اعتراف
1- چقدر لذت ميبرم از آدم هايي كه احساسات نابشان را بيان ميكنند . بي آنكه چيزهايي كه مثل سد جلو افكارشان، احساساتشان را گرفته و مانع از گفتنش باشد . چه بسيار از اين انسان هاي ناب خوشم مياد . باور كنيد حتي اين تيپ ادم ها خلاق تر و باهوش ترند . انسان هايي كه مفاهيمي چون عشق . دوست داشتن . ترس . ايمان . منطق . دلتنگي . خجالت . خنده . نگراني . ابهام . گفتگو . شجاعت . بيمنطقي ... و هر صفت ديگري را راحت درك ميكنند و راحت انعكاس ميدهند . ديديد ادم هايي كه مثلا از يك چيزي ميترسند اما اين قدر ان را پنهان ميكنند كه ادم خنده اش ميگيره ؟ .. خب عزيز دل من ، بگو ميترسم . چرا مرتب مي پيچوني ادم رو ؟! .. يا بگو دوستش دارم شايد بشه يك كاري كرد برات . يا بگو نمي خوامش .... اين كه خيلي بهتره كه مدام با خودمان درگيري داشته باشيم . منظورم اين نيست به كسي بگوييد . منظورم اينه كه با خودمان روراست باشيم .
2- هنر ما نزد جهانيان است و بس .... ! چند وقتي ميشه توي كاري تحقيق ميكنم و مي بينم بهترين سايت هاي خوشنويسي ما مربوط به كشور افغانستان است و بهترين سايت هاي فرش ما مربوط به كشور هاي اروپايي . بهترين سايت هاي موسيقي سنتي مثل سنتور مربوط به ژاپن است . بهترين سايت هاي معماري ما مربوط به كشور هاي اروپايي . و بهترين نقد تخت جمشيد و بناهاي هخامنشي مربوط به ايتاليا و انگلستان است .... عجب دسته گل هايي هستيم !
3- دل یک مشت نسل اول و دومی٬ دل یک مشت تنگ نظر و خانم باجی به دست بیاید.گور پدر هر کسی که خوشش نمی آید.رضا خان به زور حجاب را از سر زن و بچهی مردم کشید.ما به زور می کنیم سرشان! به عنوان يك خانم محجبه جدا از اين طرح حالم به هم ميخورد . در كشور هاي اروپايي می گویند اگر خلاف قانون -ولو غلط باشد- کردی٬ در مراکز عمومی و دولتی جلویت را می گیرم. نمی افتد به جان مردم !! .خودش را با مردم درگیر نمی کند. آموزش دهيد به جاي اينكه دعوا راه بيندازيد ....
4- وقتي آدم مي توانه بگه چقدر آدم بامرامي است چقدر ادم باحالي است كه دقيقا در شرايطتش تو مرحله عمل قرار بگيره ... و من جدا در چندين نوبت حالم از خودم به هم خورد . اعتراف ميكنم ، متاسفانه ، خلاف چيز هايي را عمل كردم كه به آن ها اعتقاد داشتم .. و يا حداقل ادعاي اعتقاد داشتن ميكردم . واي كه چه حس بدي دارد وقتي خودت را بهتر ميشناسي و نمره ات هم در اين شناختن بسيار خراب است ........ چقدر بد .
5- فكر ميكنم سايت بايد كمي تغيير كند . چه از نظر محتوا . چه طراحي و يا موضوع بندي . مدتي است برنامه هاي طراحي سايت را كار نكرده ام و ديگر نميتوانم قالب هاي قديمي را به روز كنم .
شما دوست گرامي ، یک سوال، که اگر جواب بدهید٬ خيلي ممنونتان ميشوم ، فقط براي اينكه درك كنم از سال 82 تا كنون از نظر شما چه نوشته ام ؟ یک نوشته را٬ به عنوان بهترین نوشته ام انتخاب کن.اگر عنوانش هم یادتان نیست٬ محتوایش را یادآور شو. ممنون .
با همين موضوع
نظرات
خيلي طول كشيد تو زندگيم تا به 1 رسيدم ...
- هنر ما نزد جهانيان است و بس .... !
3- نظزم رو تو بلاگم گفتم
4- هنوز اين حس رو نداشتم
به داوران مسابقه وبلاگهای معماری اعتماد کنیم
این جمله ای است که در تیتر یکی از پستهای جناب هوشیار یوسفی نقش بسته بود اما چون جناب یوسفی خیلی هوشیار بودند اسمی از خودشون تو لیست داوران نیاورده بودن و البته دلیل این هم کامل روشن شده . داورانی که جرات ندارن امتیازاتی را که داده اند آشکارا بیان کنند و محکم و با ادله پشت نظرشون بایستند تکلیفشان کاملا روشنه . اینها آدمهای ضعیفی هستن که صرفا با باند بازی و رفیق بازی با هر مساله ای برخورد میکنن. البته من جدول امتیازات را دیده ام و بطور مثال امتیازدهی کیلویی آقای یوسفی را میتونم مثال بزنم و همه میدونن فعلا چه کسی را باید بالا میاوردن و چه کسانی را حق کشی می کردن. کاملا واضحه که ایشان اصلا کاری به جدولی که تهیه شده بود نداشتن و سایر مواردی که همه می دانند ... لطفا در صورت امکان جدول را در سایت خود قرار دهید تا همگان با ماهیت واقعیه بعضی ها آشنا بشوند .... با تشکر
اما چگونه یک داور می تواند بی طرف باشد ؟
جواب این سئوال بسیار ساده است .اگر کسی در نقش پادو برای شما باشد می توانید از امتیاز 100 به اون 200 بدهید ولی چون چنین چیزی اصولا امکان پذیر نیست امتیاز 93 می تواند بسیار مفید باشد.چون هم دهن پر کن است و هم شما را به اهداف والایتان می رساند اما فردی مانند آقای ایزد پناه امتیاز 10 هم نمی آورد...
اگر کسی به جناب آقای رئیسی اهانت کند قطعا امتیاز 72 برای عقب نماندن از قافله رقابت مناسب خواهد بود چراکه اصولا رئیسی اصول پدری و پسری را زیر پا گذاشته و پروراندن نوچه از اصول رقابت در بازی وبلاگی است ...
چرا دید هفتم ؟؟؟
دید هفتم عنوان وبلاگی است که نام آن تا قبل از مسابقه وبلاگی حتی به گوش من هم نخورده بود اما با مشاهده عملکرد چندین ساله این تبریزی های عزیز دریافتم که وبلاگ نسبتا موفقی است اما سئوالی که برایم پیش آمد این بود که آیا این وبلاگی در حد و اندازه های مقام نخست بود؟؟؟ جواب این سئوال بسیار جالب خواهد بود زمانی که 2 داور هم نام یعنی یوسفی و یوسف پور در کنار یکدیگر به نتیجه گیری نهایی برسند... حتی در مرحله نخست مسابقه جالب است که ببینیم وبلاگ نا آشنایی با کسب تنها 70 رای به عنوان محبوبتررررررین
وبلاگ معماری در دنیایی که صدها هزار بازدید کننده دارد انتخاب می شود اما چگونه ؟؟؟
معامله در دنیای مجازی نه در پشت درهای بسته بلکه از طریق ایمیل و ID و سایر امکانات صورت می گیرد به این صورت که هر دو نفربر سر یک موضوع مشترک به توافق می رسند یکی دوست نزدیک خود را در اولویت قرار می دهد و دیگری کسی را که به او نیاز مبرم دارد ...
یک معامله چگونه صورت می گیرد ؟؟؟
جریان بسیار روشن است. یوسفی نظرش نسبت به کسانی است که یا کلا جزء وبلاگهای بی نظر و بی تاثیر هستند و یا اینکه موی دماغ کسانی شده اند که با یوسفی عزیز مشکل دیرینه دارند و یا اینکه در نقش پادو برای ایشان بوده اند و خواهند بود... پس با یوسف پور عزیز به مذاکره می نشینند تا هر یک گلچینی از دوستان خود را برگزینند و در نهایت آرا را به نحوی تنظیم نمایند که وبلاگهای مورد نظرشان در مکانهای مورد نظر جا خوش نمایند... به همین راحتی یک معامله صورت می گیرد اما هیچ کس گمان نمی کرد که روزی دست آقایان رو خواهد شد ...
دو وبلاگ (میان گستره) و (کارگاه معماری ایزد پناه) از دید آقای یوسفی:
بنده با هر روشی اصول ده گانه امتیاز دهی به این دو وبلاگ را آزمودم . هر کاری کردم نتوانستم در یابم چگونه باید امتیازات را تقسیم بندی نمایم که در نهایت عدد 10 برای کارگاه معماری و عدد 93 برای میان گستره حاصل گردد. نمی دانم این دو وبلاگ از لحاظ موجز و سلیس بودن مطالب با هم تفاوت بسیار شدیدی دارند یا از لحاظ اصیل و دست اول بودن مطالب... گیرم که جناب یوسفی در این دو گزینه برای کارگاه معماری امتیازات صفر و صفر و برای میان گستره امتیازات 15 و 20 یعنی نهایت امتیاز را در نظر بگیرند اما در دو مورد سادگی و زیبایی قالب وبلاگ و برخورداری از لینکستان فعال چطور؟
کاملا روشن است که هر دو وبلاگ قالب نسبتا مشابهی دارند و اتفاقا لینکستان کارگاه معماری پربارتر از لینکستان میان گستره است اما نتیجه باز هم همان است که باید باشد... میان گستره حداکثر امتیاز و کارگاه معماری صفر و صفر و .... اگروجدان دارید شما قضاوت کنید !!!
کلام آخر:
بنده نه نفعی در این ماجرای وبلاگی دارم و نه به دنبال مطرح شدن هستم چراکه اصلا پایگاهی برای ارائه نظراتم در اختیار ندارم و وبلاگ نویس هم نیستم و با هیچ یک از وبلاگ نویسان محترم هم آشنایی ندارم اما افتخار آشنایی با جناب یوسفی را در دانشکده محل تدریس ایشان داشته ام و به خوبی با خلق و خو و مرام ایشان آشنا هستم. اگر قرار بر افاضه کلام بیهوده از سوی ایشان باشد و بخواهند مقابله متقابل یا به قول خودشان فرار به جلو داشته باشند و با کامنتهای تخریبی اصل ماجرا را به حاشیه برانند، من هم به ناچار ناگفته های بسیاری را از عملکرد چندین ساله ایشان باز خواهم گفت....
اما این مسابقه فرصتی پیش آورد برای شناخت. برای اینکه بدانیم استاد دانشگاهی که مسئول تربیت یک نسل است خود چگونه عملکردی دارد و چه روشی را در پیش گرفته است. باید بدانیم کسی که امروز انتشار نشریه ای را در دست دارد و مروج فرهنگ معماری یک جامعه است چگونه به دنبال مطامع شخصی خود می گردد و چه انتظاری از یک چنین منتقدی می توان داشت. منتقدی که به زمین و زمان پیله می کند تا در نهایت منافع شخصی خود را بازیابد نمی تواند منجی معماری یک جامعه تلقی گردد ولی افسوس که این افراد در سایه بی خبری ما همچنان بی پرده می تازند و روزی در مقام استاد، روزی در مقام سردبیر، روزی در مقام نویسنده یک کتاب و روزی شاید در مقام رهبر یک طیف به گسترش انحراف فکری خود در این جامعه سردرگم بپردازند ...آری بدانیم این همه ناله هایمان از کلاف سر در گم این جامعه نابسامان نه از عملکرد افراد عامی جامعه بلکه از عملکرد طیفی نشات گرفته که نام قلم به دست و روشنفکر را بر خود نهاده اند...
ننالیم از دیگران، به خودمان باز آییم ... اگر دین نداریم،لااقل آزاده باشیم
نظر شما
- لطفا در مورد موضوع و در صورت امکان فارسي بنويسيد، ممنون!
- اگر نظر خصوصي و يا غير مرتبط به موضوع داريد، لطف کنيد و از فرم تماس استفاده کنيد، ممنون!