دوشنبه، ۱۴خرداد ۱۳۸۶
ابهت ...
از خواب پا ميشي ... اول صبح را ميگم . مي بيني يك نفر چنان هوشيار ، چنان متواضعانه ، چنان باوقار . با چشمان اشكي داره نماز ميخونه ... اون قدر نماز خوندنش ابهت داره كه يك لحظه مو به تنت سيخ ميشه ... احساسش ميكني بدنت ميلرزه ....
واي كه چقدر در آن لحظه از خودت متنفر ميشي .... از خودي كه خيال ميكند ايده ال است ....
پي نوشت : خدا عاقبتمان را به خیر کند.
با همين موضوع
نظرات
سلام
احوال شما استاد؟
انشا الله که خوب هستید دیگه؟
اون زمان که از خواب بیدار میشوید برای رازو نیاز التماس دعا داریم...
چهارشنبه، ۱۶خرداد ۱۳۸۶
نظر شما
- لطفا در مورد موضوع و در صورت امکان فارسي بنويسيد، ممنون!
- اگر نظر خصوصي و يا غير مرتبط به موضوع داريد، لطف کنيد و از فرم تماس استفاده کنيد، ممنون!