر نارس شد٬
مرض دار شد٬
بيمار شد٬
قوی نبود

...

يا -زبانم لال- مرده به دنيا آمد؛
خودت غصه می خوری.
خودت.

بند الف : از دست نوشته های خوب آقای حاجی کریمی
بند ب : هر چه بیشتر نزدیک میشوم ان احساس گنگ و مبهم مهر ماه با ماه رمضان قاطی شده و ما هنوز بی خبرانیم .

با همين موضوع

نظرات

زيبا بود

پنجشنبه، ۳۰شهریور ۱۳۸۵

aptin na abtin haj khanom

پنجشنبه، ۳۰شهریور ۱۳۸۵

بازهم چه زود دیر شد.

شنبه، ۱مهر ۱۳۸۵

بازهم چه زود دیر شد.

شنبه، ۱مهر ۱۳۸۵

سلام

امروز روز اول ماه مبارک است ... نمی دانم ... نشانه ها را نمی بینم ... باید زمان بگذرد ... انگار اکنون همه چیز بسته است همه چیز عادی است فقط گرسنگی ... باید زمان بگذرد ... شاید روزهای بعد با روزهای قبل فرقی بکند ... شاید اتفاقی بیفتد ... شاید فرصتی ... شاید باز دوباره متولد شوم ... باید نشانه ای باشد ... باید نشانه ای دیده شود ... باید نشانه ای ببینم ... به خود می گویم که اما نشانه یک نشانه است ... باید نشانه را خواند. می توانم؟ می توانی؟ می توانیم؟

دوشنبه، ۳مهر ۱۳۸۵

پیشاپیش خیر مقدم می گویم به شهر دود و جمعیت خوش آمدید/ احتمالا برای عید فطر میهمان ابرشهر شما باشم

دوشنبه، ۳مهر ۱۳۸۵

نظر شما

  • لطفا در مورد موضوع و در صورت امکان فارسي بنويسيد، ممنون!
  • اگر نظر خصوصي‌ و يا غير مرتبط به موضوع داريد، لطف کنيد و از فرم تماس استفاده کنيد، ممنون!




مرا به خاطر داشته باش؟

(استفاده از html مجاز مي باشد)