سفره

اين زمين سفرهای است كه برای ما پهن كردهاند. خودش هم میگويد زمين را پهن كرديم. پهن كرديم يعنی همين. يعنی سفره است، يعنی بخور بخور است. حالا البته هنوز اين سفره پر نشده است. هنوز غذا را نكشيدهاند. فعلا همين ماست و ترشی و زيتون پرورده و آب و سبزی خوردن و كاهو و سركهانگبين و مربا و اين چيزها را چيدهاند اما هنوز غذا سر بار است، دارد میجوشد.
وقتش كه بشود غذا را میكشند توی مجمعه و میآورند و هوش از سر همه میپرد. مست میشوند. همين بويش كه به دماغشان بخورد مست میشوند. همه هم میخورند. هم به همه میرسد هم همه میخورند. سير ام و ميل ندارم و صرف شد و اين حرفها هم ندارد. نخوری میخورانند بهت.
سفرهای كه برايت گفتم چهار تا هم خادم دارد. يكی يك مردی است كه كارش اين است هر جا میبيند يك عده جمع شدهاند میآيد خبر میدهد كه سفره را انداختهاند. از صاحب سفره تعريف میكند و از غذا و از سفره و اين حرفها تا دهن آدم آب میافتد.
دومی يك كسی است كه توی سينی تنقلات میگرداند. میآورد پيشت میگويد ميل كنيد. ميل كنيد و بیكار نباشيد تا غذا برسد.
سومی هم فقط كارش اين است كه غذا كه حاضر و آماده شد، يك شيپور دارد، شيپورش را میزند كه رسيد. غذا رسيد. بياييد. آن وقت اين شيپورش يك صدايی دارد كه همهی صداها تويش گم میشود. نه كه گوشخراش باشد. نه. صدای اصلی است. صدای امی است. امی را كه يادت هست؟
چهارمی هم لقمه میكند و میگذارد دهنت. همه هم بايد بخورند. همه هم میخورند. همهی نفوس. هر نفسی میخورد اين لقمه را.
................. خدا کند قدر این سفره را در ماه رمضان بدانیم .
از دست نوشته های حاج ابراهیم دولابی
با همين موضوع
نظرات
اولش كه شروع كردم به خوندن ، فهميدم كه عرفان مطلب بايد خيلي بالا باشه
بنابراين خيلي زود آخر مطلب رو يه نگاه انداختم......
سلام.تا آن جا که یادم هست از میرزا دست نوشته ای بدین گونه باقی نیست.حرف هایش است که قلمی اش کرده اند و طبع را به زیور آن کلام آراسته اند....چندین بار دنبال وبلاگت گشتم.می رفتم در irvani.org و چیزی غیر از هوم پیج شما می آمد. کم کم بی خیال شده بودم....خوشوقت شدم که مجددا این وبلاگ را دیدم.
نظر شما
- لطفا در مورد موضوع و در صورت امکان فارسي بنويسيد، ممنون!
- اگر نظر خصوصي و يا غير مرتبط به موضوع داريد، لطف کنيد و از فرم تماس استفاده کنيد، ممنون!