جمعه، ۱۹مرداد ۱۳۸۶

18 ام ...

24 ام قرار بود یک اتفاقی بیفتد ... اما به جای آن 18 ام یک اتفاق افتاده است . میگه : پونه توی زندگی ام روز های 18 ام ماه های شمسی اتفاقات مهمی برایم افتاده .... خدا به خیر کند !...

پروژه توانبخشی تمام شد .. منظورم همان فاز یک است . پروژه دیگر هم هنوز ران نشده . نمیدانم خرج های زندگی از کجا جور میشود .... تنهایم ... شاید سه چهار روزی راهی نیشابور باشم ... بسیار بسیار خسته ام ... اما آرام و دلشاد .

آدم توی وقایع خاص اطرافیانش را بهتر میشناسه . و گرنه اکثر آدم ها وقتی اوضاع رو براه است . وقتی همه چیز ارامه  . وقتی کسی اذیتت نمیکند ، وقتی چرخ روزگار با تو سازگار است همه خوش اخلاق و با مرامند . در طی این چند روزه اطرافیانم را بهتر شناختم ... بهتر متوجه شدم که آدم باید ایمان و آرامش درون در قلبش باشد ... که بود ... ( فهمیدید چی گفتم ؟)
ای زمین این مردگان را دفن کن .... چه کم بود پیش ما... و اجلی که حتی 24 ساعت فرصت دیدن یک مادر را  واسه پسر نداد ..... دلم برای عمه خانم تنگ میشود .

با همين موضوع

نظرات

الخير في ما وقع

جمعه، ۱۹مرداد ۱۳۸۶

الصبر مفتاح الفرج

سه شنبه، ۲۳مرداد ۱۳۸۶

خدا رحمت كند.

سه شنبه، ۲۳مرداد ۱۳۸۶

سلام، چند مدتي است كه مطالب شما خيلي افت كرده، ديگه اون حال و هواي قبلي رونداره و درست شبيه شده به غر و لند ها و حرفهاي خاله زنكي يه دختر درمونده در خودش كه تو باتلاق زندگي داره دست و پا ميزنه. منو ببخشيد فقط اين يه هشدار بود كه غرق نشيد و از خودتون بيشتر از پيش فاصله نگيريد

شنبه، ۲۷مرداد ۱۳۸۶

گاهی انقدر دلم برای دوران ظهور لک میزنه که شاید برای یه بستنی یخی قدیمی تنگ نمیشه

شنبه، ۳شهریور ۱۳۸۶

بعد از مدتهای مدید به وبت سر زدم

قبل از ازدواج تمام فکر و ذکرت تشکیل خانواده بود و در آمدن از تنهایی ... اما می بینم هنوز داری می نالی ...

پس مشکل خودتی ... آدم نباید بیخودی ادعاش بشه ...مطالب امروزت را با مطالب قبل از ازدواج و قبل از تب جهادی شدن مقایسه کن شاید خودت بفهمی ...

چرا فکر می کردی شوهر کردن اینقدر مهمه ؟!!

پنجشنبه، ۸شهریور ۱۳۸۶

نظر شما

  • لطفا در مورد موضوع و در صورت امکان فارسي بنويسيد، ممنون!
  • اگر نظر خصوصي‌ و يا غير مرتبط به موضوع داريد، لطف کنيد و از فرم تماس استفاده کنيد، ممنون!




مرا به خاطر داشته باش؟

(استفاده از html مجاز مي باشد)